از گزارش فنی تا فشار سیاسی: آژانس چگونه وارد زنجیره فشار بر ایران شد؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۵۸۳۷

از گزارش فنی تا فشار سیاسی: آژانس چگونه وارد زنجیره فشار بر ایران شد؟

گزارش‌های آژانس مانند چاشنی انفجار در زنجیره‌ای عمل کرد که از اتاق‌های دیپلماتیک وین به بمباران ایران انجامید.
11

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو،"رجب صفروف" کارشناس سیاسی و ایران‌شناس معروف روس در مقاله‌ای با عنوان "جانبداری غیرقابل‌قبول آژانس بین‌المللی انرژی اتمی" برای خبرگزاری «نووستی»، چنین می‌نویسد: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ابتدا به‌عنوان یک داور فنی جهانی طراحی شده بود که تنها سرمایه و معیار اعتبار آن، واقعیت‌ها باشد: اندازه‌گیری‌ها، نمونه‌برداری‌ها، پلمب‌ها و گزارش‌های بازرسی. قرار بود دقیقاً همین مؤلفه‌ها مبنای نتیجه‌گیری‌های آژانس و تنها معیار تشخیص حقیقت باشند، اما در پرونده هسته‌ای ایران طی سال‌های اخیر، این سازوکار به‌شدت آسیب دیده است و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس در مرکز اتهام‌هایی قرار گرفته است که فقط از طرف مقامات تهران مطرح نمی‌شوند 

خلاصه این اتهام‌ها چنین است: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دیگر یک ناظر بی‌طرف نیست و در زنجیره‌ای سیاسی ادغام شده است که در آن، یک گزارش فنی به مبنایی برای صدور قطعنامه تبدیل می‌شود، قطعنامه بهانه‌ای برای بمباران فراهم می‌کند و بمباران نیز به پایه حقوقی برای بازگرداندن تحریم‌ها بدل می‌شود. در ادامه، هفت محور مطرح می‌شود که اتهام جانبداری آژانس بر پایه آنها شکل گرفته است.

۱. گزارش‌هایی با هشدارآمیزترین عبارات بدون اشاره به شواهد

رافائل گروسی در تاریخ ۳۱ مه ۲۰۲۵ گزارش فصلی درباره برنامه هسته‌ای ایران ارائه کرد: جمهوری اسلامی حدود ۴۰۹ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد انباشته کرده است، آژانس قادر به راستی‌آزمایی ذخایر نیست و دسترسی بازرسان محدود شده است.

وی ۹ ژوئن نیز در نشست شورای حکام اعلام کرد: «ایران بار‌ها یا به پرسش‌ها پاسخ نداده یا پاسخ‌هایی ارائه کرده است که از لحاظ فنی قابل‌اتکا نبوده‌اند.»

منتقدان به یک تناقض اساسی اشاره می‌کنند، خود گروسی در همان گزارش اذعان می‌کند: «آژانس هیچ نشانه‌ای از وجود یک برنامه ساختاریافته برای تولید سلاح هسته‌ای در اختیار ندارد.».

اما در قطعنامه‌ای که شورای حکام ۱۲ ژوئن تصویب کرد، این واقعیت در حاشیه قرار گرفت و در مقابل، این عبارت برجسته شد؛ «نمی‌توان اطمینان داشت که مواد هسته‌ای به مقاصد دیگری منحرف نشده‌اند.»

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در آن زمان صراحتاً اعلام کرد که گروسی «از منفی‌ترین عبارات ممکن با حداکثر ابهام استفاده کرده است» و افزود که در وین «به‌شدت روی او کار شده بود» تا چنین عباراتی را در گزارش خود بگنجاند.

اتهام مطرح‌شده این است که گروسی عباراتی را انتخاب می‌کند که نتیجه‌گیری گزارش را تا حد ممکن به مفهوم «عدم‌پایبندی» نزدیک می‌کند، حتی در شرایطی که داده‌های فنی خود آژانس چنین نتیجه‌ای را تأیید نمی‌کنند.

۲. قطعنامه شورای حکام به‌عنوان دستاویزی برای بمباران ایران

شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵ قطعنامه‌ای تصویب کرد که برای نخستین بار طی ۲۰ سال گذشته، «عدم‌پایبندی» ایران به تعهدات پادمانی خود ذیل پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را اعلام می‌کرد، تنها چند ساعت بعد، در ساعات اولیه صبح ۱۳ ژوئن، ارتش اسرائیل عملیات نظامی خود را آغاز کرد: بیش از ۲۰۰ فروند هواپیمای رزمی، بیش از ۳۳۰ مهمات و حدود ۱۰۰ هدف. نخستین حملات متوجه تأسیسات هسته‌ای نطنز، بزرگ‌ترین مجموعه غنی‌سازی ایران، فرماندهان نظامی این کشور و دانشمندان هسته‌ای شد. نتانیاهو نیز برای توجیه این حمله، مشخصاً به داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی استناد کرد، خبرگزاری بلومبرگ هم نوشت: «ارزیابی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی زمینه را برای بازگشت تحریم‌های گسترده سازمان ملل علیه ایران فراهم کرد.»

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با لحنی تند گفته بود: «شما حقیقت را در گزارش کاملاً جانبدارانه خود پنهان کردید، گزارشی که بریتانیا، آلمان، فرانسه و آمریکا از آن برای تدوین قطعنامه استفاده کردند و سپس همان قطعنامه را به‌عنوان آخرین دستاویز برای آغاز جنگ تجاوزکارانه علیه جمهوری اسلامی به‌کار گرفتند.»

در این روایت، توالی زمانی رویداد‌ها به‌عنوان شاهدی بر استفاده آگاهانه از یک فرصت مناسب مطرح می‌شود. همه مقدمات عملیات نظامی از پیش فراهم بود و تنها یک دستاویز رسمی لازم بود: حمله نه یک هفته بعد، بلکه تنها چند ساعت پس از رأی‌گیری انجام شد؛ زمانی که قطعنامه هنوز در کانون توجه قرار داشت و نگاه افکار عمومی جهان به وین دوخته شده بود.

گروسی نیز پیش از رأی‌گیری هیچ بیانیه پیشگیرانه‌ای درباره غیرقابل‌قبول بودن حمله به تأسیسات هسته‌ای صادر نکرد و تنها پس از آن گفت: «تأسیسات هسته‌ای هرگز نباید مورد حمله قرار گیرند»، بدون آنکه نامی از رژیم صهیونیستی اسرائیل ببرد.

۳. مکانیزم ماشه: گزارش فنی آژانس به‌عنوان مبنایی برای بازگشت تحریم‌ها

سازوکار اسنپ‌بک یا همان «مکانیسم ماشه» که می‌توان آن را «ترمز اضطراری» توافق هسته‌ای ایران دانست، این امکان را فراهم می‌کرد که تحریم‌های سازمان ملل ظرف ۳۰ روز و بدون تصویب قطعنامه جدید در شورای امنیت بازگردانده شوند، در این میان، گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نقشی کلیدی داشتند، زیرا همین گزارش‌ها به مبنای رسمی برای آغاز این روند تبدیل می‌شدند.

فرانسه، آلمان و بریتانیا در تاریخ ۲۸ آگوست ۲۰۲۵ با ارسال نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل، سازوکار اسنپ‌بک را فعال کردند. آنها برای اثبات «عدم‌اجرای اساسی تعهدات» مشخصاً به داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی استناد کردند. روسیه و چین تلاش کردند پیش‌نویس قطعنامه‌ای برای تمدید برجام ارائه کنند، ولی شورای امنیت آن را رد کرد، در نتیجه، از ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران رسماً بازگشته تلقی شدند.

منتقدان تأکید می‌کنند که این دقیقاً گزارش‌های گروسی بود که در اختیار سه کشور اروپایی E۳ ـ یعنی فرانسه، آلمان و بریتانیا ـ عباراتی «پاک»، دقیق و از نظر فنی سنجیده قرار داد؛ عباراتی که مبنای نامه مربوط به فعال‌سازی اسنپ‌بک قرار گرفتند.

گروسی از نظر رسمی کنار این روند ایستاده بود، نه خود اسنپ‌بک را فعال کرد و نه خواستار اجرای آن شد، ولی منتقدان می‌گویند بدون گزارش‌های او که در این زنجیره به تنها «مدرک فنی» تبدیل شده بودند، این مکانیزم عملاً نمی‌توانست به کار بیفتد.

اسماعیل بقایی این دیدگاه را به‌صراحت چنین بیان کرد: «مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سازمانی را که اعتبارش بر شایستگی فنی، بی‌طرفی و استقلال استوار بود، به حلقه‌ای از یک زنجیره بلند تبدیل کرده است که گزارش‌دهی فنی را به توجیه سیاسی و توجیه سیاسی را به جنگ پیوند می‌دهد.»

۴. اتکا به پلتفرم «پالانتیر موزائیک» (Palantir Mosaic): نظارت یا هدف‌گذاری؟

در ژوئن سال ۲۰۲۵، دستگاه اطلاعاتی ایران اسنادی منتشر کرد که بنا بر ادعای تهران، «همکاری مستقیم» رافائل گروسی با مقام‌های اسرائیلی را تأیید می‌کرد. به‌گفته ایران، این اسناد نشان می‌دهد اطلاعات محرمانه‌ای که از طریق پلتفرم «پالانتیر موزائیک» به دست آمده بود، منتقل شده است و محصول تجاری یک شرکت خصوصی آمریکایی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از سال ۲۰۱۵ برای نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران از آن استفاده می‌کرد.

پلتفرم «پالانتیر موزائیک» بیش از ۴۰۰ میلیون «شیء دیجیتال» را پردازش کرده است، از دفتر‌های ثبت فعالیت‌ها گرفته تا شبکه‌های اجتماعی کارکنان. این سامانه همچنین به انجام بیش از ۶۰ بازرسی سرزده کمک کرده است. بلومبرگ نوشته بود که این مکانیزم به بازرسان کمک می‌کند «ارتباط میان افراد، مکان‌ها و مواد را به‌صورت بصری ترسیم کنند.»، همین موضوع در تهران نگرانی‌هایی ایجاد کرده بود مبنی بر اینکه این ابزار برای ردیابی دانشمندان ایرانی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این نگرانی‌ها بی‌دلیل نبودند و اسرائیل تنها در نخستین شبانه‌روز حملات خود، ده‌ها تن از دانشمندان برجسته و توانمند هسته‌ای ایران را ترور کرد، سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا اطلاعات بسیار جامعی درباره متخصصان ایرانی در اختیار داشتند، آنها نه‌تنها نام دانشمندان و نقش‌شان در برنامه هسته‌ای ایران را می‌دانستند، بلکه از محل کار و سکونت، دایره ارتباطات و علایق شخصی آنها نیز آگاه بودند. مسیر‌های رفت‌وآمد کارشناسان و حتی مکان‌هایی که اوقات فراغت خود را کنار خانواده، بستگان و دوستان می‌گذراندند، زیر نظر قرار داشت. خود گروسی پاسخی بسیار محتاطانه و در عین حال بی‌محتوا داد: «ما هیچ‌گونه ارتباط رسمی از سوی ایرانی‌ها دراین‌باره دریافت نکرده‌ایم.»

ناظران مستقل اشاره کردند که اسناد منتشرشده تا این مرحله عمدتاً شامل مکاتبات شخصی هستند، اما برای شکل‌گیری اتهام جانبداری، همین میزان نیز کافی دانسته می‌شود، زیرا در این روایت، تصویر چنین ترسیم می‌شود: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاعات را در اختیار اسرائیل و آمریکا قرار می‌دهد و آنها از این داده‌ها برای انجام حملات موشکی هدفمند استفاده می‌کنند.

۵. اظهارات علنی فراتر از محدوده یک مأموریت فنی

سازمان انرژی اتمی ایران در فوریه ۲۰۲۵ اعلام کرده بود که اظهارات و مواضع گروسی فاقد بی‌طرفی و برخورد حرفه‌ای است و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به کشور‌های غربی اجازه می‌دهد از این نهاد برای اهداف سیاسی استفاده کنند.

گروسی به‌طورمنظم ارزیابی‌هایی مطرح می‌کند که دارای بار سیاسی آشکار هستند، برای مثال، او می‌گوید ۴۰۹ کیلوگرم اورانیوم غنی شده تا سطح ۶۰ درصد به‌طور بالقوه می‌تواند برای تولید حداکثر ده کلاهک هسته‌ای کافی باشد و بلافاصله اضافه می‌کند که صرف وجود چنین ذخایری به‌معنای آن نیست که ایران سلاح هسته‌ای در اختیار دارد، با این حال، بخش نخست این جمله به‌عنوان تیتر در رسانه‌های غربی بازتاب گسترده پیدا می‌کند و بخش دوم عملاً به حاشیه می‌رود.

گروسی در سخنرانی خود در توکیو نیز اظهارنظری مطرح کرد که نویسنده آن را غیرمنطقی می‌داند: «ایران باید نشان دهد که به‌دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست.»، بدین ترتیب، گروسی عملاً منطق حقوقی تثبیت شده را وارونه کرده است، زیرا بار اثبات به‌عهده طرفی است که اتهام را مطرح می‌کند، نه کشوری که برنامه هسته‌ای خود را صلح‌آمیز اعلام کرده است.

۶. جابه‌جایی مفاهیم: مقایسه نادرست ایران با اوکراین

گروسی در سپتامبر سال ۲۰۲۶ خودداری ایران از پذیرش بازرسی‌ها را در مقابل ادامه فعالیت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در اوکراین قرار داد و گفت: «اوکراین نیز منطقه جنگی است، اما بازرسان ما در آنجا بازرسی انجام می‌دهند.»، این مقایسه در ظاهر یک قیاس خنثی به‌نظر می‌رسد، اما با بررسی دقیق‌تر، به استدلالی سیاسی تبدیل می‌شود.

موضوع و مأموریت متفاوت است، در اوکراین، بازرسان در نیروگاه‌های هسته‌ای فعالیت می‌کنند و وظیفه آژانس در آنجا نظارت بر تأمین برق، حفاظت فیزیکی و جلوگیری از حوادث هسته‌ای است، اما در ایران، موضوع به مجتمع‌های غنی‌سازی نطنز، فردو و اصفهان مربوط می‌شود، جایی که وظیفه آژانس شامل ثبت و کنترل ذخایر، بررسی پلمب‌ها و نظارت بر سطوح غنی‌سازی است، گروسی دو کارکرد اساساً متفاوت را با یکدیگر درهم می‌آمیزد.

وضعیت همکاری نیز متفاوت است، در اوکراین، هر دو طرف با حضور آژانس موافق هستند، آژانس نقش میانجی را ایفا می‌کند و برای انجام تعمیرات، در مواردی برای برقراری آتش‌بس‌های محلی تلاش می‌کند، اما در ایران، پارلمان این کشور در ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵ و پس از آنکه تأسیسات تحت بازرسی آژانس بمباران شدند، تعلیق همکاری با آژانس را تصویب کرد.

خود آژانس نیز بازرسان را خارج کرد، ایران به یک واقعیت کلیدی اشاره می‌کند: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خود تا پایان ژوئن ۲۰۲۵ و به‌دلایل امنیتی، همه بازرسانش را از ایران خارج کرد، اکنون گروسی از ایران می‌خواهد شرایطی را فراهم کند که خود آژانس آن را غیرقابل‌قبول تشخیص داده بود، در اوکراین، آژانس هیچ‌گاه کارکنان خود را به‌طورکامل خارج نکرده است.

نقش آژانس در دو مناقشه نیز یکسان نیست، در اوکراین، آژانس یک میانجی بی‌طرف است که هر دو طرف با آن همکاری می‌کنند و این نهاد اطلاعاتی را برای انجام حمله در اختیار هیچ‌یک از طرف‌ها قرار نمی‌دهد، اما در مورد ایران، گزارش‌های آژانس به بخشی از زنجیره‌ای تبدیل شدند که در نهایت به بمباران‌ها انجامید.

هدف حملات نیز متفاوت است، در اوکراین، عملیات نظامی در نزدیکی نیروگاه‌های هسته‌ای انجام می‌شود، اما هیچ‌یک از طرف‌ها هدف خود را نابودی مواد هسته‌ای اعلام نکرده‌اند، در ایران، هدف دقیقاً خود تأسیسات بود و حملات با هدف تخریب مراکز تولید و غنی‌سازی انجام شدند، بنابراین موضوع «حمله در نزدیکی تأسیسات» نیست، بلکه «حمله به خود تأسیسات» است.

منطق ایران در این زمینه روشن است: تا زمانی که عملیات نظامی ادامه دارد و تهدید علیه تأسیسات هسته‌ای پابرجاست، فعالیت عادی آژانس ممکن نیست، ایران از گروسی خواسته بود آمریکا و اسرائیل را به توقف حملات علیه تأسیسات صلح‌آمیز هسته‌ای فرا بخواند، اما گروسی چنین اقدامی نکرد.

۷. رویکرد نظام‌مندی کاملاً به طرفداری از غرب

منتقدان آژانس، چه در ایران و چه در روسیه و چین، از وجود یک روند نظام‌مند طرفدار غرب سخن می‌گویند: اقدامات و اظهارات گروسی به‌گونه‌ای تفسیر می‌شود که گویی در خدمت منافع سیاسی کشور‌های غربی و به‌زیان بی‌طرفی آژانس قرار دارد. قطعنامه‌های شورای حکام معمولاً از سوی آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان پیشنهاد می‌شوند و روسیه و چین به‌طور پیوسته با آنها مخالفت می‌کنند.

برای مثال، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه گزارش گروسی درباره نیروگاه هسته‌ای زاپروژیه را «از نظر سیاسی جانبدارانه» توصیف کرد و گفت در این گزارش، تعلق نیروگاه به روسیه نادیده گرفته شده و اصلاً به حملات کی‌یف به زیرساخت‌های نیروگاه هسته‌ای زاپروژیه نیز اشاره نشده است. به‌اعتقاد منتقدان، همین روش، یعنی سکوت گزینشی درباره برخی واقعیت‌ها، در پرونده ایران نیز دیده می‌شود.

شورای حکام آژانس در تاریخ ۹ سپتامبر ۲۰۲۶ قطعنامه جدیدی درباره ارجاع موضوع ایران به شورای امنیت سازمان ملل تصویب کرد. ایران، روسیه و چین در بیانیه‌ای مشترک، این پیش‌نویس را «از نظر حقوقی فاقد اعتبار» خوانده اعلام کردند که این قطعنامه «حملات انجام‌شده علیه تأسیسات هسته‌ای ایران را نادیده می‌گیرد و با هدف افزایش فشار بر تهران تدوین شده است.»

کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران نیز منطق این انتقاد را به‌روشنی چنین بیان کرد: «آن‌ها به تأسیسات هسته‌ای ایران که تحت پادمان قرار دارند حمله می‌کنند، روند عادی راستی‌آزمایی را مختل می‌کنند و سپس همین اختلال را به‌عنوان دستاویزی برای تصویب قطعنامه در شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به‌کار می‌گیرند.»

زنجیره‌ای که هر حلقه آن با اقدام گروسی مرتبط است

اگر همه این موارد را کنار هم قرار دهیم، اتهام جانبداری بر پایه منطق زیر شکل می‌گیرد:

ـ گروسی گزارشی با هشدار آمیزترین عبارات ممکن تهیه می‌کند، حتی در حالی که خود اذعان دارد هیچ برنامه ساختاریافته‌ای برای تولید سلاح هسته‌ای وجود ندارد.

ـ سه کشور اروپایی فرانسه، آلمان و بریتانیا، از این گزارش به‌عنوان مبنایی برای تصویب قطعنامه درباره «عدم‌پایبندی» استفاده می‌کنند؛ برای نخستین بار در ۲۰ سال گذشته.

ـ این قطعنامه مسیر حقوقی را برای فعال‌شدن «مکانیسم ماشه» یا «اسنپ‌بک» باز می‌کند، از نظر رسمی، سه کشور اروپایی این روند را آغاز می‌کنند، اما بدون گزارش گروسی چنین اقدامی ممکن نبود.

ـ هم‌زمان، اسرائیل تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار می‌دهد؛ قطعنامه ۱۲ ژوئن تصویب می‌شود و تنها چند ساعت بعد حملات آغاز می‌شوند.

ـ گروسی مهاجم را به‌طور مستقیم محکوم نمی‌کند و تنها به عبارت‌های کلی درباره «غیرقابل‌قبول بودن حمله به تأسیسات هسته‌ای» بسنده می‌کند.

ـ اسناد فاش‌شده نیز جزئیات دیگری به این روایت می‌افزایند، از جمله ادعای «هماهنگی پشت‌پرده» با اسرائیل و آمریکا از طریق پلتفرم پالانتیر موزائیک.

ـ «مکانیسم ماشه» یا «اسنپ‌بک» فعال می‌شود و تحریم‌های سازمان ملل بازمی‌گردند، در حالی که تنها «مبنای فنی» کل این زنجیره همچنان گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است.

حامیان گروسی و خود او پاسخ ساده‌ای به این انتقاد‌ها دارند: وقتی دسترسی بازرسان مسدود شده است، دوربین‌ها خاموش هستند و ذخایر اورانیوم افزایش می‌یابد، مدیرکل آژانس نمی‌تواند در گزارش خود بنویسد که «همه چیز عادی است.»، اساسنامه و مأموریت آژانس او را ملزم می‌کند واقعیت‌ها را گزارش کند، اما پرسش دیگری همچنان باقی است: او برای بیان این واقعیت‌ها دقیقاً چه‌واژگانی انتخاب می‌کند و کدام واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرد یا در حاشیه قرار می‌دهد؟

دقیقاً در همین نقطه، یعنی در مرز میان بیان واقعیت‌ها و انتخاب نوع عبارت‌بندی، کل مناقشه شکل می‌گیرد، جایی که گزارش‌دهی فنی با تفسیر سیاسی برخورد می‌کند. «مکانیسم ماشه» این مناقشه را ملموس می‌کند: این سازوکار، واژگان یک گزارش فنی را به مبنایی حقوقی برای بازگرداندن تحریم‌ها تبدیل می‌کند و تحریم‌ها نیز به ماشه‌ای بدل می‌شوند که در ادامه آن، جنگ قرار دارد. وقتی تنها چند ساعت پس از به‌کاررفتن واژه «عدم‌پایبندی»، بمباران ایران آغاز می‌شود و چند هفته بعد نیز تحریم‌ها بازمی‌گردند، هر صفت و هر تعبیر به‌کاررفته در گزارش وزن و معنایی کاملاً متفاوت پیدا می‌کند.

در این شرایط، پرسشی که منتقدان گروسی مطرح می‌کنند دیگر انتزاعی نیست: آیا می‌توان نهادی را از نظر فنی بی‌طرف دانست، در حالی که گزارش‌های آن همچون چاشنی انفجاری در زنجیره‌ای عمل می‌کنند که از اتاق‌های دیپلماتیک وین آغاز می‌شود و به حملات موشکی می‌انجامد؟

 

پربازدیدترین آخرین اخبار