محسن قرایی و جریان حامی او؛ با سفیدسازی رسانه‌ای نمی‌توان گذشته را حذف کرد
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۷۰۰۸
گزارش|

محسن قرایی و جریان حامی او؛ با سفیدسازی رسانه‌ای نمی‌توان گذشته را حذف کرد

فرش قرمز ونیز نتوانست پرونده حاشیه‌های محسن قرایی را ببندد؛ سفیدسازی رسانه‌ای، جای پاسخگویی را نمی‌گیرد و حافظه عمومی با چند تیتر و گزارش پاک نمی‌شود.
محسن قرایی

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، حضور فیلم «مراقب» در جشنواره ونیز و واکنش‌های پس از آن، بار دیگر نام محسن قرایی را به موضوع بحث‌های رسانه‌ای تبدیل کرده است. در حالی که برخی رسانه‌ها تلاش دارند تصویری متفاوت از این فیلمساز و مسیر کاری او ارائه کنند، پرسش اصلی همچنان باقی است؛ آیا می‌توان با تغییر روایت‌ها و عبور از گذشته، همه حواشی را نادیده گرفت؟ ماجرا فقط درباره یک فیلم و یک جشنواره نیست؛ مسئله درباره نوع مواجهه با اتفاقات گذشته، مسئولیت رفتارها و این تصور است که می‌توان با چند گزارش و چند تیتر، حافظه جامعه را پاک کرد.

سفیدسازی رسانه‌ای و بازگشت به تنظیمات کارخانه

ماجراهای جشنواره ونیز و فیلم «مراقب» ادامه دارد؛ از گزارش‌هایی برای تطهیر و سفیدشویی کارگردان آن یعنی محسن قرایی توسط برخی رسانه‌ها تا خود را به آن راه زدن یا حساب باز کردن روی فراموشی. اینکه برخی نهادها با یک خطای راهبردی یا حتی با آنچه می‌توان «مرام و معرفت رسانه‌ای» نامید، سفیدسازی قرایی و اتفاقات و حواشی پیرامون آن را دنبال می‌کنند، یک طرف ماجراست؛ اما زمانی موضوع عجیب‌تر می‌شود که برخی تصور می‌کنند با ماست‌مالی کردن همه‌چیز می‌توانند دوباره شرایط را به نقطه اول برگردانند و همه چیز را فراموش کنند. اما فراموشی همیشه به انتخاب افراد نیست. افکار عمومی حافظه دارد.

 

دنیا فقط دنیای بیانیه‌ها نیست

دنیا، دنیای بیانیه‌ها و محکوم کردن‌های بی‌خود و بی‌جهت نیست. اجازه بدهید فراموش نکنیم که در برخی اتفاقات، تا زمانی که نهادهای بین‌المللی درباره موضوعی بیانیه صادر نکرده بودند، واکنش‌هایی که امروز شاهد آن هستیم وجود نداشت. حالا اما روایت‌ها تغییر کرده است؛ استوری منتشر می‌شود، به گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی استناد می‌شود و در کنار آن، با اشاره به موضوعاتی مانند اعتراضات گذشته و حوادث داخلی، روایت تازه‌ای ساخته می‌شود.

 

محسن قرایی و جریان حامی او؛ با سفیدسازی رسانه‌ای نمی‌توان گذشته را حذف کرد

 

اما پرسش اینجاست؛ آیا می‌توان تنها بخشی از ماجرا را دید و بخش دیگر را کنار گذاشت؟ در ادامه این انتقادات، موضوع واکنش‌های متفاوت به حوادث مختلف نیز مطرح شده است. منتقدان می‌گویند نمی‌توان در مقاطعی نسبت به برخی اتفاقات سکوت کرد و پس از انتشار گزارش‌ها و بیانیه‌های نهادهای خارجی، همان موضوعات را در قالبی تازه بازخوانی کرد.

از نگاه آنان، استفاده از روایت‌های گزینشی باعث می‌شود بخش‌هایی از واقعیت برجسته و بخش‌هایی دیگر نادیده گرفته شود.

 

کسانی که خط می‌دهند، همه جزئیات را نمی‌گویند

کسانی که برای شما خط می‌دهند و املا می‌گویند، خیلی درباره جزئیات، خطاها و هزینه تصمیم‌ها حرف نمی‌زنند. درباره همه ابعاد ماجرا صحبت نمی‌شود. درباره اینکه معنای کودتا چیست، جنایت جنگی چه تعریفی دارد و چگونه اتفاقات سیاسی می‌توانند زمینه‌ساز بحران‌های بزرگ‌تر شوند، کمتر سخن گفته می‌شود. واژه‌های بزرگ را نمی‌توان بدون توضیح و تحلیل دقیق به کار برد.

 

نافرمانی مدنی بدون پذیرش هزینه‌ها معنا ندارد

کسانی که به شما خط می دهند و املا می گویند خیلی در مورد جزئیات و خطاها و وطن فروشی ها حرف نمی زنند. مثلا نمیگویند معنای کودتا چیست؟ جنایت جنگی یعنی چی؟ چگونه کودتا مقدمات یک جنگ و جنایت جنگی را می سازد؟! حتی نمی گویند وقتی در جشنواره های خارجی روی فرش قرمز می روید و خودتان را نسبت به همه اتفاقات کشور به آن راه میزنید و بعد هم فراموش می کنید که با چه شارلاتان بازی و زیر و رو کشیدنی فیلم میسازید و به آن هم افتخار می کنید یعنی چی؟ نام این شارلاتان بازی ها حتی نافرمانی مدنی قهرمانانه نیست!

 

بازگشت با روایت‌سازی ممکن نیست

کسی که نافرمانی مدنی می کند پای تبعاتش می ایستد شما حتی برای خودتان هم قهرمان نیستید! شما هیچی نیستید! اما اگر قرار است با چهار گزارش در برخی رسانه ها و قربان صدقه رفتن ها که نمی شود! کمترین تاوان شما هزینه داشتنتان برای بازگشت به وطنی است که در آن خونهایی ریخته شد و امثال شما در آن شنا کردید. 

پربازدیدترین آخرین اخبار