از سکوی قهرمانی تا مطالبه دسترسی برابر؛ روایت زندگی ناشنوایان
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، ناشنوایی نباید به معنای انزوا باشد؛ اما زمانی که یک فرد ناشنوا برای تحصیل، یافتن شغل، مراجعه به پزشک، انجام امور اداری یا حتی دریافت اخبار و اطلاعات روزمره با مانع ارتباطی مواجه میشود، محدودیت شنوایی میتواند به محدودیتی اجتماعی تبدیل شود.
جامعه ناشنوایان، جامعهای یکدست و محدود به گروهی خاص نیست. کودکان، نوجوانان، جوانان، دانشجویان، افراد شاغل، ورزشکاران، هنرمندان و سالمندان در این جامعه حضور دارند و هرکدام نیازها و مطالبات متفاوتی دارند.
به گفته رئیس انجمن اسلامی ناشنوایان ایران، جامعه ناشنوایان کشور بیش از سه میلیون نفر جمعیت دارد. همچنین در سال ۱۴۰۴ اعلام شد بیشترین گروه سنی ناشنوایان در ایران بین ۱۷ تا ۴۵ سال قرار دارد و ۶۰ درصد این جامعه را زنان و ۴۰ درصد را مردان تشکیل میدهند.
این آمار، فارغ از تفاوتهایی که ممکن است در شیوه تعریف و ثبت جمعیت ناشنوایان وجود داشته باشد، یک واقعیت مهم را نشان میدهد؛ بخش قابل توجهی از جامعه ناشنوایان در سنین تحصیل، اشتغال، تشکیل خانواده و مشارکت اجتماعی قرار دارند.
به همین دلیل، ناشنوایی تنها موضوعی مربوط به دوران کودکی یا توانبخشی نیست، بلکه مستقیماً با سیاستهای آموزشی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور ارتباط دارد.
نگاه به ناشنوایان در سالهای اخیر بیش از گذشته نیازمند تغییر است؛ تغییری از حمایت صرف به سمت توانمندسازی، ایجاد فرصت و فراهم کردن دسترسی برابر.
قهرمانانی که محدودیت را به سکوی افتخار تبدیل کردند
ورزش یکی از عرصههایی است که بیش از هر حوزه دیگری توانمندی جامعه ناشنوایان را به نمایش گذاشته است. ورزشکاران ناشنوای ایران در سالهای گذشته در رقابتهای مختلف بینالمللی حضور یافته و بارها پرچم کشور را به اهتزاز درآوردهاند.
در بیستوپنجمین دوره بازیهای المپیک ناشنوایان در توکیو، کاروان ایران موفق شد ۳۷ مدال شامل ۸ مدال طلا، ۱۰ مدال نقره و ۱۹ مدال برنز کسب کند.
این افتخار در رشتههای مختلفی مانند کشتی، تکواندو، کاراته، جودو، تیراندازی، پومسه و کاتا به دست آمد و نشان داد تواناییهای جامعه ناشنوایان محدود به یک حوزه خاص نیست.
این ورزشکاران یک پیام روشن دارند؛ محدودیت شنوایی نمیتواند مانع موفقیت باشد، اگر فرصت، آموزش، امکانات و حمایت مناسب وجود داشته باشد.
با این حال، جامعه ناشنوایان نباید تنها زمانی دیده شود که یک ورزشکار آن مدال جهانی کسب میکند. پشت هر موفقیت ورزشی، هزاران نفر دیگر قرار دارند که برای حضور در مدرسه، دانشگاه، محیط کار و فعالیتهای اجتماعی با چالشهای روزمره مواجهاند.
از مدرسه تا بازار کار؛ مطالباتی که همچنان ادامه دارد
یکی از مهمترین دغدغههای جامعه ناشنوایان، موضوع آموزش است. کودک ناشنوا از نخستین سالهای زندگی به روش ارتباطی مناسب و آموزش متناسب با شرایط خود نیاز دارد.
اگر این نیازها به موقع پاسخ داده نشود، مشکلات ارتباطی میتواند در سالهای بعد به مشکلات آموزشی و اجتماعی تبدیل شود.
دسترسی به معلم آموزشدیده، محتوای آموزشی مناسب، مترجم زبان اشاره و تجهیزات کمکآموزشی از جمله عواملی است که میتواند کیفیت آموزش دانشآموزان و دانشجویان ناشنوا را افزایش دهد.
در دانشگاه نیز صرف پذیرش دانشجو کافی نیست. دانشجوی ناشنوا باید بتواند محتوای کلاس، سخنرانیها، ویدئوهای آموزشی و ارتباط با استاد و سایر دانشجویان را دریافت کند.
در کنار آموزش، اشتغال یکی دیگر از مطالبات جدی ناشنوایان است. فرد ناشنوا نباید صرفاً به دلیل مشکلات ارتباطی از فرصت شغلی محروم شود.
اگر فردی از مهارت و تحصیلات لازم برخوردار است، محیط کار باید امکان ارتباط مؤثر با او را فراهم کند. حضور مترجم زبان اشاره، آموزش کارکنان و ایجاد بسترهای ارتباطی مناسب میتواند بخشی از موانع موجود را کاهش دهد.
وقتی مراجعه به پزشک و اداره هم به یک چالش تبدیل میشود
دسترسی به خدمات عمومی یکی دیگر از مسائل مهم جامعه ناشنوایان است. مراجعه به بیمارستان، بانک، دادگاه، اداره یا حتی استفاده از خدمات اضطراری برای فرد ناشنوا ممکن است با دشواریهایی همراه باشد.
در حوزه درمان، ارتباط میان پزشک و بیمار اهمیت ویژهای دارد. فرد ناشنوا باید بتواند علائم خود را بهدرستی بیان کند و توصیههای پزشکی را نیز دریافت کند. نبود امکان ارتباط مناسب میتواند کیفیت خدمات درمانی را تحت تأثیر قرار دهد.
همین موضوع در خدمات قضایی نیز اهمیت دارد. فرد ناشنوا هنگام مراجعه به مراجع قضایی باید بتواند اظهارات خود را بیان کند، روند پرونده را بفهمد و از حقوق قانونی خود آگاه باشد؛ بنابراین حمایت از ناشنوایان نباید تنها به کمکهای مالی محدود شود. حمایت واقعی زمانی شکل میگیرد که فرد بتواند مستقل زندگی کند و مانند سایر شهروندان از فرصتهای اجتماعی بهرهمند شود.
خانواده و جامعه؛ دو عامل مهم در کاهش موانع
خانواده نخستین محیطی است که میتواند مسیر رشد فرد ناشنوا را شکل دهد. آگاهی خانوادهها درباره ناشنوایی، شیوه ارتباط، زبان اشاره و روشهای حمایت آموزشی، نقش مهمی در آینده کودک دارد.
در کنار خانواده، جامعه نیز نیازمند تغییر نگاه است. ناشنوایی مساوی با ناتوانی نیست؛ بسیاری از موانعی که افراد ناشنوا با آن مواجه هستند، نتیجه نبود دسترسی مناسب در محیط اطراف است.
اگر مدرسه برای دانشآموز ناشنوا مناسبسازی شود، دانشگاه دسترسی ارتباطی ایجاد کند، ادارهها امکان استفاده از مترجم داشته باشند و رسانه محتوای قابل دسترس تولید کند، بخش زیادی از مشکلات کاهش خواهد یافت.

رسانه؛ از روایت افتخار تا شنیدن مطالبات
رسانه یکی از مهمترین ابزارهای شناخت جامعه ناشنوایان است. در سالهای گذشته اقداماتی برای افزایش دسترسی ناشنوایان به اخبار و برنامهها انجام شده بود؛ از حضور مترجم زبان اشاره در کنار برخی برنامههای خبری تا تولید برخی آثار تصویری با محوریت زندگی ناشنوایان.
با این حال، این اقدامات نیازمند استمرار و توسعه متناسب با نیازهای جامعه ناشنوایان است.
فرد ناشنوا نیز مانند هر شهروند دیگری حق دارد به اخبار و اطلاعات دسترسی داشته باشد؛ بهویژه در زمان وقوع حوادث، بلایای طبیعی، هشدارهای عمومی و اطلاعیههای مهم.
امروز که بخش بزرگی از ارتباطات مردم به فضای مجازی منتقل شده، دسترسی ناشنوایان به محتوای مناسب در رسانههای دیجیتال نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، رسانه نباید تنها زمانی سراغ ناشنوایان برود که یک ورزشکار آنها موفق به کسب مدال جهانی شده است.
در کنار روایت موفقیتها، باید درباره مسیر دشوار بسیاری از ناشنوایان برای تحصیل، اشتغال و دریافت خدمات نیز گزارش تولید شود.
تصویر ناشنوایان در فیلمها، سریالها و برنامههای رسانهای نباید تنها محدود به ایجاد حس ترحم باشد؛ بلکه میتواند تصویری واقعی از انسانهایی با استعداد، شغل، خانواده، دغدغه و تواناییهای مختلف ارائه دهد.
روز ناشنوایان؛ فرصتی برای بازنگری در دسترسی برابر
جامعه ناشنوایان به دنبال ترحم نیست؛ آنها خواهان دیده شدن، فرصت برابر و امکان حضور مستقل در جامعه هستند.
۳۷ مدال کسبشده در یک دوره از رقابتهای جهانی، تنها بخشی از توانمندی این جامعه را نشان میدهد. پشت این مدالها، هزاران ناشنوای دیگر نیز حضور دارند که در مدرسه، دانشگاه، محیط کار، هنر، ورزش و زندگی اجتماعی تلاش میکنند.
روز جهانی ناشنوایان نباید تنها به یک مناسبت برای تبریک گفتن تبدیل شود. این روز فرصتی است برای طرح یک پرسش مهم؛ جامعه تا چه اندازه برای حضور برابر ناشنوایان آماده است؟
اگر قرار است ناشنوایان در انزوا قرار نگیرند، باید موانع ارتباطی، آموزشی، شغلی و اجتماعی کاهش پیدا کند. دسترسی به زبان اشاره، آموزش، خدمات عمومی و رسانه باید به یک حق واقعی تبدیل شود، نه امکانی محدود و مقطعی.
ناشنوایان بارها توانایی خود را ثابت کردهاند؛ از سکوی جهانی ورزش تا عرصههای علمی و اجتماعی. اکنون فراهم کردن شرایطی که این توانمندیها بیشتر دیده شود، مسئولیتی اجتماعی است.
ناشنوایان پیش از آنکه قهرمان و مدالآور باشند، شهروندانی هستند که حق دارند در جامعه حضور داشته باشند، از فرصتهای برابر برخوردار شوند و مطالباتشان شنیده شود.