مهندسی عمران معماری و شهرسازی سه نگاه متفاوت به ساختن شهر
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۶۵۵۹۴
معرفی رشته‌ها بخش پنجم ؛

مهندسی عمران معماری و شهرسازی سه نگاه متفاوت به ساختن شهر

شباهت عمران، معماری و شهرسازی گاهی داوطلب را به این تصور می‌رساند که تفاوت آنها بیشتر در عنوان رشته است؛ در حالی که از کلاس‌های دانشگاه تا بازار کار، هرکدام مهارت، ذهنیت و مسیر حرفه‌ای متفاوتی می‌طلبند. مسئله انتخاب رشته از جایی جدی می‌شود که تصویر جذاب یک رشته با واقعیت روزمره آن اشتباه گرفته شود.
دانشگاه
طاها محمدزاده

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، وقتی صحبت از رشته‌هایی مانند عمران، معماری و شهرسازی می‌شود، مرز میان آنها برای بسیاری از داوطلبان چندان روشن نیست؛ هر سه با ساختمان، شهر و فضای زندگی انسان سروکار دارند و همین شباهت ظاهری گاهی انتخاب را به مقایسه‌ای ساده درباره کدام رشته بهتر است تبدیل می‌کند. اما مهندس عمران بیشتر با سازه، ساخت و زیرساخت درگیر است، معمار با طراحی فضا و پیوند میان عملکرد، فرم و ساخت مواجه می‌شود و شهرساز در مقیاسی بزرگ‌تر به سازمان‌دهی و توسعه شهر می‌پردازد. تفاوت این سه رشته فقط در عنوان مدرک نیست؛ هرکدام نوع متفاوتی از مسئله، مهارت و مسئولیت را پیش روی دانشجو می‌گذارند و انتخاب اشتباه می‌تواند از همان ترم‌های نخست خودش را نشان دهد.

 

سه راه برای یک شهر

یک ساختمان را در نظر بگیرید؛ برای اینکه از زمین بلند شود و به یک فضای قابل استفاده تبدیل شود، مجموعه‌ای از تخصص‌ها باید کنار هم قرار بگیرند. مهندس عمران باید درباره ایمنی و پایداری سازه، مصالح، بارگذاری و اجرای پروژه تصمیم بگیرد، معمار درباره شکل‌گیری فضا، تناسبات، عملکرد، نور، ارتباط فضاها و کیفیت معماری فکر می‌کند و شهرساز مسئله را در مقیاسی وسیع‌تر می‌بیند؛ اینکه این ساختمان در چه بافتی قرار دارد، ارتباطش با خیابان و کاربری‌های اطراف چیست و توسعه آن چه اثری بر شهر می‌گذارد.

 

دانشگاه

 

به همین دلیل، شباهت موضوعی این سه رشته نباید باعث شود داوطلب آنها را سه نسخه از یک مسیر تحصیلی بداند. عمران بیشتر بر منطق مهندسی، محاسبه، ساخت و زیرساخت استوار است، معماری ترکیبی از دانش فنی، طراحی و خلاقیت است و شهرسازی رشته‌ای میان‌رشته‌ای است که معماری، جغرافیا، اقتصاد، جامعه‌شناسی و مهندسی را برای فهم و برنامه‌ریزی شهر کنار هم قرار می‌دهد. در نتیجه، داوطلب پیش از انتخاب کدرشته باید بداند دقیقاً به کدام مقیاس و کدام نوع مسئله علاقه دارد.

 

عمران؛ زیر بار واقعیت

تصویر رایج از مهندسی عمران معمولاً به ساخت ساختمان محدود می‌شود، در حالی که این رشته دامنه وسیع‌تری دارد و با طراحی، ساخت و نگهداری ساختمان‌ها و زیرساخت‌هایی مانند راه، پل، تونل، سد، شبکه‌های آب و فاضلاب و دیگر پروژه‌های زیربنایی سروکار دارد. در دانشگاه نیز دانشجو خیلی زود با درس‌هایی مانند استاتیک، مقاومت مصالح، مکانیک سیالات، مکانیک خاک، تحلیل سازه‌ها، سازه‌های فولادی و بتنی، راه‌سازی و مدیریت ساخت مواجه می‌شود؛ بنابراین عمران برخلاف تصویری که گاهی از آن ساخته می‌شود، فقط ساختمان‌سازی نیست.

 

برای داوطلبی که به دنبال دانشگاه‌های مطرح این رشته است، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه شیراز از گزینه‌های شناخته‌شده هستند. البته تفاوت دانشگاه‌ها فقط به نام آنها محدود نمی‌شود و گرایش‌ها و زمینه‌های پژوهشی هر دانشکده نیز اهمیت دارد؛ برای مثال ممکن است داوطلبی به سازه علاقه‌مند باشد و داوطلب دیگری آب، ژئوتکنیک، حمل‌ونقل یا مدیریت ساخت را دنبال کند. بنابراین انتخاب دانشگاه باید در کنار شناخت حوزه‌ای باشد که دانشجو می‌خواهد در آن تخصص پیدا کند.

 

دانشگاه

 

اما سؤال مهم داوطلب عمران معمولاً بعد از شنیدن نام این دانشگاه‌ها مطرح می‌شود: بعد از فارغ‌التحصیلی کجا قرار است کار کنم؟ بازار کار عمران می‌تواند به شرکت‌های ساختمانی و پیمانکاری، پروژه‌های عمرانی، طراحی و محاسبات سازه، نظارت، اجرا، راه و ترابری، آب و دیگر حوزه‌های زیرساختی متصل شود. در کنار این مسیرها، بخش حرفه‌ای مهندسی ساختمان نیز قواعد مشخص خود را دارد و برای بخشی از فعالیت‌های تخصصی، مسیر دریافت پروانه اشتغال و ورود به حرفه اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی فاصله میان فارغ‌التحصیل عمران و مهندس فعال در پروژه صرفاً با دریافت مدرک پر نمی‌شود.

 

دغدغه داوطلب عمران از همین‌جا شکل می‌گیرد. ممکن است تصور کند چون عمران یک رشته مهندسی و مرتبط با ساخت‌وساز است، پس آینده شغلی آن از ابتدا تضمین شده است؛ اما وقتی وارد دانشگاه می‌شود، با حجم قابل توجهی از ریاضی، فیزیک، تحلیل و محاسبات روبه‌رو خواهد شد و بعدتر نیز باید برای ورود به محیط واقعی پروژه آماده شود. سؤال اصلی برای او این است که آیا از حل مسئله فنی، محاسبه، کار با نقشه و نرم‌افزار و حضور در پروژه لذت می‌برد یا فقط تصویر ساختمان‌های بزرگ و عنوان مهندس برایش جذاب است.

 

معماری؛ از خط تا فضا

معماری برای بسیاری از داوطلبان با طراحی ساختمان و کشیدن نقشه گره خورده است، اما این تصویر تنها بخشی از رشته را نشان می‌دهد. معماری هم‌زمان با دو حوزه درگیر است: از یک طرف ایده‌پردازی، خلاقیت، فرم، ترکیب‌بندی و طراحی فضا و از طرف دیگر فناوری ساخت، جزئیات اجرایی، مصالح و امکان تبدیل یک ایده به ساختمان واقعی. به همین دلیل، دانشجوی معماری باید بتواند هم با مسئله طراحی کنار بیاید و هم محدودیت‌های فنی و اجرایی را بشناسد.

 

در میان دانشگاه‌های مطرح معماری، دانشگاه تهران، دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشگاه هنر، دانشگاه تبریز و دانشگاه هنر اصفهان از جمله گزینه‌هایی هستند که داوطلبان این رشته معمولاً آنها را بررسی می‌کنند. البته در معماری، صرف نام دانشگاه حتی بیشتر از برخی رشته‌های دیگر نمی‌تواند آینده حرفه‌ای را تعیین کند؛ کیفیت طراحی‌ها، پرتفولیو، مهارت نرم‌افزاری، تجربه کارآموزی و توانایی ارائه ایده در مسیر حرفه‌ای اهمیت جدی پیدا می‌کند.

 

دانشگاه

 

دغدغه داوطلب معماری اما جنس دیگری دارد. او ممکن است با دیدن تصاویر پروژه‌های معماری، طراحی ساختمان‌های خاص یا فعالیت معماران شناخته‌شده تصور کند که رشته معماری بیشتر از هر چیز به خلاقیت و ذوق هنری وابسته است؛ در حالی که دانشگاه می‌تواند ساعت‌های زیادی طراحی، ترسیم، اصلاح طرح، ارائه و کار فنی را از او طلب کند. کسی که فقط به زیبایی ساختمان علاقه دارد اما از نشستن پای پروژه، اصلاح چندباره یک طرح، یادگیری نرم‌افزار و درگیر شدن با محدودیت‌های فنی خسته می‌شود، ممکن است خیلی زود با واقعیت متفاوتی مواجه شود.

 

بازار کار معماری نیز صرفاً به عنوان معمار محدود نیست. طراحی معماری، دفاتر معماری، طراحی داخلی، مدل‌سازی و ارائه پروژه، ترسیم فنی، همکاری در پروژه‌های ساختمانی و مسیرهای مرتبط با مدیریت و اجرای پروژه از جمله حوزه‌هایی هستند که فارغ‌التحصیل می‌تواند به آنها وارد شود. در این رشته نیز مدرک دانشگاهی نقطه پایان نیست؛ برای بخشی از فعالیت‌های حرفه‌ای ساختمان، مسیر قانونی اشتغال و صلاحیت حرفه‌ای اهمیت دارد و همین موضوع نشان می‌دهد که فاصله میان آموزش دانشگاهی و ورود به حرفه را باید از همان سال‌های دانشجویی جدی گرفت.

 

در نتیجه، پرسش اصلی داوطلب معماری فقط این نیست که آیا من خلاق هستم؟ بلکه باید از خود بپرسد آیا می‌تواند خلاقیت را به یک فرآیند حرفه‌ای تبدیل کند یا نه. معماری به کسی نیاز دارد که هم ایده داشته باشد و هم بتواند آن ایده را ترسیم، اصلاح، ارائه و در نهایت با محدودیت‌های واقعی ساخت‌وساز هماهنگ کند؛ فاصله میان این دو، همان جایی است که بسیاری از تصورهای اولیه داوطلبان با واقعیت رشته برخورد می‌کنند.

 

شهرسازی؛ پشت دیوارها

اگر عمران بیشتر درگیر ساخت و پایداری و معماری بیشتر درگیر طراحی فضا باشد، شهرسازی یک قدم عقب‌تر می‌ایستد تا کل شهر را ببیند. شهرساز با پرسش‌هایی مانند توسعه شهر، کاربری زمین، حمل‌ونقل، تراکم، فضاهای عمومی، توزیع خدمات، محیط‌زیست شهری و کیفیت زندگی شهروندان مواجه است. به همین دلیل شهرسازی رشته‌ای میان‌رشته‌ای است و در آموزش آن مباحثی از معماری، جغرافیا، اقتصاد، جامعه‌شناسی، حمل‌ونقل و GIS در کنار برنامه‌ریزی و طراحی شهری قرار می‌گیرد.

 

در میان دانشگاه‌های مطرح این حوزه، دانشگاه تهران، دانشگاه هنر تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه تبریز و دانشگاه علم و صنعت ایران از گزینه‌هایی هستند که داوطلبان شهرسازی می‌توانند بررسی کنند. البته در اینجا نیز بهتر است به جای انتخاب صرفاً بر اساس نام دانشگاه، برنامه آموزشی و زمینه تخصصی موردنظر بررسی شود؛ زیرا شهرسازی می‌تواند دانشجو را به سمت برنامه‌ریزی شهری، طراحی شهری، حمل‌ونقل، GIS، توسعه منطقه‌ای یا حوزه‌های دیگری ببرد.

 

دغدغه داوطلب شهرسازی شاید از همه پیچیده‌تر باشد: من قرار است دقیقاً چه چیزی را طراحی کنم؟ چون برخلاف عمران که خروجی آن می‌تواند یک سازه و برخلاف معماری که خروجی آن می‌تواند یک ساختمان یا فضای معماری باشد، خروجی شهرسازی همیشه یک شیء مشخص نیست. شهرساز ممکن است روی طرح توسعه، برنامه‌ریزی کاربری زمین، سیاست حمل‌ونقل، طراحی فضای شهری، مطالعات جمعیتی یا تحلیل مکانی کار کند؛ بنابراین برای داوطلبی که انتظار دارد از روز اول یک نتیجه ملموس و ساختمانی تولید کند، این رشته ممکن است متفاوت از تصور اولیه باشد.

 

دانشگاه

 

بازار کار شهرسازی نیز بیشتر در پیوند با نهادهای مدیریت شهری، شرکت‌های مشاور، طرح‌های شهری و منطقه‌ای، مطالعات حمل‌ونقل، مراکز پژوهشی و حوزه GIS شکل می‌گیرد. شهرداری‌ها و دستگاه‌های مرتبط با برنامه‌ریزی و توسعه شهری نیز از جمله محیط‌هایی هستند که دانش‌آموخته شهرسازی می‌تواند در آنها مسیر حرفه‌ای خود را دنبال کند. اما حتی در اینجا نیز عنوان مدرک به تنهایی کافی نیست؛ کسی که GIS، تحلیل داده‌های مکانی، مطالعات شهری یا حمل‌ونقل را به شکل جدی یاد گرفته باشد، نسبت به فارغ‌التحصیلی که صرفاً واحدهای دانشگاهی را گذرانده، موقعیت متفاوتی دارد.

 

بنابراین کسی که شهرسازی را صرفاً به خاطر علاقه به ساختمان و طراحی انتخاب می‌کند، ممکن است در دانشگاه با رشته‌ای متفاوت مواجه شود. شهرسازی برای کسی مناسب‌تر است که علاوه بر علاقه به فضا، مسائل اجتماعی، اقتصادی و محیطی شهر را نیز جدی بگیرد و از تحلیل یک مسئله در مقیاس بزرگ لذت ببرد. این رشته به جای آنکه فقط بپرسد این ساختمان چگونه ساخته شود؟، گاهی باید پاسخ دهد این شهر چگونه باید رشد کند و این رشد چه اثری بر زندگی مردم خواهد گذاشت؟

 

جایی که انتخاب سخت می‌شود

پشت انتخاب این سه رشته، یک دغدغه مشترک وجود دارد: ترس از اینکه تصویر ذهنی داوطلب با زندگی واقعی رشته متفاوت باشد. داوطلب عمران ممکن است فقط سازه‌های بزرگ را ببیند و حجم محاسبات و کار اجرایی را دست‌کم بگیرد؛ داوطلب معماری ممکن است شیفته طراحی‌های زیبا باشد اما از فرآیند طولانی و فرسایشی طراحی و اصلاح طرح خبر نداشته باشد و داوطلب شهرسازی ممکن است تصور کند قرار است ساختمان طراحی کند، در حالی که بخش مهمی از رشته با سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و تحلیل شهر سروکار دارد.

 

دانشگاه

 

 

برای همین، قبل از انتخاب هر کدام از این سه رشته باید سؤال‌های مشخصی مطرح شود. آیا از ریاضی، فیزیک، محاسبه و حل مسئله فنی لذت می‌برم یا صرفاً به ساخت‌وساز علاقه دارم؟ آیا می‌توانم ساعت‌ها روی یک طرح کار کنم، آن را تغییر بدهم و هم‌زمان جنبه‌های هنری و فنی آن را دنبال کنم؟ آیا مسائل حمل‌ونقل، جمعیت، توسعه شهری، کاربری زمین و کیفیت زندگی شهروندان برایم جذاب است یا فقط به ظاهر و ساختمان‌های شهر علاقه دارم؟

 

از سوی دیگر، داوطلب باید میان تصویر شغلی و واقعیت بازار کار تفاوت بگذارد. هیچ‌کدام از این سه رشته صرفاً با دریافت مدرک کارشناسی آینده شغلی تضمین‌شده‌ای ایجاد نمی‌کنند و در هر سه، مهارت و تجربه نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. عمران بدون مهارت فنی و تجربه پروژه، معماری بدون توانایی طراحی و ارائه و شهرسازی بدون شناخت ابزارها و روش‌های تحلیل شهری، می‌توانند دانش‌آموختگانی تولید کنند که مدرک دارند اما برای ورود به بازار حرفه‌ای هنوز آماده نیستند.

 

انتخاب رشته یا انتخاب مسیر؟

مسئله اصلی در انتخاب میان عمران، معماری و شهرسازی پیدا کردن یک رشته بهتر نیست؛ مسئله این است که داوطلب بفهمد قرار است چند سال از عمرش را صرف حل چه نوع مسئله‌ای کند. هر سه رشته در ساخت و توسعه محیط زندگی انسان نقش دارند، اما یکی از سازه شروع می‌کند، دیگری از فضا و دیگری از شهر. همین تفاوت اگر در زمان انتخاب رشته دیده نشود، می‌تواند داوطلب را به رشته‌ای برساند که عنوانش جذاب بوده اما محتوایش با علاقه واقعی او فاصله داشته است.

 

اگر ساختمان برای داوطلب قبل از هر چیز یک مسئله فنی و مهندسی است و از محاسبه، سازه، اجرا و زیرساخت لذت می‌برد، عمران می‌تواند انتخاب نزدیک‌تری باشد. اگر مسئله اصلی او خلق و سازمان‌دهی فضا، طراحی و ترکیب خلاقیت با دانش فنی است، معماری مسیر متفاوتی پیش رویش می‌گذارد و اگر ذهنش بیشتر درگیر این است که شهر چگونه توسعه پیدا کند، مردم چگونه در آن جابه‌جا شوند و خدمات و فضاهای شهری چگونه سازمان پیدا کنند، شهرسازی می‌تواند انتخاب مناسب‌تری باشد.

 

دانشگاه

 

اشتباه اصلی زمانی رخ می‌دهد که داوطلب تصویر رشته را با واقعیت رشته یکی بگیرد؛ ساختمان‌های بلند را ببیند و سختی عمران را نبیند، طرح‌های چشم‌نواز را ببیند و فرسودگی فرآیند معماری را نبیند یا شهر را ببیند و پیچیدگی برنامه‌ریزی آن را فراموش کند. انتخاب آگاهانه دقیقاً از همین نقطه شروع می‌شود: شناختن بخش‌هایی از رشته که در تبلیغ‌ها و تصویرهای جذاب انتخاب رشته دیده نمی‌شوند.

 

در نهایت، این سه عنوان ممکن است در دفترچه انتخاب رشته فقط چند کدرشته در میان ده‌ها انتخاب به نظر برسند، اما پشت هرکدام یک سبک زندگی دانشگاهی و حرفه‌ای متفاوت قرار دارد. بنابراین پیش از آنکه داوطلب بپرسد «عمران، معماری یا شهرسازی؛ کدام بهتر است؟  باید سؤال دقیق‌تری از خودش بپرسد: من می‌خواهم چه چیزی را بسازم، چه چیزی را طراحی کنم یا چه چیزی را تغییر بدهم؟  پاسخ به همین سؤال است که می‌تواند یک انتخاب چهار ساله را به انتخاب یک مسیر حرفه‌ای تبدیل کند.

پربازدیدترین آخرین اخبار