درباره نقد، منتقد، عامل اخلال
گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ در حال حاضر تنها و مهمترین تریبون سینمایی تلویزیون همین برنامه هفت به تهیهکنندگی و اجرای فریدون جیرانی است؛ برنامهای که در طول بیش از یک سالی که از پخش آن میگذرد، نشان داده است که نزدیک شدن به الگوی مناسب و قابل دفاع تلویزیونی، به ویژه در حوزه نقد و تحلیل صریح و بدون تعارف و جدی تا چه حد با مشکلات ریز و درشت فراوانی روبروست.
تجربه برنامه هفت نشان داد که این صرفا پشتوانه علمی، کارشناسی و تجربی نیست که میتواند منجر به تولید یک برنامه قابل دفاع از هر جهت شود، بلکه هزار نکته باریکتر از مو اینجاست که نیاز یک برنامه به هزار و یک جنبه ساختاری، محتوایی و به ویژه ضمانتهای اجرایی ایدههای ذهنی و الگوهای ساختاری سازندگان برنامه قابل تأمل و توجه میکند.
در برنامه هفت و در تجربه مدت زمانی که این برنامه تولید و پخش شده، به وضوح شاهد بودهایم که تلویزیون در نحوه مواجهه با حوزههای مختلف، به شکلی تبعیض آمیز و کاملا متفاوت برخورد میکند و مثال آشکار و کامل گویای آن هم مقایسه همین برنامه هفت است با برنامهای مثل 90 که بی نیاز از یادآوری است که چه فاصله فاحشی میان نحوه اجرا و خطوط قرمز این دو برنامه وجود دارد در حالی که ظاهرا هر دو در یک رسانه و حتی در یک شبکه و ساعت از شبانهروز پخش میشود.
اما با این همه برنامه 90 در فضای پرهیاهو، عصیانگر و حتی تا حدودی بی مبالات بدون به رسمیت شناختن کمترین خط قرمزی، به حیات - به عقیده نگارنده مضر خود - بی هیچ واهمهای ادامه میدهد، اما برنامه هفت با همه نجابت، صبوری، محافظهکاری و عقبه کارشناسی و تجربهای خود و با اینکه بارها صداقت و انسانیتش را به اثبات رسانده، حتی از مطرح کردن مهمترین و حیاتیترین اتفاقات حوزه سینما در بخشهای مختلف عاجز و دچار محدودیت است؛ نمونهاش را میتوان در عدم مطلق پوشش صحبتهای وحشتناک یکی از کارگردانهای سینما و تلویزیون یافت و یا اتفاق تکان دهندهای که منجر به خودکشی یک دختر جوان شد، مثال زد.
اما بحث جدی و موقف اصلی هفت كه اتفاقا قابل دفاعترین نقش آن، قسمت نقد و تحلیل فیلم است، بی هیچ شک و تردید باید گفت این بخش تماما مدیون و مرهون حضور جدی و عالمانه منتقد برجسته و دانشمندی همچون مسعود فراستی که نشان داده است برای احیای نقد جدی و صریح و صادقانه و عالمانه از هیچ تلاشی فروگزار نکرده و نمیکند؛ به معنای واقعی کلمه باید گفت هفت وجه کارشناسی تجربی خود را مدیون حضور فراستی است و اوست که یک تنه و با تحمل تمام رفتارهای نادرست و مغرضانه، با صبوری و متانت راه خود را رفته و با پایمردی توانسته هفت را تا اینجای کار در الگویی خوب و جذاب و با فضای عالمانه و جدی در طرازی قابل دفاع نگه دارد و مخاطب را با نقد جدی آشنا کند و تربیت ذهنی او را با نمونهای در سینمای نزدیک به استاندارد و فاخر و با هویت آشنا کند.
تحلیل و بررسی فضای نقادانهای که مسعود فراستی در برنامه هفت پدید آورده نیازمند فرصت موسع و مجالی بیشتر است که امیدواریم بتوانیم در بخشهای بعدی این نوشتار بدان نايل آییم.