کد خبر:۱۶۵۳۵۸
گشتي در موزه سينما؛
قدم زدن در ميان خاطرههاي كودكي
موزه سينما پر است از خاطره؛ خاطرههايي كه روزهاست گرد و غبار روزمره محوشان كرده، اگر خاطره باز هستيد، قدم زدن بين خاطره هاي كودكيتان را از دست ندید.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ موزه سينما پر بود از خاطرات كودكي و بزرگي. از كلاه قرمزي و پسر خاله كه هميشه هر وقت ميديدم ياد آقاي مجري و شعرخوندن آقاي راننده مي افتاديم، ياد نون خريدن هاي پسرخاله و آ مجري گفتن هاي كلاه قرمزي.
تا خونه مادربزرگه و هزار تا قصه داشتنش. از نوك طلا و مخمل خونه مادربزرگ، مدرسه موش ها، كپل و گوش دراز و عينكي.

جلوتر كه مي ری ميرسي به قصه گلنار.
ويترين ها را كه يكي يكي جلو مي ری از بچگي مي رسي به هزار چهره داستان هاي ايراني، همه اون هايي كه خيلي وقت ها با خنديدنهاشون خنديديم و وقتي گريه ميكردند اشك ميريختيم.
خيلي از اون هایی كه نقش مادربزرگ و پدربزرگ هاي مهربون را بازي كرده بودند؛ ديگه نبودند و گوشه ای قاب عكسشون خاك مي خورد ...

جلوتر كه می ری می رسی به يادبود و عكس هاي انتظامی. ياد نقش هاي ماندگارش از فيلم گاو تا هامون و روسري آبي و ناصر الدين شاه.
شهر فرنگ هم اينجاست، شهر فرنگ از همه رنگي كه هميشه توی فيلم هاي قديمي وسوسه ات مي كرد كه قاب شيشه اي تلويزيون را بشكني و چشم توی تاريكیش بگذاري تا ببيني توي اين قصه شهر چی مي گذره؟

چند قدم جلوتر چهره هميشه خندون عليرضا خمسه میخکوبت می کنه. چهره ای که همیشه لبخندش خستگی و شلوغی روزها رو از دلت خونه تکونی می کرد.
موزه سينما پر بود از خاطره؛ خاطره هايي كه روزهاست گرد و غبار روزمره محوشون كرده.
اگر خاطره باز هستيد، قدم زدن بين خاطره هاي كودكيتون را از دست ندید.

لینک کپی شد
گزارش خطا
۰