کد خبر:۱۷۹۹۸۵
تحلیل جرج فریدمن از وضعیت اسرائیل و خاورمیانه-1
رژیم صهیونیستی و فاز سوم استراتژی بقا: مدیریت فلسطین
جرج فریدمن، بنیانگذار و مدیرعامل موسسه اطلاعات و امنیت استراتفور در مقاله ای به تشریح سومین فاز از استراتژی رژیم صهیونیستی برای حفظ بقای خود پرداخته است.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»: اسرائیل اکنون وارد سومین محیط استراتژیک خود می شود. تهدید دائمی جنگ دولت با دولت معرفه اولین آن بود که از زمان پیدایش کشور یهودی تا زمان انعقاد پیمان صلح با مصر طول کشید.
حاشیه امن، معرفه دومین محیط استراتژیک اسرائیل بود که تا همین اواخر ادامه داشت و متمرکز بر موضوع فلسطین، لبنان و ظهور اسلامگرایان تندروی سنی بود.
ظهور ایران به عنوان قدرتی منطقه ای و نیاز به تشکیل ائتلافی بین المللی برای رویارویی با آن، معرفه سومین محیط استراتژیک اسرائیل است. مشکل استراتژیک بنیادی اسرائیل این است که منافع امنیت ملی آن چه از لحاظ صنعتی، جغرافیایی، جمعیت شناختی و چه از لحاظ اقتصادی از منابع ملی اش فزونی گرفته است. در خلال مرحله اول، اسرائیل به شدت به قدرت های خارجی وابسته بود – ابتدا اتحاد جماهیر شوروی، بعد فرانسه و نهایتا ایالات متحده آمریکا که یکی از منافع آن ارائه حمایت های نظامی به اسرائیل محسوب می شد.
در مرحله دوم تهدید فروکش کرد و اسرائیل اجازه یافت تا نسبتا آزادانه به موضوعات اصلی خود، از قبیل کنترل فلسطینی ها و بیرون آمدن از مشکلات لبنان بپردازد. وابستگی اسرائیل به قدرت های خارجی کاهش یافت، یعنی اسرائیل توانست گاه و بیگاه این قدرت ها را نادیده بگیرد.
در مرحله سوم وابستگی اسرائیل به قدرت های خارجی، خصوصا ایالات متحده شروع به افزایش کرده است و با این افزایش، ازادی عمل اسرائیل برای مانور دادن، رو به کاهش گذاشته است.
کنترل فلسطینی ها با مدیریت همسایگان
البته موضوع فلسطین، از آغاز پیدایش اسرائیل وجود داشته است. این موضوع به خودی خود تهدیدی حیاتی برای اسرائیل محسوب نمی شود چرا که فلسطینی ها قادر به تهدید بقای دولت اسرائیل نیستند. با این همه فلسطینی ها این توانایی را داشته اند که هزینه های سنگینی را به اشغال کرانه باختری و کنترل نوار غزه توسط اسرائیل، وارد کنند. آنها اسرائیلی ها را مجبور کردند تا جمعیت قابل توجه متخاصمی را با عملیات های دائمی و بسیار پرهزینه کنترل کنند و به کشورهایی که اسرائیل برای منافع جانبی و جهانی اش به آنها محتاج است، هزینه سیاسی بپردازند.
انشقاق میان فتح و حماس، تهدید فراگیر علیه اسرائیل را کاهش داد اما هزینه سیاسی را برای آنها بالابرد. این موضوع در زمستان سال 2009-2008 و در خلال عملیات سرب گداخته در غزه نمایان شد، جاییکه حماس به هر دلیلی اسرائیل را تحریک به رویارویی کرد. پاسخ اسرائیل به اقدامات حماس، هزینه سنگینی برای دولت یهودی در اروپا، ترکیه و مناطق دیگر جهان به همراه داشت.
سوای از ملاحظات ایدئولوژیک و مذهبی، اشغال سرزمین ها از لحاظ استراتژیک برای اسرائیل معنا دار است، چه اینکه اگر آنها عقب بکشند، حماس ممکن است تا اندازه ای نظامی شود که قادر به تهدید اسرائیل با حملات مستقیم یا آتش راکت و توپخانه شود. بنابراین اسرائیل خود را مجبور به اشغالی می بیند که به منظور کنار آمدن با یک تهدید نظامی فرضی، هزینه های سیاسی چشمگیری برای آن به همراه دارد.
اما درحال حاضر این تهدید به خاطر مدیریت روابط استراتژیک اسرائیل با دولت-ملت های همسایه اش فرضی محسوب می شود. اسرائیل مدیریت معضل منطقه ای خود را بیش از اینکه بر پایه توازن قوا در منطقه بنا کند بر بهره برداری از تنش ها درمیان همسایگان بنا نهاده است تا از این طریق از تشکیل یک جبهه متحد نظامی علیه خود جلوگیری بعمل آورد.
در حال حاضر رژیم اردن هاشمی مدت هاست که در تنشی ریشه دار با فلسطینی ها، سوریه و مصر ناصری به سر می برد. برخلاف منازعه اسرائیل-اردن در 1967، اردن اسرائیل را به عنوان نگهبان امنیت ملی خود پذیرفته است. پس از جنگ 1973 مصر یک معاهده صلح با اسرائیل امضا کرد که منطقه ای حائل را برای آنها در شبه جزیره سینا پدید آورد. تا آن زمان لبنان تغییر موضع خود را آغاز کرده بود آن هم نه بخاطر سیاست یک دولت رسمی، بلکه بیشتر به خاطر نبود یکپارچگی در دولت لبنان و پیدایش حضور سازمان آزادیبخش فلسطین در جنوب لبنان. اکنون با وجود سوریه ای که در هرج و مرج به سر می برد، اردنی که وابسته به اسرائیل است و مصری که همچنان سوای از دستاوردهای سیاسی اخیر اسلامگرایان، در معاهده صلح با اسرائیل به سر می برد، تنها لبنان است که تهدیدی علیه اسرائیل به حساب می آید و این تهدید ناچیز است.
بنابراین فلسطینی ها با کمبود حمایت های نظامی و سیاسی نمی توانند چالشی برای اسرائیل بحساب آیند. در عوض به این معنی است که نارضایتی سایر کشورها از سیاست های اسرائیل درقبال فلسطینی ها نیز خطر چندانی در پی نداشته است. بسیار بعید است که کشورهای اروپایی که نسبت به سیاست های اسرائیل مخالف هستند، دست به اقدام قابل توجهی علیه آن بزنند. لذا از آنجا که مخالفت سیاسی نمی تواند به اقدام معنی داری ترجمه شود، اسرائیل می تواند در سطح بالاتری نسبت به فلسطینی ها خصومت روا دارد.
ادامه دارد.....
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰