بدعهدی آمریکا؛ داستانی به قدمت تمدن نداشته ایالات متحده!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۶۵۱۱
گزارش|

بدعهدی آمریکا؛ داستانی به قدمت تمدن نداشته ایالات متحده!

از پیمان‌های قرن نوزدهمی با سرخپوستان آمریکا که به گفته تاریخ‌نگاران «همه بدون استثنا نقض شدند»، تا معاهدات کنترل تسلیحات با روسیه، توافق آب‌وهوایی پاریس، و برجام با ایران، شاهد الگویی تکرارشونده هستیم: امضا، تعهد، سپس خروج یک‌جانبه. این الگو طی بیش از دو قرن تقریباً بدون تغییر تکرار شده و به دو حمله نظامی به ایران در بحبوحه مذاکرات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ می‌رسد.
وحید کیانی

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو؛ در ۷ ژانویه ۲۰۲۶، کاخ سفید بیانیه‌ای صادر کرد که شاید برای هیچ کشور دیگری در تاریخ دیپلماسی مدرن سابقه نداشته باشد؛ ایالات متحده از ۶۶ سازمان و کمیسیون بین‌المللی به طور همزمان خارج می‌شود. به گزارش ۷ ژانویه ۲۰۲۶ ان‌پی‌آر، این اقدام شامل خروج از کنوانسیون چهارچوب سازمان ملل درباره تغییرات آب‌وهوایی بود؛ پیمانی که از ۱۹۹۲ پایه همکاری جهانی درباره آب‌وهوا بوده و آمریکا اولین و تنها کشوریست که از آن خارج شد. دیوید ویداوسکی، مدیر مؤسسه منابع جهانی آمریکا در بیانیه‌ای این اقدام را اشتباهی استراتژیک نامید که برتری آمریکا را بدون هیچ بازگشتی از دست می‌دهد.

اما این رویداد نه آغاز یک الگو که تکرار داستانی آشناست.

قرن‌ها پیمان‌های شکسته با سرخپوستان آمریکا

طبق آرشیو ملی آمریکا، از ۱۷۷۸ تا ۱۸۷۱، دولت آمریکا بیش از ۵۰۰ پیمان رسمی با ملت‌های بومی آمریکا منعقد کرد. موزه مردمان بومی آمریکا در تحلیل مارس ۲۰۲۶ خود می‌نویسد: «این پیمان‌ها قرار بود توافقاتی میان دولت‌های مستقل باشند. اما این وعده‌ها به کرات نقض شدند».

یکی از شناخته‌شده‌ترین موارد، معاهده فورت لارامی ۱۸۶۸ با سرخپوستان سو بود که کوه‌های سیاه را برای همیشه به آنها اختصاص می‌داد. تنها هشت سال بعد و با کشف طلا در این منطقه، ارتش آمریکا وارد منطقه شد و این به نبرد لیتل بیگ‌هورن در ۱۸۷۶ ختم شد. در ۱۹۸۰، دیوان عالی آمریکا رسماً حکم داد که کوه‌های سیاه به‌صورت غیرقانونی مصادره شده و ۱۰۶ میلیون دلار غرامت تصویب کرد؛ غرامتی که رهبران سو آن را رد کردند و گفتند «این زمین هرگز برای فروش نبود».

متیو ادوارد روولس، محقق تاریخ بومیان آمریکا در تحلیلی که در ۲۰۲۵ منتشر شد، می‌نویسد: «در بازه ۱۷۷۸ تا ۱۸۷۱، آمریکا بیش از ۵۰۰ پیمان با ملل بومی این قاره منعقد کرد. اما هر یک از این پیمان‌ها نقض شد». در سال ۱۸۷۱، کنگره رسماً به این رویه پایان داد؛ نه با اصلاح آن، بلکه با قانونی که اعلام کرد از آن پس هیچ ملت بومی‌ای به عنوان طرف معاهده‌پذیر شناخته نخواهد شد.

کنترل تسلیحات با روسیه

در ۱۹۷۲، آمریکا و شوروی معاهده اِی‌بی‌اِم (موشک‌های ضدبالستیک) را امضا کردند که سنگ‌بنای ثبات هسته‌ای دوران جنگ سرد بود. اما در ژوئن ۲۰۰۲، دولت جورج بوش پسر یک‌جانبه از این معاهده خارج شد. به گزارش آرمز کنترل اَسوسیِیشِن، این خروج عملاً معاهده استارت دو را هم به بن‌بست رساند، چرا که دومای روسیه تصویب آن را به حفظ‌ای‌بی‌ام مشروط کرده بود.

هفده سال بعد، در ۲ آگوست ۲۰۱۹، وزارت خارجه آمریکا رسماً از معاهده آی‌اِن‌اِف (نیرو‌های هسته‌ای میان‌برد) که از سال ۱۹۸۷، صد‌ها فروند موشک‌های میان‌برد را نابود کرده بود، خارج شد. یک سال بعد، در ۲۲ نوامبر ۲۰۲۰، معاهده اوپِین اسکایز (آسمان‌های باز) هم به همین سرنوشت دچار شد. بر اساس گزارش بروکینگز در همان زمان، به نظر می‌رسید دولت ترامپ ارزش کمی برای پیمان‌های کنترل تسلیحات و عدم اشاعه قائل است. وزارت خارجه روسیه این خروج را «رویدادی تأسف‌بار برای امنیت اروپا» نامید.

در نوامبر ۲۰۲۳، مجله تایم روند آمریکا در خروج از معاهدات کنترل تسلیحات را اینگونه خلاصه کرد: «استارت جدید، آی‌ان‌اف،‌ای‌بی‌ام، سی‌تی‌بی‌تی، سند وین، اوپن اسکایز همه این پیمان‌ها معدوم، معلق یا کنار گذاشته شدند».

محیط‌ زیست، تجارت و نهاد‌های بین‌المللی

در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۷ و تنها سه روز پس از آغاز دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ، آمریکا از مشارکت تِرَنس‌پاسیفیک (تی‌پی‌پی) خارج شد؛ توافقی که ۱۱ کشور دیگر را شامل می‌شد و آمریکا سال‌ها مذاکره‌اش را هدایت کرده بود. در ۱ ژوئن ۲۰۱۷، آمریکا از توافق آب‌وهوایی پاریس خارج شد. بایدن در ۲۰۲۱ به این توافق بازگشت، اما در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵، دقیقاً همان روز آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، فرمان اجرایی ۱۴۱۶۲ مجدداً خروج آمریکا را آغاز کرد. به نوشته شورای روابط خارجی، خروج رسمی در ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶ تکمیل شد و آمریکا را در کنار ایران، لیبی و یمن، تنها کشور‌های غیرعضو این توافق قرار داد.

این فهرست با یونسکو ادامه می‌یابد. آمریکا در ۲۰۱۷ از این سازمان خارج شد، در ۲۰۲۳ تحت بایدن بازگشت، و در فوریه ۲۰۲۵ بار دیگر دستور بازبینی صادر شد. مشابه همین الگو برای شورای حقوق بشر سازمان ملل تکرار شد؛ خروج در ژوئن ۲۰۱۸ و خروج دوم در ۴ فوریه ۲۰۲۵. سازمان بهداشت جهانی هم در ژوئن ۲۰۲۰ هدف خروج قرار گرفت، بایدن آن را لغو کرد و در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵، دوباره فرمان خروج صادر شد.

ریچارد هاس، رئیس سابق دفتر برنامه‌ریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا در دوران بوش، این الگوی تکرارشونده را دکترین خروج نامید.

برجام و دو حمله در میانه مذاکرات

اکنون به مرکز ماجرا می‌رسیم. در ۲۰۱۵، برجام توسط ایران و ۵+۱ امضا شد. بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران در ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ کاملاً به تعهداتش پایبند بود. اما در ۸ می ۲۰۱۸، ترامپ به طور یک‌جانبه از این توافق خارج شد؛ درست همان الگویی که با‌ای‌بی‌ام، تی‌پی‌پی، پاریس و آی‌ان‌اف تکرار شده بود.

اما پرونده ایران تفاوتی مهم با نمونه‌های قبلی دارد؛ حمله نظامی در بحبوحه مذاکرات.

به نوشته بنیاد کارنگی برای صلح بین‌الملل در دسامبر ۲۰۲۵، بین آوریل و می ۲۰۲۵، آمریکا و ایران پنج دور مذاکره هسته‌ای برگزار کردند و دور ششم برای ۱۵ ژوئن برنامه‌ریزی شده بود. اما تنها دو روز پیش از آن دور و در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل با حمایت آمریکا به تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران حمله کرد. نه روز بعد، آمریکا مستقیماً وارد عمل شد و تأسیسات فردو، اصفهان و نطنز را بمباران کرد. به نوشته کارنگی، حملات اسرائیل به ایران ۱۱۹۰ نفر را کشت و ۴۴۷۵ نفر را مجروح کرد.

سید عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران این توالی را این‌گونه روایت کرد: «ما حتی دور ششم را برای ۱۵ ژوئن تنظیم کرده بودیم، اما دو روز پیش از آن، اسرائیلی‌ها به ما حمله کردند. این حمله، بدون تحریک و غیرقانونی بود و سپس آمریکا هم به آن پیوست».

آرمز کنترل اَسوسیِیشن در تحلیل آوریل ۲۰۲۶ خود نکته‌ای کلیدی را اضافه کرد: «باوجود پایبندی ایران، ترامپ از برجام در می ۲۰۱۸ خارج شد و در ژوئن ۲۰۲۵، در حملات اسرائیل به ایران شرکت کرد، در حالی که دیپلماسی هنوز جریان داشت.» این مقاله می‌پرسد: «چرا ایران باید به آمریکا اعتماد کند که به تعهداتش وفا خواهد کرد»؟

بمباران دوم

اما تاریخ یک‌بار دیگر تکرار شد. گزارش‌ها نشان می‌دهند که ترامپ از روند مذاکرات دوباره که در سال ۲۰۲۶ از سر گرفته شده بود، رضایت نداشت و این زمینه‌ساز حمله ۲۸ فوریه شد. روایت یاهو نیوز از همان روز‌ها این صحنه را ثبت کرده است. ساعاتی پیش از حمله، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان و میانجی مذاکرات به سی‌ان‌بی‌سی گفته بود «صلح در دسترس است» و تهران به عدم انباشت و ذخیره‌سازی اورانیوم با راستی‌آزمایی کامل رضایت داده است. ساعاتی بعد، اسرائیل و آمریکا حمله کردند. یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی «وضعیت ویژه و دائمی اضطراری» در سراسر سرزمین‌های اشغالی اعلام کرد.

نکته تلخ‌تر این بود که طبق گزارش‌ام‌اِس ناو، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ مدت‌ها پیش از حمله فوریه، به سناتور‌های ارشد جمهوری‌خواه هشدار داده بود که حمله احتمالی رژیم صهیونیستی به ایران روی میز است. یعنی مذاکرات همچنان جریان داشت، درحالی‌که برنامه‌ریزی نظامی هم به‌موازات پیش می‌رفت.

عراقچی، در تحلیلی که در همان دوره بازتاب گسترده‌ای یافت، گفت رویکرد آمریکا دیکته است، نه مذاکره. او افزود: «آن‌ها می‌خواهند از طریق دیپلماسی به همان چیزی برسند که با زور به آن دست نیافتند».

یک امضا و چند معنا

فارغ از موضع‌گیری سیاسی درباره برنامه هسته‌ای ایران، مسئله‌ای که اکنون مطرح می‌شود صرفاً اختلاف تهران و واشنگتن نیست، بلکه اعتبار خود سازوکار مذاکره است. منتقدان سیاست آمریکا استدلال می‌کنند وقتی خروج یکجانبه از توافق و حتی اقدام نظامی در میانه روند‌های دیپلماتیک به سابقه‌ای تکرارشونده تبدیل شود، انگیزه طرف مقابل برای اعتماد به توافق‌های جدید نیز کاهش می‌یابد.

از پیمان فورت لارامی تا برجام، خطی ثابت دیده می‌شود؛ امضا، تعهد رسمی و سپس بدون توجه به میزان پایبندی طرف مقابل، خروج یک‌جانبه. تفاوت میان نمونه‌ها فقط در ابزار است. گاهی قانون کنگره (سرخپوستان ۱۸۷۱)، گاهی فرمان اجرایی رئیس‌جمهور (پاریس،‌ای‌بی‌ام، آی‌ان‌اف، برجام) و گاهی (برای اولین‌بار در تاریخ معاصر) نیز حمله نظامی هم‌زمان با دیپلماسی.

آنچه پرونده ایران را از سایر موارد متمایز می‌سازد، نه ماهیت عهدشکنی، بلکه شدت آن است؛ در حالی‌که خروج از معاهده آی‌ان‌اف یا پاریس صرفاً یک امضا را پس می‌گیرد، خروج از برجام و سپس دو بمباران در بحبوحه مذاکرات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، معنایی فراتر از دیپلماسی دارد؛ معنایی که حتی منابع آمریکایی، از جمله آرمز کنترل اَسوسیِیشن، آن را صراحتاً پرسش‌برانگیز خواندند: «چرا کشوری که بار‌ها امضای خودش را پس گرفته، باید این بار قابل اعتماد باشد»؟

پربازدیدترین آخرین اخبار