کد خبر:۱۸۷۸۵۵
به بهانه دوم خرداد؛

اصلاحات؛ حاکمیت گفتمان لیبرال دموکراسی در مدل حکومتی اسلام

حضرات لیبرال سکولاریسم! با پیچیدن نسخه‌های شفا بخش لیبرال و ایجاد فاصله طبقاتی و سرگرم كردن آحاد جامعه، بویژه جوانان به مفاهیم بی اساس آزادی و واژه های لیبرالی …
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، فاطمه خسروپور؛ مقام معظم رهبري 24 آذر 1378 در دانشگاه علم و صنعت نظام اسلامي را داراي دو ساخت حقيقي و حقوقي دانست كه حفظ ساخت حقوقي واجب، اما كافي نيست.
 
مجلس، قانون اساسي و دولت اسلامي جزو ساخت حقوقي نظام اسلامي است و عدالت، كرامت انساني، حفظ ارزش ها، برادري و برابري، اخلاق «اسلامي نه سكولار - ليبرالي» ايستادگي در برابر نفوذ دشمن، مردمي بودن مسئولان، ساده زيستي مسئولان، فداكاري و خدمت براي مردم، ايستادگي در برابر تجاوزطلبي دشمن، دفاع شجاعانه از حقوق ملي و پويايي علمي بي وقفه جزو شاخص هاي ساخت حقيقي است.
 
تجديدنظرطلبان «جريان اصلاحات» گروهی از عناصر انقلابي بودند که خواستار تجديدنظر در روح و ساخت حقيقي نظام و به تبع آن ساخت حقوقي بودند.
 
اگر بخواهیم شاخصه‌هاي شناسايي جريان تجديد نظر طلب را در نظر بگیریم، باید بگوییم جريان تجديد نظرطلب سه شاخصه براي شناسايي دارد كه به بررسی آن می پردازیم.
 
اين جريان به اراده مردم به عنوان تنها منبع، مشروعيت مي دهد، اين در حالي است كه اگر رئيس جمهور از طريق ولي فقيه منتصب نشود، نوعي طاغوت است، در واقع عبارت «تنها منبع مشروعيت، مردم است» عين سكولاريزم مي باشد، این در حالی است که اراده مردم مقبوليت دارد كه اگر با مشروعيت عجين شود، شكل حقيقي و حقوقي پيدا مي كند كه اين مشروعيت را شارع مقدس معين خواهد كرد.
 
اين جريان براي اداره جامعه اصالت را به قوانين بشري مي دهد كه براساس عقل بشري پي ريزي شده است و در واقع اين نيز همان اومانيسم است؛ چرا كه قوانين بشري بايد با شرع مقدس مطابقت كند.
 
سومين اصل جريان تجديد نظرطلب ليبرال- سكولاريزه كردن انقلاب است
 
سومين اصل جريان تجديد نظرطلب، ليبرال- سكولاريزه كردن انقلاب است، در حالي كه در گفتمان اصيل انقلاب بايد مرزهاي الهي محكم شمرده شود.
 
ارائه لوايح دوقلو از سوي خاتمي، انتخاب مدل بعد از جمهوری اسلامی با عنوان «کارگاه بعد از جمهوری اسلامی با الگوگیری از مدل ترکیه»، طرح رفراندوم و ایجاد موج اجتماعی علیه نظام اسلامی و طرح جامعه مدني خاتمي «حذف رهبر از جامعه»؛ گام هایی بود که در رسميت بخشيدن به ساختارشكني انقلاب توسط این جریان برداشته شد که در این گامها به نفي ايدئولوژي در جامعه مي پرداختند و جمهوري اسلامي را با مدل آلمان ناريسم و ايتالياي فاشيسم يكي مي دانست و در واقع جامعه مدني به حذف رهبر از جامعه مي پرداخت.
 
در واقع تجدید نظرطلبان اعتقاد به تسامح و تساهل در دو حوزه سياست و فرهنگ داشتند که همان لیبرالیزم و شکسته شدن مرزهای حلال و حرام و اصل تعصیب دینی و ملی بود.
 
البته این جریان از ابتدای پیروزی انقلاب و در زمان حیات حضرت امام (ره) نیز وجود داشت، اما شور انقلابی حاکم بر جامعه و نقش محوری حضرت امام (ره) به آنان مجال کنشگری فعالانه نمی‌داد و عملاً حاشیه نشین بودند.
 
دوم خرداد 76 در حقیقت محصول کادر سازی و بسترسازی جریان روشنفکری سکولار با حمایت مالی تکنوکرات‌ها بود دوم خرداد 76 در حقیقت محصول کادر سازی و بسترسازی جریان روشنفکری سکولار با حمایت مالی تکنوکرات‌ها بود. در حقیقت فعالیت‌های گسترده علمی، فکری و تشکیلاتی این جریان از سال 68 تا 76 در دوم خرداد به بارنشست و روشنفکران سکولار با برچسب جناح چپ یا اصلاح طلبان توانستند به حلقه‌های قدرت نفوذ کرده و کرسی‌های مدیریتی نظام را تصاحب كنند.
 
با آغاز قدرت گیری اصلاح طلبان در صحنه سیاسی ایران، نسخه‌هایی که پیش تر در حلقه‌های فکر جریان روشنفکری تجویز شده بود، به مرحله اجرا درآمد. هدف اصلی و بلندمدت اصلاح طلبان هم نهادینه کردن سکولاریزم در ایران و تهی کردن جمهوری اسلامی از بعد انقلابی و ایدئولوژیک آن بود؛ یعنی آنها می‌خواستند جمهوری اسلامی را دچار نوعی دگردیسی هویتی کرده و با زدودن آرمان‌های اسلامی، مدل لیبرال دمکراسی را جایگزین مدل حکومتی مبتنی بر ولایت فقیه كنند.
 
جریان لیبرالی که کم کم در جامعه اسلامی نمود پیدا کرده بود، با هشت سال دولت سازندگی حیات اقتصادی خود را دنبال می کرد تا در هشت سال اصلاحات با توسعه سیاسی اجتماعی خویش به اوج حیات خود برسد.
 
البته ناگفته نماند که کلید لیبرالیزه سیاسی در سال 72 توسط سروش، آغاجری و چند تن از تئوریسین ها و سر شاخه های این جریان زده شد و در دوم خرداد 76 با آمدن خاتمی به عنوان لیدر اجرایی این جریان به میدان، بقیه مهره ها و افسران این سناریو به ایفای نقش خویش بپردازند.
 
اصلاحات با استحاله از درون، درصدد تبدیل جمهوری اسلامی ایران را به جمهوری لیبرال بودند
 
مهره ها و افسران این سناریو هرکدام ماهرانه طوری در عرصه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ... قدم بر می داشتند تا با استحاله از درون، جمهوری اسلامی ایران را به جمهوری لیبرال تبدیل کند.
 
حضرات لیبرال سکولاریسم! با پیچیدن نسخه های شفا بخش لیبرال و ایجاد فاصله طبقاتی و سرگرم كردن آحاد جامعه به ویژه جوانان به مفاهیم بی اساس آزادی و واژه های لیبرالی، در واقع اساس و بنیان حکومت اسلامی یعنی ولایت مطلقه فقیه و قوانین اسلامی را نشانه گرفته بودند که گواه این امر، بردن لوایح دو قلو به مجلس ششم و سند برنامه چهارم توسعه بود.
 
و چه جالب! این مدعیان آوردگاه آزادی بهای همه رهاورد خود را در رای 20 میلیونی دوم خرداد 76 از مردمی گرفته بودند که امروز به جای تمکین از همین مردم، آنها را بی سواد، گدایان دولت، قابلمه به دست، و ... می خوانند تا شکست خود را توجیه كنند.
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار