
کد خبر:۱۹۱۰۷۰
چرا پوتین برای ایالات متحده بسیار مفید است؟
اینکه چرا پوتین برای ایالات متحده بسیار مفید است در منافع مشترک این دو کشور در افغانستان نهفته است، اما شاید مهم تر از این، نگرانی های مشترک آنها از جغرافیای سیاسی در حال ظهور آسیای مرکزی باشد.
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از آسیا تایمز، در حال حاضر ایالات متحده تقریبا تمام منابع خود برای جنگ در افغانستان را از طریق روسیه و یا کشورهای مطیع مسکو، به این کشور ارسال می کند. قرقیزستان و ازبکستان به این خاطر به کاروان های ایالات متحده اجازه عبور می دهند که، رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین آنها را از انجام این کار منع نکرده است.
در روابط میام دولتها در جهان کنونی، یک کشور قدرتمند تنها در صورتی به کشور دیگر کمک می کند که برایش از نظر مالی سودآور باشد. حتی در طول جنگ جهانی دوم هم ایالات متحده بر روی انگلیس برای باز کردن بازارهایش به روی تجار آمریکایی حساب کرده بود. امروز، اگرچه پوتین بر سر مسائلی چون سپر دفاع موشکی، لیبی، و سوریه، از سیاستهاییی که آمریکا در پیش گرفته ناراضی است، اما برای ایالات متحده فوق العاده مفید است.
او حتی بطور ناگهانی با بیانیه ای نگران کننده از سوی میت رامنی نامزد جمهوری خواهان برای ریاست جمهوری آینده آمریکا مواجه شد که در آن، روسیه به عنوان دشمن شماره یک ایالات متحده در جهان شناخته شده بود.
نشانه های سیاست خارجی روسیه یا شوروی در طول سالهای قبل، «تطابق با قدرتهای خارجی و شکیبایی در صحنه جهانی» نبوده اند.
حتی در چشم انداز افسران سابق «کا گ ب» نیز این امر (تطابق با قدرتهای خارجی و شکیبایی در صحنه جهانی) مشاهده نمی شود. پس چرا پوتین به ایالات متحده کمک می کند؟ پاسخ در منافع مشترک این دو کشور در افغانستان نهفته است، اما شاید مهم تر از این، نگرانی های مشترک آنها از جغرافیای سیاسی در حال ظهور آسیای مرکزی باشد.
روسیه و ایالات متحده منافع مشترکی درمقابله با شبه نظامی گری اسلامی در افغانستان و جاهای دیگر جهان دارند. روسیه در سال های اخیر با چنین شبه نظامیانی از جمله در قفقاز (چچن، داغستان و اوستیا) مواجه بوده است و اصلا مایل نیست که امثال این گروهها را ببیند که مجددا کنترل افغانستان را در دست گرفته اند و ستیزه جویی آنان به آسانی به ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان گسترش یافته است. روسیه این جمهوری های شوروی سابق را در حوزه خود می بیند و از بوجود آمدن جنبش پان اسلامی در این منطقه از زمان حکومت کمونیست ها -اگر نگوییم از زمان تزارها- نگران بوده است.
در چشم کرملین اهمیت خطوط عرضه منابع ایالات متحده به افغانستان، فقط به مواردی چون جنگ و همکاری دوطرفه محدود نمی شود. پوتین یک دانشجوی زیرک در کلاس «قدرت دولت و اقتصاد» است و می داند که در طی جنگ داخلی آمریکا (1861-1865) ، ارتش زیرساخت های راه آهن و تلگراف را ایجاد کرد که همین کار باعث رونق در آینده اقتصادی آمریکا شد؛ در طول جنگ جهانی دوم، بنادر و پایگاه های هوایی که از ایالات متحده بر جای ماند، بعدها باعث گسترش تجارت جهانی شد و امکانات بندری و مراکز لجستیکی که آمریکا در جنگ ویتنام ایجاد کرده بود، پس از رفتن آمریکائیها در سال 1975 از این کشور، کمک شایانی به پیشرفت دولت هانوی کرد.
به هر حال پوتین از جودو نیز سر در می آورد؛ یک هنر رزمی که شما در آن باید با استفاده از نیروی حریف خود، او را شکست دهید.
اما باید گفت این دو دولت در آسیای مرکزی، بطور یکسان نفع نمی برند. کارشناسان ناتو نیز به این امر واقفند که به علت محدودیت جاده ها، انبار ها، و خطوط راه آهن از دریای سیاه و دریای بالتیک تا آسیای مرکزی، لازم است به بهبود، گسترش و نوسازی آنها بپردازند.
ایالات متحده می تواند زیرساخت هایی را در منطقه ایجاد کند که روسیه و کشورهای دیگر منطقه، دهه های متمادی از آن بهره مند خواهند شد.
ایالات متحده به آوردن مواد جنگی و منابع توسعه ای ادامه خواهد داد و شرکت های کشورهای مختلف نیز به خارج کردن مس ، آهن و عناصر خاکی نادر افغانستان ادامه خواهند داد. استخراج منابع در کوتاه مدت به شمال افغانستان جاییکه شورشیان در آن در ضعیف هستند محدود خواهد ماند اما با درست شدن اوضاع، مناطق جنوبی نیز راه مناطق شمالی را دنبال خواهند کرد.
روسیه این پتانسیل اقتصادی را در صورت برقراری ثبات در منطقه می بیند و می داند که می تواند حضور چین در آسیای مرکزی را محدود و یا تعدیل کند. حرکت چین صعودی است و روسیه در مقایسه با چین، نسبتا راکد و بی وجهه است. هر دو قدرت می دانند که از قرن ها پیش به دنبال کسب قدرت در آسیای مرکزی بوده اند و روسیه معمولا برنده این رقابت بوده است.
از دیدگاه مسکو، توسعه و نفوذ اقتصادی چین در آسیای مرکزی، پایه ای برای نفوذ بیشتر و شاید هم به نوعی استعمار نو در نظر گرفته می شود؛ چیزی که از نگاه پکن، جبران اشتباهات و اعمال قرون گذشته و کمک به بازگشتن به جایگاه خود به عنوان مرکز جهان دیده می شود.
هدف روسیه ایجاد یک اتحاد ضد چینی با ایالات متحده نیست. هیچ کدام از این دو قدرت حداقل در زمان کنونی خواستار چنین چیزی نیستند. هدف آنها ایجاد پایه های توسعه غیر چینی در منطقه و تقویت رابطه مثلثی قدرت میان روسیه، چین و ایالات متحده آمریکا است؛ که البته با عوض شدن شرایط، این پتانسیل در مورد هر کدام از این قدرتها وجود دارد که باهم بر علیه دیگری ائتلاف کنند و بدون شک، شرایط تغییر خواهد کرد.
با این حال ایالات متحده، ضعیف ترین قدرت در مثلث آسیای مرکزی خواهد بود و این هم به دلایل جغرافیایی است. قطعا، روسیه می تواند نفوذ آمریکا در منطقه را از طریق نفوذ خود محدود کند و البته زمانی که ایالات متحده خسته شده و منطقه را ترک کند و یا توسط روسیه از منطقه اخراج شود، جاده ها، انبارها، و زیرساخت هایی را در طول سال ها ساخته را نمی تواند با خود ببرد.
نویسنده: برایان ام داونینگ، تحلیلگر سیاسی / نظامی
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.