چالش های پیشروی ملی گرایان لیبی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۵۹۷۴

چالش های پیشروی ملی گرایان لیبی

نتایج انتخابات پارلمانی لیبی حکایت از پیروزی ملی گراهای این کشور به رهبری محمود جبریل و ناکامی جریان اسلامگرای لیبی دارد، اما با این وجود چالش های بزرگی متوجه جریان ملی گرای پیروز در انتخابات لیبی است.
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از قدس العربی، نتایج انتخابات پارلمانی لیبی حکایت از پیروزی ملی گراهای این کشور به رهبری محمود جبریل و ناکامی جریان اسلامگرای لیبی دارد، اما با این وجود چالش های بزرگی متوجه جریان ملی گرای پیروز در انتخابات لیبی است.
 
نتایج انتخابات مجلس لیبی و پیروزی جریان ملی گرا، به دو دلیل بسیاری از تحلیلگران غربی و عربی را شگفت زده کرده است.
 
اول اینکه بنا به گزارش ناظران خارجی انتخابات بصورت کاملا بی طرفانه و سالم برگزار گردید و دلیل دیگر اینکه نوار پیروزی جریان های اسلامگرا در کشورهای عربی قطع شد.
 
در کشور لیبی برای اولین بار و پس از نیم قرن حکومت دیکتاتوری در تاریخ 7 ژولای یک میلیون و هشت صد هزار واجد شرایط رأی به پای صندوقهای رأی رفتند تا برای اولین بار به طور آزادانه نمایندگان دلخواه خود را انتخاب کنند.
 
باید اعتراف کرد که بسیاری از رأی دهندگان نیز با دیدن خیل عظیم رأی دهندگان در پای صندوق های رأی شگفت زده شده بودند، علاوه بر این بر خلاف نظر عمومی مردم، این انتخابات در جوی کاملا آرام و به دور از اوضاع آشفته سابق لیبی برگزار شد، البته منظور ما این نیست که اوضاع لیبی مورد دلخواه است بلکه هنور هم جریانهایی در این کشور وجود دارند که به طرفداری از رژیم سابق می پردازند و در این کشور همچنان دست انداز ها و موانع زیادی بر سر اره پیشرفت کشور وجود دارد، چرا که بسیاری از قبایل لیبی کما فی السابق یا طرفدار جدایی طلبی و استقلال از حکومت مرکزی هستند و یا به طرفداری از رژیم سابق به جنگ و خونریزی تمایل دارند.
 
پیروزی ملی گراها در کسب اکثریت کرسی های پارلمان لیبی در موراد زیر خلاصه می شود:
 
1- اکثریت ملت لیبی متدین و متمایل به اسلام صوفی هستند، و فقط در مناطق محدودی از لیبی اسلامگراهای تندرو سکونت دارند، در حالی که بیشتر ساکنان این کشور را اسلامگراهای میانه رو تشکیل میدهند.
 
2- رژیم قذافی، این رژیم در طول 40 سال حکمرانی در لیبی، از جریان اسلامگرای این کشور به عنوان بزرگترین دشمن رژیم خود یاد میکرد، و با بی رحمی تمام با مخالفان مسلمان برخورد میکرد، نمونه بارز خشونت رژیم قذافی با اسلامگراها میتوان به فاجعه زندان ابوسلیم اشاره کرد که 1200 زندانی بی گناه را به جرم وابستگی به جریان اسلامگرا قتل عام کردند.
 
3- جریان اسلامگرای لیبی که بسیاری از مسئولیت های بزرگ جنگ بر ضد رژیم قذافی را متحمل شده بود بر عکس جنبش اخوان المسلمین مصر و حزب النهضة تونس تشکل سیاسی نبوده و سازمان اخوان المسلمین لیبی فقط چند ماه قبل از زمان برگزاری انتخابات به عنوان یک جنبش سیاسی قد علم کرد.
 
4- خطاهایی که جریان های اسلامگراها در مصر و تونس مرتکب شدند و همچنین نقش شیطنت آمیز رسانه های غربی در اعمال فشار تبلیغاتی علیه این جریان همگی به سود ملی گراها تمام شد.
 
5- جریان ملی گرا در این انتخابات از تجربه و سازماندهی بالایی برخوردار بودند و سران این جریان از قبیل محمود جبریل فارغ التحصیل آمریکا بسیار زیرکانه عمل کرد و با تمرکز بر شعارهای تبلیغاتی جذاب مثل حقوق زنان، حفظ آزادی های شخصی، کرامت انسانی و احترام متبادل، همزیستی و سازش ملی، حفظ ارزش های اجتماعی ملی گرایی، توجه بسیاری از مردم لیبی را به خود جلب کرد، همچنانکه نمی توان نقش کشورهای لیبرالیسم غربی را در سرنگونی رژیم قذافی نادیده گرفت و این کشور ها در جریان انتخابات پارلمانی از لیبرال ها حمایت آشکاری کردند.
 
با وجود تمامی این مسائل ما معتقدیم که جریان ملی گرای پیروز در انتخابات پارلمانی لیبی بزودی با چالشهای زیادی در پیشبرد برنامه های خود مواجه خواهند شد و چه بسا که این چالش ها در قالب جنگ های قبیله ای و ملی جلوه کند.
 
از جمله چالش های پیشروی این جریان میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
 
چالش اول: موافقت جریان اسلامگرا و تحویل چرخه فرماندهی و رهبری لیبی به رقبای ملی گرای پیروزشان در انتخابات، این در حالی است که محمد صوان رهبر حزب عدالت و سازندگی شاخه سیاسی اخوان المسلمین به صداقت دکتر جبریل رهبر لیبرال ها مشکوک است و وی را از بقایای رژیم قذافی می داند.
 
چالش دوم: چکونگی تشکیل دولت وحدت ملی نمایانگر ساختارهای فرهنگی، منطقه ای و قبیله ای، ملت لیبی است و نیازمند تایید و پشتیبانی کشورهای عربی همسایه می باشد.
 
چالش سوم: خلع سلاح کردن شبه نظامی ها و ایجاد امنیت در کشور، بازسازی ساختمانها و موسسات دولتی، پایان دادن به تبعیضات نژادی، منطقه ای و قبیله ای، آزادی تمامی بازداشت شدگان وابسته به رژیم سابق.
 
چالش چهارم: حفاظت از تمامیت ارضی و جغرافیایی لیبی و مقابله با جریان های جدایی طلب، از بین بردن فساد و ارائه خدمات عمومی. ملت لیبی زمان طولانی تحت یوغ حکومت دیکتاتوری قذافی بوده و شاید ستمدیده ترین ملت در میان ملت های عربی بوده است که در طول 40 سال در بدترین شرایط به سر برده اند.
 
به نظر میرسد که مردم لیبی به چیزی بیشتر از برآورده کردن نیازهای اساسی در آموزش، بهداشت و زندگی کریمانه چشم دوخته باشند. گفتنی است که کشور لیبی یکی از کشورهای نفت خیز در جهان میباشد که سالیانه بیش از 60 میلیارد دلار درآمد نفتی عاید این کشور میشود.
 
بر اساس تمامی آنچه گفته شد میتوان به این نتیجه رسید که هنوز هم خطر های بزرگی متوجه ملت لیبی است و احتتمال درگیری های قبیله ای همچنان وجود دارد، چرا که عوامل تنش همچنان پابرجاست.
پربازدیدترین آخرین اخبار