کد خبر:۲۰۱۲۵۶
بيت المقدس در حصار واژهها - 1
این است حرف تازۀ زیتون: جنگ!
چندیست هر بهار میشکفد/ بر شاخههای تازۀ زیتون، سنگ/ دیگر نشان صلح نخواهم بود ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، جمعه آخر ماه رمضان كه از راه مي رسد تازه ما فيلمان ياد هندوستان مي كند كه روي اين كره خاكي مردماني هستند كه بيتشان اشغال شده.
وقتي براي راه پيمايي مي رويم پيش خودمان فكر مي كنيم كه مثلا خيلي تركانده ايم و چه قدر آدم هاي انسان دوستي هستم كه با زبان روزه براي مردمي كه سفره افطارشان را با جگرهاي كباب شده فرزندانشان افطار مي كنند وقت گذاشته ايم.
بيتهاي زير شايد بيت و خانه نباشد اما واژه هايي است كه مهدي سيار براي اهالي مردمان فلسطين سروده.
چندیست هر بهار میشکفد
بر شاخههای تازۀ زیتون، سنگ
بر شاخههای تازۀ زیتون، سنگ
دیگر نشان صلح نخواهم بود...
این است حرف تازۀ زیتون: جنگ!
دیریست سهم سینۀ ما تیر است
دیریست راهِ رفتن ما خار است
بیدارماندگان شبی تاریم
دار است حق گردن ما، دار است
زنجیر باز کرده و میآییم
با دستههای سینهزنی از راه
ما فوج بسملیم که در راهیم
ای تیغهای سر زده! بسمالله!
یادش به خیر گفته دریامرد:
کافیست سطل آبی اگر ریزیم...
جز آبروی رفته چه خواهد ماند
امروز اگرکه سیل نینگیزیم؟
****
نهادند «زين» لشکر ابرهه فيلها را
نهادند «زين» لشکر ابرهه فيلها را
ولي سر بريدند اول ابابيلها را
به قرآن سر صلح دارند اينان، ببينيد
سر نيزه توراتها را و انجيلها را
ببنديد دستان بي تابتان را ببنديد
فلاخن مياريد از امروز سجيلها را
دريغا به اين قصه هرگز کلاغي نيامد
دريدند قابيلها نعش هابيلها را
به دنبال «نيل و فرات» است و پر کرده فرعون
يزيدانه از خون نوزادگان نيلها را
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰