ضامن آهو مرا بوسیده است ...
آخرین اخبار:
کد خبر:۲۱۰۷۷۷
به مناسبت شهادت امام بخشنده؛

ضامن آهو مرا بوسیده است ...

ضامن آهو مرا بوسیده است/ خنده‏ام را دیده و خندیده است/ بر رضا هرکس دهد من را قسم / حاجتش را مى‏دهد بى بیش و کم ...
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ به بهانه سالروز شهادت امام جواد(ع) شعر جمعی از شاعران آئینی در وصف شهادت ایشان گرد آوری شده که متن کامل این اشعار به شرح زیر است:
 
نیست یک خواهر غمدیده پرستار شما
 
هیچ کس همقدم زینب کبری نشود
 
به لب تشنه ی تو آب گوارا نرسید
 
مقتلت گر چه به جانسوزی صحرا نشود
 
پسر ضامن آهو، تو جوانمرگ شدی
 
مثل تو هیچ کسی وارث زهرا نشود
 
جگر سوخته از زهر تو را طعنه زدند
 
جگر سوخته با خنده مداوا نشود
 
قدرت زهر چه بوده که ز پایت انداخت
 
گفت با خنده دگر ابن رضا پا نشود
 
جان فدای پسرت حضرت هادی که سه روز
 
دید تشییع تن خسته مهیا نشود
 
جواد حیدری
 
طائر عرشم ولى پر بسته‏ام
یاد دلدارم ولى دلخسته‏ام

آسمانم بى ستاره مانده است
درد، من را سوى غربت رانده است

ناله‏ها مانده است در چاه دلم
قاتلى دارم درون منزلم

من رضا را همچو روحى بر تنم
هستى و دار و ندار او منم

ضامن آهو مرا بوسیده است
خنده‏ام را دیده و خندیده است

بر رضا هرکس دهد من را قسم
حاجتش را مى‏دهد بى بیش و کم

لاله‏اى در گلشن مولا منم
غصه دار صورت زهرا منم

زهر کین کرده اثر رویم ببین
همچو مادر دست بر پهلو، غمین

در میان حجره‏اى در بسته‏ام
بى قرارم، داغدارم، خسته‏ام

این طرف با فاطمه باشد جواد
آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد

این طرف درد و غم و آه و فغان
آن طرف هم دخترانِ کف زنان

کس نباشد بین حجره یاورم
من جوانمرگم، شبیه مادرم

ریشه‏ها را کینه‏ها سوزانده است
جاى آن سیلى به جسمم مانده است

حال که رو بر اجل آورده‏ام
یاد باباى غریبم کرده‏ام

نیست یک درد آشنا اندر برم
خواهرى نبود کنار پیکرم

تشنه لب در شور و شینم اى خدا
یاد جدّ خود حسینم اى خدا

جواد محمد زمانی
 
ز پشت درب بسته کسی آه می کشد
یوسف دوباره ناله ز یک چاه می کشد

در زیر پای هلهله ها این صدای کیست؟
این پای کوب و دست فشانی برای کیست؟

از ظرفِ آبِ ریخته بر این زمین بپرس
از یک کنیز یا که از آن یا از این بپرس

زرد است از چه گندمِ رویِ دلِ رضا
بر باد رفته است چرا حاصل رضا

زلف مجعد پسرش را نگاه کن
آنگاه یاد یوسف غمگین چاه کن

ای کاش دست کاسه­­ی انگور می شکست
تا چهره جواد به زردی نمی نشست

ای کاش زهر قاتل و مسموم خویش بود
ای کاش کشته اثر شوم خویش بود

دیدند چند طایفه ای از کبوتران
با بال روی بام کسی سایه گستران

رضا جعفری

پاى عشقى فتاده از نفسم
کاروانى نهفته در جرسم

مفلسى از تبار شوق توام
دامن آلوده­ی تو در هوسم

موج آهم، شکسته ‏تر ز دلت
غیر یار کریم نیست کسم

نَفَسِ من مقیم سینه­ی توست
من صدایى شکسته در قفسم

سایه مرحمت شدن چه‏خوش‏است
نور تو مى‏رسد ز پیش و پسم

تا مرا از تو یاد مى‏آید
به لبم یا جواد مى‏آید

پى وصلى شکسته‏ بال‏ توام
منتسب بر توام که مال توام

تا مگر لب نهم به ‏لعل لبت
گوئیا کوزه­ی سفال توام

جز تو را گر حرام مى‏دانم
پى یک بوسه حلال توام

صبغة اللَّه، روى دیدنى‏ات
سائل رنگى از جمال توام

نقص را مى‏کشم به پرده اوج
ناقصم گرچه، با کمال توام

گر جنون را به غیر، میلى نیست
جز دل ما مزار لیلى نیست

تا روم از دلم تو باز بیا
مى‏کشم ناز با نیاز بیا

خانمان سوز تر ز عشق تو نیست
گل یثرب، مه حجاز بیا

خانه‏ام را خراب ساز خراب
با من خسته دل بساز بیا

تنگ شد خانه معاش دلم
دست کن زیر جانماز بیا

دست بگشاى بر شفاى دلم
تا هدایت شوم به راز بیا

تا گریبان درم به حیرت عشق
همتى لطف کن به غیرت عشق

مى‏توان گر ز هجر ناله کشید
باید از شوق بند عمر برید

من عصاى توام که نطق نمود
برگ زیتون، دلم که فیض چشید

من کلامى فتاده از لب تو
چشم من اشک چشم تو که چکید

بیت و مسجد گذارى از قدمت
منت کوفه از تو گشته مزید

دست کوتاه و وصل یار بلند
نقص کى جانب کمال‏رسید؟

حرز تو کار ساز و بنده اسیر
مددى یا جواد دستم گیر

قیمت من به حسن بودن‏توست
دل من در پى ربودن توست

رخصت لطف را مهیا کن
دیده محتاج رخ گشودن توست

دل به قید یقین خویش بگیر
کاستى در پى فزودن توست

گرچه رویت وسیع و آینه تنگ
رزق آئینه‏ها ستودن توست

تو اذان همیشه برپایى
گوشها در پى شنودن توست

«لا اله» از تو مى‏شود « الا»
که تو وجه اللهى و نور خدا

نشود هیچ گه تلف، غم تو
گیرد از هر سلف خلف، غم‏ تو

شأن تو شأن مرتضى باشد
سیرت شاه لو کشف، غم تو

جبرئیل است خاکسار درت
مایه عزت و شرف، غم تو

سینه چاک چاک شوق، صدف
گوهر خالص صدف، غم تو

مشهد و کربلا و سامرّا
مکه و یثرب و نجف، غم تو

چون دلت را کریم مى‏دانم
کرمت را قدیم مى‏دانم

در طریق غم است حکم خدا
دوستدار تو اوفتد به بلا

شرح معشوق مى‏کند هردم
عاشق غم کشیده رسوا

روى تو روى حیدر کرار
بوى تو بوى اکبر لیلا

گوش دل باز مى‏کنم چو تو را
العطش مى‏رسد ز کرب و بلا

اربا ارباست آن یکى به زمین
تو هم اینجا شکسته بابا

این جواد و على است افتاده
آن حسین و رضاست جان داده

محمد سهرابی

پربازدیدترین آخرین اخبار