تلاش و دويدن براي رسيدن
رئاليسم تلخ و تكان دهنده اي كه در سراسر روايت جنوبي دونده حكمفرماست، گوياي حديث نفسي است از يك كارگردان سختكوش كه با زيبايي شناسي منحصر به فردش، دونده را تبديل به نقطه عطفي در تاريخ سينماي ايران پس از وقوع انقلاب اسلامي كرد.
داستان زندگي نوجواني كه براي رسيدن به آمال و آرزويش دست از هيچ تلاش برنمي دارد و از واكس زدن كفش مردمان تا يخ فروشي و بطري جمع كني همه را محك مي زند و پيگير آرزوهايش در اين كارهاي حقير؛ نمايشي تلخ، اما گرم از تلاش و كوشش را بجا مي گذارد.
حس آميزي فوق العاده اي كه از نوع زندگي جنوبي در دونده به نمايش درمي آيد، گوياي تسلط انكارناپذير كارگردان بر آن چيزي است كه در پي آن است.
دونده حديث زندگي امير نادري است كه در تلاش براي فرم بخشيدن به سينماي مستقل و متعهد بومي، به كارزار زندگي نوجوانان فقيري پا مي گذارد كه زندگي شان در مرارت و رنج و تلاش و دويدن شكل مي يابد و معنا مي شود.
نوجوان سيه چرده اي كه آرزوي گذشتن از آب و رسيدن به سرزمين آرزوها، تواني براي خواستن و توانستن در بازوانش مي آفريند و مي پروراند.
سكانس هاي به ياد ماندني «دونده» كه هر يك شناسنامه اي براي اين برهه سينماي نوين ايران شد، گوياي اين مدعاست كه امير نادري، كارگردان سينما شيفته اي است كه راه خود را همچون قهرمان محروم و كوچك فيلمش از دل لقب ها و سنگلاخ ها و سختي هاي سترگ زندگي به سمت هدف، يافت و پي گرفت.
ويژگي ديگري كه به لحاظ داستاني و ايده پردازي متعالي فيلم در دونده سرشار است و به سرشاري، نشانه اي از نگاه هوشمندانه و متعهدانه فيلمساز، تلقي او از آگاهي و دانايي است.
اينكه دونده فيلم، پس از گذراندن تجربه هاي متعددي براي كار كردن و كسب درآمد و هموار كردن جاده حركت، به مدد توجه و تنبهي كه برايش حاصل مي شود به ارزش و قدر و قيمت خرد و دانايي و آگاهي واصل مي شود و آن را پي مي گيرد؛ او مي فهمد كه براي فهميدن و يافتن بايد دانست و براي دانايي بايد آموخت و براي آموختن بايد از ابتدا الفبا را فراگرفت.
دونده حاصل دقتمندي كارگرداني عميقاً زيباشناس، به رئاليسمي مومنانه است؛ فيلمي گرم و پرخون كه درآمدي است بر روش هاي سينمايي زندگي كسي كه خود سال ها براي رسيدن دويده است.
دونده در آن مقطع زماني، نقطه عطفي در تاريخ سينماي پس از انقلاب شد؛ فيلمي كه موفق به كسب اولين جايزه هاي جهاني براي سينماي نوين ايران گشت و بر تارك اين ميدان، با نمايشي از تلاش و محروميت، در عين يك زيبايي شناسي آبرومندانه، خوش درخشيد./انتهاي پيام/