هنر در خدمت سفارش
محمدرضا محقق:
فيلم سينمايي «سوپر استار» ساخته تحسين شده تهمينه ميلاني از سوي مسئولان فرهنگي، يكي از معدود فيلم هايي كه به طرز كاملاً واضح و مبرهني، آنچنان كه حركات و سكنات و كلمات بازيگر نقش اصلي اش در ذهن و دل مخاطبان حك شده و باقي ماند به بازگويي برخي موقعيت هاي احتمالاً سفارشي پرداخت و البته به هر حال اين يادآوري هاي عجيب و نه چندان قابل انتظار از سازنده فيلم، لبخندي هم برگوشه لبان تماشاگران نشاند.
فيلم، داستان زندگي هنري و شخصي يكي از ستاره هاي سينماي ايران است كه در دريايي از شهرت، تكبر و تفاخر و البته هيجانات كاذب عرصه بازيگري سينما غوطه ور است.
فيلم در به تصوير كشاندن اين موقعيت، با بهره مندي از بازي بسيار خوب و روان شهاب حسني كه موفق به دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد از جشنواره فيلم فجر بابت بازيش در همين فيلم شد، توانست جلوه جذابي از زندگي شخصي و شخصيتي يك بازيگر جوان و يك ستاره فعال و شهير سينماي ايران را به نمايش گذارد.
آنچه در اين فيلم به لحاظ ساختار سينمايي، موجد موفقيتي ارزشمند براي سوپر استار گرديد، همان بازي به ياد آمدني، اكتيو و سرشار و گرم شهاب حسيني بود.
اما سوالي مهم كه درباره متن نرم افزارانه سوپر استار مطرح است، اين است كه آيا ما صرفاً با يك فيلم سفارشي روبروييم كه به هر دليلي قرار است جلوه گر موقعيتي باشد كه سعي در نكوهش ظاهري و فريبنده آن دارد؟
آنچه مخاطب را به سمت اين شبهه و سئوال در پي آن پيش مي برد، همانطور كه پيشتر اشاره شد، بعضي موقعيت هاي كلامي و اشاراتي است كه خاصه در بعضي از ديالوگ هاي فيلم به شكل «گل درشت» رونمايي مي شود؛ آنجا كه شهاب حسيني در يكي از سكانس هاي فيلم با حالتي نه چندان حرفه اي و چندان مصنوعي و ذوق برنده جملاتي با اين مضمون را عنوان مي كند كه ديگر از اين پارتي ها و شرابخواري ها و ... خسته شده است.
وقتي در سالن نمايش فيلم، اين ديالوگ ها ادا شد، تماشاگران به شكل معناداري، همراه با خنده شروع به كف زدن كردند! واقعيت اين است كه الزاماً نمي توان با سفارشي بودن هنر مشكلي داشت و بر آن ايراد گرفت؛ اگر اين موضوع به جايگاه هنر ورزانه آن پديده آسيب جدي وارد نكند.
اتفاقي كه در سوپر استار – حداقل – در چندين جاي فيلم به شكل غير قابل كتمان و گذشتي افتاده است.
گنجاندن يك رهيافت، پيام يا نكته سياسي يا اخلاقي يا تفهيم يك مفهوم يا هنجار اجتماعي در يك اثر سينمايي، بايد آنقدر ريز نقش و غير مستقيم و هنرمندانه باشد كه به ضد خود تبديل نشود و تماشاگر آن را از خود دفع نكند و تاثير و تاثري كه در همه هنرها و از جمله سينما رخ مي نمايد، صرفاً و مطلقاً از همين اصل پيروي مي كند و لاغير والا چه بسيارند ادا و اطوارهاي مصنوعي و ديكته شده و باسمه اي در انواع و اقسام هنرها، كه هيچ تاثير و تاثري را برنمي انگيزند و در حد همان ظاهر كم عمق باقي مي مانند.
سوپر استار گذشته از چند نكته قابل تامل وچند ويژگي خوب و قابل دفاع (همچنان كه گفته شد مهم ترين آن بازي خوب شهاب حسيني در نقش بازيگر مرد بود) فيلم قابل دفاعي نيست.
تو گويي فيلمساز، چندان به حرفي كه مي زند و عملي كه نشان مي دهد اعتقاد و التزام قلبي محكمي ندارد و اين البته نه يك قضاوت اجتماعي يا شخصي از شخص فيلمساز، بلكه صرفاً يك حدس يا احتمال سينما ورزانه است از تاثير و تاثري كه از فيلمي با اين لحن و ديالوگ ها و حركات و رفتارها توقع مي رفت كه البته عملياتي هم نشد.
علاوه بر اينها فيلم سوپر استار به لحاظ فيلمنامه اي و شخصيت پردازي و فضاسازي، حفره ها و چاله هاي وحشتناكي دارد، فيلم، در بخشي از خود در اوج نصيحت و ارزشگرايي ادعائيش، طنز مي شود و در بخش هاي ديگر كه قرار است رويكردي آسيب شناسانه به دست دهد حالتي فانتزي پيدا كرده است.
اين هم از عجايب سينماي ايران است كه جاي احساسات و عكس العمل هاي ما با موقعيت هاي پيش بيني شده فيلمساز جابجا شده و تداخل احساس پيش مي آيد؛ چيزي كه سوپر استار در آن، يك سوپر دولوكس حسابي به شمار مي آيد. /انتهاي پيام/