دليران خطه مردانگي
محمدرضا محقق:
«شيرسنگي» ساخته مسعود جعفري جوزاني از مجموعه هاي برگزيده سي فيلم تاريخ انقلاب اسلامي را مي توان نمونه اي عاليقدر و مانا از سينماي دوست داشتني ملي دانست فيلمي با شرافت، نوستالژيك، حرفه اي و با فيلنامه اي روان و بسيار جاندار و سرشار و بازي هاي فوق العاده، نمونه كامل و خواستني سينماي ملي عنوان كرد.
در وراي همه اين عناصر و مولفه هاي پسين گفته شده، نوعي گرما و حس عاطفي مستحكم و خون دار در اين فيلم جاري و ساري است كه مخاطب را عجيب برمي انگيزاند.
سيطره يك برد اصيل و ملي و استيلاي يك اندوه سنتي و ايراني در كشاكش داستان جذاب و گيراي فيلم.
همه چيز در هم تنيده و در خدمت هم از بازي بازيگران گرفته تا نوع پوششان آنقدر هارمونيك و گيراست كه حتي مي شود به موسيقي حركت اسلحه ها در دست جهادگران با شرف فيلم دل سپرد و آرام گرفت.
موسيقي شير سنگي علاوه بر صداي سازهاي هارمونيك، تمام حركات و سكنات و گفتار و رفتارهاي بازيگرانش است كه داستان را در تار و پود حضور گرم وجان بخش خود به پيش مي برند.
در قرآن مثالي هست كه اوج هنرمندي خداوند درعرصه كلمه را نشان مي دهد؛ آنجا كه جرقه اي از اصابت نعل اسب جهادگران با سنگ ها حاصل مي شود، اشاره مي فرمايد.
عظمت و سرشاري بي نهايتي كه در همين مثال نهفته و پيداست تا جهان، جهان است قابل تامل و استفاده اي استغنايي است.
اينكه چرا در اشارت به زيبايي و رشادت و خوبي و فرزانگي و عظمت سر داران و سپاهيان نيكي و دليرمردي ياران خوبي، چنين واژه آرايي و تصويرگري و ميناسرايي بي بديلي بكار مي رود؟ جرقه اي كه از اصابت نعل پاي اسب ها و سنگريزه هاي فرش زمين پديد مي آيد.
چرا اين مثال را يادآور شدم؟ اشاره اي كه به موسيقي حركات و سكنات بازيگران فيلم شير سنگي داشتم رامي توان رشحه اي و شمه اي از اين عبارت قرآني دانست؛ آنجا كه دليرمردان زاگرس با رشادت و صلابت و خدامحوري، شرافت خود را در مقابل دشمن دون به ياري و استعانت مي طلبند و سلاح رزم برمي گيرند و جامه جهاد مي پوشند. پاي افزار دليري بر پاي و عزم دشمن شكني در دل، راسخون در جهاد و جد و جزم تصميم و آنك شير سنگي!
اثر برجسته جعفري جوزاني، با بازي به يادماندني علي نصيريان، عزت الله انتظامي،عليرضا شجاع نوري، ولي الله شير اندامي و ... فيلنامه روان و منعطف و معتبر، ميزانسن هاي درست و بجا و متناسب با روايت و متن فيلم مضموني كه منبعث از روح دلير مردي ايرانيان هماره روزگار است.
شير سنگي بر گرده گران سينماي دهه شصت و در سالي كه آثاري چون ناخدا خورشيد، اجاره نشين ها، دستفروش، خانه دوست كجاست و ... داعيه داران و – به حق – مدعيان آن روز بودند، موفق به دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه شد، اما با بد اقبالي ناشي از هجر مقعطي سينماي آبرومند ملي و مشكلاتي كه در سال اكران فيلم پديدآمد، رفته رفته تبديل به گوشه نشينان مهجور در سينماي ايران و از جمله شاهكارهاي به فراموش سپرده شده هنر هفتم ميهن شد.
حد تاثير و ميزان تاثير فيلم شير سنگي را مي توان از مخاطبين و تماشاگرانش سراغ گرفت كه كدام يك با شنيدن نام و ديدن نشان شير سنگي عزم دوباره ديدن و تجديد خاطره كردن با آن را در دل و جان خود، جزم نمي كنند؟/انتهاي پيام/