کد خبر:۲۸۲۲۶۶
تکرار/ «الف» نامه- 3؛

«الف» و چیزهای خفنی که می‌شود در دانشگاه یاد گرفت!

الف تعجب می‌کرد وقتی می‌دید دانشجویان بدون اینکه از استاد اجازه بگیرند، می‌روند بیرون کلاس و همان طور مثل ... سرشان را پایین می‌اندازند و می‌آیند توی کلاس..
«الف» و چیزهای خفنی که می‌شود در دانشگاه یاد گرفت!

گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»؛ در قسمت های پیش دیدیم که بالاخره الف دانشجو شد و به دانشگاه راه یافت. به کلاس درس رفت و چیزهایی دید. و حالا...

 

الف ردیف دوم، کنار پنجره را برای نشستن انتخاب کرد. با تمام ذوق و شوق، انبوهی از دفتر و کتاب را از کیفش بیرون آورد و آماده شروع کلاس شد، انتظار داشت چیزهای خفنی سر کلاس یاد بگیرد، کیفش پر از کتاب و جزوه بود، ولی به آقایان دیگر کلاس که نگاه می کرد می دید آنها چیزی همراهشان نیست، البته خانم ها کیف های رنگی بزرگ و کوچکی همراهشان بود هر چند به ابعاد جزوه و کتاب نمی خورد ولی خب حداقل کیف بود.

 

استاد که آمد الف به احترامش بلند شد، ولی در کمال تعجب دید همکلاسی هایش سرشان به کار خودشان مشغول است، به خاطر همین شک کرد که نکند این آقا استاد نیست، ولی بود.

 

استاد از مقدمات که گذشت درس را شروع کرد، ولی الف هر چقدر که تلاش می کرد تمرکز کند نمی شد، آخر انگار نه انگار که استاد سر کلاس بود و درس می داد، کلاس مثل اتوبان پر رفت و آمد بود ... ، این موضوع زمانی جلوه بیشتری داشت که یک خانم با کفش های تق تقی از انتهای کلاس خرامان راه افتاد و همزمان که با موبایلش صحبت می کرد به سمت درب خروجی رفت، نکته ای که اینجا تاثیر عجیبی روی الف گذاشت بوی ادکلن خانوم بود که الف را مست و ملنگ کرد.

 

الف تعجب می کرد وقتی می دید دانشجویان بدون اینکه از استاد اجازه بگیرند، می روند بیرون کلاس و همان طور مثل ... سرشان را پایین می اندازند و می آیند توی کلاس، آخر در دبیرستان الف اینها رسم بود اجازه می گرفتند بعد اگر اجازه صادر می‌شد رفت و آمدی صورت می گرفت.

 

بعد از کلی تلاش و تذکرات ملتمسانه استاد، کلاس آرامتر شد و رنگ و روی علمی تری به خودش گرفت.

 

الف مشغول جزوه نوشتن بود که فهمید در کلاس تابلو شده، چون فقط او بود که این همه کاغذ و کتاب با خودش آورده بو،د وگرنه همان کاغذی که در محوطه دانشگاه زیرانداز آقایان کلاس بود، اینجا شده بود کاغذ جزوه آنها، خانم ها که دیگر نگو، آنقدر چیزهای متفرقه در کیفشان بود که اصلن جایی برای جزوه و کتاب نبود.

 

به نظرش آمد بعضی ها دانشگاه آمدن را با عروسی یا پارک رفتن اشتباه می‌گیرند.

 

هنوز 45 دقیقه ای از شروع کلاس نگذشته بود که بالاخره یکی از جلوه های مثبت اخلاقی کلاس توجهش را جلب کرد و آن نگرانی دانشجویان برای خستگی استاد بود.

 

هر چند دقیقه یک بار یکی از انتهای کلاس می گفت استاد خسته نباشید و استاد می گفت هنوز زوده، الف هم تعجب کرده بود و هم به خود می‌بالید، متعجب برای اینکه او فکر می‌کرد جواب خسته نباشید چیزی باید باشد شبیه ممنون، سلامت باشید و ... ولی پاسخ استاد به این ابراز احساسات دانشجوها کمی به نظر الف نامتناسب می رسید، می بالید به خاطر داشتن چنین همکلاسی های دلسوزی که این قدر به فکر خستگی استاد بودند.

 

کلاس تمام شد و تا الف سرش را بچرخاند کلاس خالی شد، طوری که انگار اصلاً کلاسی اینجا برقرار نبوده؛ الف همین طور که جزوه هایش را جمع می کرد، آموخته های اولین کلاس دانشگاهی‌اش را در ذهنش مرور می‌کرد:

 

اجازه گرفتن سر کلاس معنی ندارد ...

 

کلاس در واقع محلی برای عبور و مرور است ...

 

نگران کفش تق تقی و قدم زدنت روی اعصاب ها نباش، مخصوصاً سر کلاس ...

 

آوردن کیف به کلاس مخصوص خانمها می‌باشد، آن هم برای حمل وسایل صافکاری نقاشی و نه جزوه ...

 

در مصرف کاغذ می‌توان صرفه جویی کرد، یک برگه می تواند زیر انداز، سایه بان، باد بزن، بوم نقاشی کاریکاتور استاد و نهایتاً جزوه باشد ...

 

خواب سر کلاس خیلی می‌چسبد، حتی اگر تا ساعت 10 صبح خوابیده باشی ...

 

لازم نیست موبایل را سر کلاس خاموش یا سایلنت کنی، فقط در انتخاب رینگ تون دقت کن ...

 

پیامک بازی عجیب سر کلاس می‌چسبد ...

 

دانشجو باید به فکر خستگی استاد باشد ...

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات شما
بدون نام
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۷
انصافا جالب بود...
42
5
ساره
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۰
خب فک کرديد دانشگاه دبيرستانه
که آدم مث بچه مدرسه ايي ها کتاب دفتر بزنه زير بغلش بره
دانشجو هزارتا کار داره
نميشه که اون طوري که شما انتظار داريد بره سر کلاس
7
42
نيايش
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۰۳:۴۰
اگر اينقدر سرشون شلوغه پس لزومي نداره بيان درس بخونن و وقتشون رو (به زعم خودشون)هدر بدن!!!
احمد
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۱۳:۱۲
اگه واسه خوشگذروني اومدين دانشگاه هم وقت خودتونو هدر دادين هم فردا اون آدمي که دنبال کار ميگرده با وجود لاک و رژ وماتيکهاي شما کار بهش نميرسهواين ستمه!!!!!
بدون نام
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۲
الف حالا حالا ها بايد ياد بگيره
حالا اين خوبش بود
27
2
بدون نام
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۳
زيادي شور بود
7
26
مريم
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۵۲
شور بود؟؟؟؟ واقعيت داشت! کلاساي محدودي هستن که دانشجوها رعايت ميکنن!! من ارشد ميخونم خيلي کم پيش مياد از کلاس بيرون برم وقتي با اجازه ي استاد کلاس رو ترک ميکنم همه با تعجب که نگاه ميکنن هيچي! بعضيا فحش هم ميدن!!! واقعا بعضيا وقتي دانشجو ميشن ادبشون کمتر ميشه و شعوري که دوران مدرسه داشتن تو دانشگاه ديگه ندارن!!! تازه ما دانشگاه پايتخت درس ميخونيم که همه دانشجوها اعم از تهراني و شهرستاني ادعاي فرهنگ دارن و با غرور و تکبر تو دانشگاه قدم برميدارن! اميدوارم دانشگاههاي شهرستان اينجوري نباشن
بدون نام
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۶
بي مزه
9
27
بدون نام
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۷
حال من روزاي اول...اما مگه همكلاسي هاي الف چند بار دانشجو شده بودن كه همشون اينقدر حرفه اي عمل ميكردن؟؟؟ مگه هم سن و سال خوش نبودن؟
17
1
من
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۲
من توي کارشناسي ارشد اين حالت رو تجربه کردم
بخاطر همين ترم اول خيلي با انگيزه و ترمهاي بعد زياد حال درسيم خوب نبود
بدون نام
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۳
آخر الف چي شد؟
13
0
منتظر
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۴
واقعا دانشگاه هاي ما از اين بيشتر درس ياد ميدن؟چند نفر از دانشجوهاي عزيز دانش جو هستند؟!!!دوستاني که مخالف اتفاقاتي که براي الف افتاده هستن بهمون بگن که اصلا خودشون آخر ترم جزوه دارند که نوشته خودشون باشه و از شاگرد اول کلاس نگرفته باشند؟!!!يه ذره وجدان نشون ميده که الف مظلومه و حقيقتيه در دانشگاه هاي ما...
24
2
بدون نام
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۲
اين مسئله توي دانشجوهايي که از شهرستان مياد بيشتر نمود داره
اونا از يه محيط علمي يه دفه مياد توي يه محيطي که مسائل حاشيه اي زياد داره
البته اين مسئله فوقش طول بکشه يه ترمه ها
چه بسا ترم هاي آينده از تهراني ها جلو هم بزنن توي درس نخوندن و اهل حاشيه بودن
9
48
سجاد
۰۲ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۴۲
تو تهراني!!!تو باکلاس!!!!تو همه اينارو بلد!!!
امير
۰۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۱
حرف مفت نزن اتفاقا بعضي تهرانيا هستن که به شهرستان ميرن و دانشگاه رو به .... ميزنن
بدون نام
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۱
خيلي باحال بود اي ول
اين نشانه ادب روز افزون ما مي باشد
7
0
kh
-
۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۲۲:۱۲
???چرا بايد اينطوري باشه؟من يک معلم هستم و روزي تا مقطع کارشناسي ارشد دانشجو بودم.فارغ التحصيل 87.فکر ميکنيد مدرسه چه وضعي داره؟ فکر ميکنيد بچه ها جلوي معلم بلند ميشن؟خيلي کم پيش مياد؟فکر ميکنيد توي مدرسه سر کلاس موقع تدريس کسي لاکش رو در نمياره تا ناخونهاشو لاک بزنه؟فکر ميکنيد معلم عزت داره؟بي ادبي، بي اخلاقي در مقطع دبيرستان مخصوصا در غير انتفاعيها موج ميزنه!!منه معلم با هر شيوه اي براي بهبود بخشيدن تلاش ميکنم اما خانواده ها خراب ميکنن.مدرسه از پس دانش آموز بر نمياد!چرا؟ چون موسس ميترسه دانش آموزش رو از دست بده در واقع هزيته ثبت نام رو!!خانواده هايي بي اخلاق و.....خوب! ميشه انتظار داشت دانشگاه گل و بلبل بشه؟نه تازه آزادتر خودشون رو مي بينن و مجوز هر کاري رو برا خودشون صادر مي کنن!زمان دانشجويي من خيلي کمتر بود نه اينکه نبود کمتر بود اوني که جزوه نداشت يا بدون اجازه مي رفت بيرون انگشت نما بود.در زمان ارشد بيشتر شد ولي هيچوقت به خودم اجازه ندادم بدون اجازه استاد بيرون برم.اگر زماني دانشگاه انسان ساز بود ولي حالا...حيف به خدا حيفه!
16
2
بدون نام
-
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۴
حالا اينکه خوبشه الف جون بايد مي رفت از انگيزه ي اومدن به انشگاه همکلاسياش ميپرسيد!! اون موقع مي فهميد که اصلاً هدفشو بايد عوض کنه!!
12
0
بدون نام
-
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۲
رديف دوم کنار پنجره يعني کنار ديوار، يعد اون خانومه براي رفتن بيرون از کنار ديوار رفت بيرون که از پيش الف رد شد و بوي ادکلنش مست و ملنگش کرد؟/ولي خود من روز اول دانشگاه رفتم تو يه کلاسي تموم که شد فهميدم اشتباه رفتم!آخه نمي دونستم از رو برد بايد نگاه کنم تازه قبلش از يکي پرسيده بودم ببخشيد دفتر کجاست،ههههههههههه
11
1
مسافر
۰۲ دی ۱۳۹۲ - ۲۱:۱۶
آخه مگه بوي ادکلن هاي اين روزاي خانوما فقط به يه نفر که از کنارش رد مي شي ميرسه؟نه بابا حداقل بايد تا دو سه نفر اونورتر بره که ادکلن خوبي باشه!
علي
-
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۰۷:۳۸
الف وضعيت دانشگاه ها همه جا همينه و البته به معناي افتضاحه
افتضاحيشم از خانوما شروع ميشه که دانشگاه براشون بيشتر مزون لباسه تا دانش گاه البته تا وقتي اينقدر کيلويي ورودي نمي گرفتن دانشجوها بيشتر پسر بودند و جوشم بيشتر درسي بود حداقل حاشيه اش سياست بود نه خاله بازيه امروزي...
واقعا وضعيت دانشگاه امروزه تهوه آوره...
متاسفم
31
14
بخاري
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۶
سلام عرض مي کنم.
افتضاحي دانشگاه ها از خانم ها شروع ميشه؟!!
اين چ حرف مسخره اي بود که زديد دانشگاها بيشتر پسرا بودن جوش هم بيشتر درسي بود؟!!
حرفتون واقعن مضحکه. اگر مشکل اخلاقي تو دانشگاه وجود داره هم از پسرهاست هم از دختر ها. مگه لحترام به استاد به دختر و پسر بودنه! يا اگه دخترا تو دانسگاه زياد باشن پسرا نمي تونن به استاد احترام بزارن؟! اين چ حرفيه. لطفا همه جوانب رو بسنجيد. مشکل دانشگاه ما از دختراي بدحجاب و بيحجاب نيست. از دختر و پسراي بدحجاب و بي حجابه. اينو من که يه دختر محجبه هستم(و خدا رو هم شکر ميکنم) دارم مي گم. چندين نفر رو ميشناسم که تا قبل دانشگاه ظاهر مناسبي داشتن اما همين که پاشون به دانشگاه باز شد تمام رفتاراشون عوض شد چون هميشه تو دانشگاه پسرهايي بودند که منتظرشون باشند...
بخاري
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۸
فکرمي کنم بهتر باشه عوض اين نگاه هاي سطحي و بي نتيجه، يه کم عمقي تر به مسائل نگاه کنيم تا بتونيم راهار پيدا کنيم. نه اين که هرچي ميبينيم سريع نتيجه بگيريم.
s.z
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۹
البته وقتي که آقايون بخاطر سهميه ي بالاي پسرها ديمي وارد دانشگاه ميشند هم بايد وضع دانش اينطور باشه.
خوبه که دخترها به درس خوندن معروف اند و پسرا به کوچه متر کردن.
آسمان
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۰
برادر من يعني چي که تقصير خانوماست؟؟!! والا ما خيلي چيز ها هم از پسر ها ميبينيم .... که نبايد ببينيم... بي خود تقصير رو گردن ديگران نندازين، همه مقصريم...
م.م
۰۳ دی ۱۳۹۲ - ۱۴:۳۳
ببخشيد يعني شما فکر ميکني افتضاهي دانشگاه فقط تقصير دختراس!؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟ همه ميدونن اصل موضوعو ولي اگه ميخاي خودتو گول بزني يه بحث ديگه اس.... !
مهسا
۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۹
آقاي علي آقا لطفا يه طرفه به قاضي نرو چون همه ي دخترا اينجوري نيستن شما همه رو با يه چوب ميزني...
بهارين
۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۴۴
تا تقاضايي از جانب پسران خراب نباشد، عرضه اي از جانب دختران خراب صورت نخواهد گرفت.
مريم
-
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۲
پس چرا دانشگاه ما اينطوري نيست
اصلا حواسم نيستا الزهرا اصلا ما کلاسم کم ميريم


خوب بود اماخبر داريد ديگه اساتيد محترم هم ...
2
3
ندا
-
۰۱ دی ۱۳۹۲ - ۲۳:۴۹
به نظر من نداشتن دفتر و کتاب و ننوشتن جزوه چيز بدي نيست! شايد دانشجوها صداي استاد را ضبط ميکنندويا اگر مشغول نوشتن جزوه شوند درست درس را ياد نگيرند. در مورد اجازه گرفتن من خودم اگر اجازه گرفتنم باعث به هم خوردن کلام استاد ونظم کلاس نشود اجازه ميگيرم درغير اين صورت به آرامي از کلاس خارج ميشوم
با بقيه اش موافقم...
7
2
زيرا
-
۰۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۰
ببخشيد يه کم حرفم بي ربطه ولي اگه ميشه يه جوري يه بحثي يا نقدي بذارين روي اين موضع که سردر دانشگاهها به حجاب دختر و پسرا گير ميدن من الان موندم اگه گير ندن که ديگه معلومه چه افتضاحي به بار مياد (يه بدبختي هم بخاد درس بخونه نميتونه)ولي بعضي اوقات هم دوستان حراست جدا بد عمل ميکنن وبه اسم دين و خدا و پيغمبر يه کارهايي ميکنن که...اگه ميشه يه جوري اين موضوع رو نقد و پيگيري کنيد.
5
2
f.a
-
۰۲ دی ۱۳۹۲ - ۲۱:۲۱
آخه خدايي بعضي استادا رو هر چقدر هم زور بزني هيچي ازشون نمي فهمي!ولي عروسي و پارک رفتن رو خوب اومدي
8
1
مهسا-پزشك آينده
-
۰۳ دی ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۹
همه چيز بر ميگرده به اهداف دانشجو ها
يكي مياد كه فقط مدرك بگيره
يكي واسه اسم و كلاس و پرستيژش مياد
يكي واسه اينكه يه شوهر باكلاس و درس خونده و فهميده پيدا كنه
يكي واسه گذروندن وقتش مياد
يكي درس ميخونه واسه آينده شغلي و پولش
اما به ندرت پيدا ميشه كسي بياد دانشگاه فقط با هدف اين كه قراره به اوج قله برسه جايي كه خدا و خونواده و خودش از خودش راضين !!!!
همه افرادي كه گفته شد ضمن "فكر" فقط "فكر" به ارزوهاي دست نيافتني ، يكمم ميزنن تو خاكي ديگه !

اين موضوع ريشه ي اخلاقي - تربيتي داره
بچه ها از همون دبيرستان بايد يادبگيرن "هدف " تعيين كننده ي مسير آينده شونه ...نه كنكور و رتبه و رشته خوب !!!!
11
1
بدون نام
-
۰۳ دی ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۴
وقتي همه چي ميشه پولو مدرک نهايتا ميشه اين ديگه...بعدشم ميشه آينده سازان مملکت وبعدهم ويرانه ي اخراجي ها...!!!!!!!!!!!!
14
1
يک دانشجو
-
۰۳ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۴۸
سلام به همه.
اگه ميخوايد يکم علمي اين قضيه رو واکاوي کنيم ادامه رو بخونيد.
اگه بخوايم که سر خودمون رو کلاه بگذاريم (آقايون) يقينا ادعا ميکنيم که براي کسب علم اومديم دانشگاه.
و اگه يکم تيز باشيم ميتونيم بفهميم که از کودکي، تمدن بدون اينکه بفهميم، اينطور به ما القا کرده که:
اگه کار ميخواي بايد بري مدرک بگيري.
و براي اينکه متوجه نشيم به جاي "مدرک" ميگن "علم".
اما وقتي خودمون ميام دانشگاه تازه ملتفت ميشيم که:
مادامي که کار براي تداوم زندگي و استقلال نداشته باشيم، هرچقدر هم علم بياموزيم به درد پرز قالي هم نخواهد خورد.
و اين آگاهي باعث بروز رفتارهاي غير منطقي از برخي ها(اکثر) خواهذ شد.
دخترها را نيز با ايجاد حس کم بيني و اينکه تو بايد شبيه پسرها شوي و سر کار بروي گول داده اند.
اين امري طبيعي است.
12
0
بهارين
۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۸
"گول" رو ميزنند! نميدهند!
با تشکر
هما
-
۰۳ دی ۱۳۹۲ - ۲۰:۳۶
منم قبل ورود به دانشگاه اين چيزا روشنيده بودم
کلي برام سوال بود آخه چرا مگه ميشه ؟؟؟؟!!!!
ولي خدا رو شکر وارد دانشگاهي شدم که با بقيه دانشگاه ها فرق ميکنه (دانشگاه فرهنگيان)تو دانشگاه ،ما به احترام استاد بلند مي شيم ،برا بيرون رفتن اجازه مي گيريم و گوشيامون همه سايلنته....
خوب هر چند بعضي ها به ما مي خندن اما ما افتخار مي کنيم
آخه معلماي آينده ايم ديگه....
ان شاءالله بتونيم بچه ها رو طوري تربيت کنيم که
مث هم کلاسي هاي «الف»نشن
برامون دعا کنيد
20
2
فدايي
۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۵
با سلام
ان شاالله در کار و زندگيتون موفق باشيد
ولي مواظب باشيد.
مي تونيد سرباز امام زمان(ع) تربيت کنيد هم مي تونيد قاتل ايشون رو تربيت کنيد.
تصميم با شما پاداش يا جزاش هم با خدا
رفيق
-
۰۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۸
از من دانشجوي ارشد به همه شما دوستان دانشجو... اين کارا انجام بدي از جووني استفاده کردي. چون اگر تو نکني يکي ديگه انجام ميده. اونوقت استاد با همه کلاس در ميفته و اخر ترم... ضمنا اول و آخر مدرک رو با يه ترم جلو يا عقب آخر بهت ميدن. حالا از اينجا به بعد کسي ازت نمي پرسه اخلاق و رفتارت سر کلاس چه طوربوده... ميگن بچه کي هستي... اگه باب ميلشون بودي خير و برکت اگر هم نه بايد بري سماق بمکي... حالا بريد خوب فکر کنيد ببينيد کدومش به صلاحتونه.... يا علي
4
16
علي
۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۳۷
يا علي
يک دوست
۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۳
با سلام
کلا باهاتون مخالفم.
مي تونيد تفادت کساني رو که اهميت مي دهند به درس و استاد و دانشگاه و بي تفاوتان مقايسه کنيد
رفيق
۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۷:۳۴
اونارو که نوشتم همش شوخي بود...خيلي اساتيد با آرايش ولباس فضايي کلا مخالفن وبه دانشجو اجازه اين کارو نميدن. ولي مايه افتخاره که خيلي جوونا به نيت علم آموزي وخدمت به دانشگاه ميرن.
حامي دولت
-
۰۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۷:۲۵
روحاني مچكريم
4
9
mersad
۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۸
پارازيتـــــــــــــــــــــــ...
فاطي پلنگ...
-
۰۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۸:۱۳
من امسال بايد کنکور بدم يعني بااين وضع ديگه درس نخونم؟؟؟
2
7
يا زهرا
۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۰۷:۵۴
سلام عمو جون
پلنگ هستي يا نيستي نميدونم
فقط بدون اسمت مقدسه!
روش اسم نذار
رفيق
۰۷ دی ۱۳۹۲ - ۱۷:۳۱
فاطمه محترم که پسوند ناشايست پلنگو برا خودت انتخاب کردي ... درس خوندن کلا خوبه و با علم مي توني تو دنيا حرفي برا گفتن داشته باشي حالا شوخي هايي که اينجا ميشه شما زياد جدي نگيريد. يا حق
فاطمه
-
۰۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۸:۳۹
خيلي جالب بود،اينجا که گفتيد خانوما دانشگاه روبا مزون وعروسي اشتباه ميگيرن کاملا موافقم خودم به عنوان يه خانوم وقتي وضعيت آريششونو ميبينم خجالت ميکشم ،اول خونواده هابعدشم جامعه با اين تربيت نسل امروزي داره بستر نابودي خودشو فراهم ميکنه که اين مشکلات فقط باظهورآقا حل شدنيه
14
2
گمنام
-
۰۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۹:۱۷
چند مورد ديگه رو حا انداختيد :
پسرا بيشتر به حاي اينکه به استاد گوش بدند منتظرند تا از دحترا سوتي بگيرند
پسرايي که ميحوان سر کلاس بخوابند ميتونند پشت کريپس دخترا بخوابند چون استاد نميتونه ببينه
بازار جزوه دادن و گرقتن هم که داغه داغه
9
0
ميلاد
-
۰۶ دی ۱۳۹۲ - ۲۳:۳۱
قشنگ بود
1
0
پربازدیدترین آخرین اخبار