کد خبر:۳۰۸۱۵۶
وقتی خیلی حرف ها از دغدغه های مقام معظم رهبری مهم تر می شود!

خطر مقدس‌نمایانِ واپس‌گرا/ حسین (ع) را فراموش کرده ایم؟!

کج‌فهمانى که حتى با تشکیل حکومت اسلامى مخالف و آن را از حکومت طاغوت بدتر مى‌دانند! ... بازیگرانى که براى عقب نگه داشتن مسلمانان و باز کردن راه براى غارتگران و سلطه‌جویان، اسلام را در کنج مساجد و معابد محصور نموده‌اند
   گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو» امین خدابخشی؛ امام در نامه‌ای به سید حمید روحانی در مورد تدوین تاریخ انقلاب می‌فرمایند: «شما باید نشان دهید که چگونه مردم علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایى قیام کردند.» اینکه چرا تحجر در ادبیات امام این‌قدر مهم است که هدف انقلاب را مبارزه با آن می‌دانند و بیشترین خون دل خوردن‌ها از این قشر بوده، جای بسی تأمل دارد. ایشان می‌فرمایند: «در شروع مبارزات اسلامى اگر مى‏خواستى بگویى شاه خائن است، بلافاصله جواب مى‏‌شنیدى که شاه شیعه است! عده‏‌اى مقدس‌نماى واپس‌گرا همه چیز را حرام مى‏دانستند و هیچ‌کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلى که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌هاى دیگران نخورده است.
 
وقتى شعار جدایى دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق شدن در احکام فردى و عبادى شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست [و] حکومت دخالت نماید، حماقت روحانى در معاشرت با مردم فضیلت شد.

به‌زعم بعضی افراد، روحانیت زمانى قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپاى‏ وجودش ببارد وگرنه عالم سیّاس و روحانى کاردان و زیرک، کاسه‏‌اى زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه‏‌ها بود که هرکس کج راه مى‏‌رفت متدین‌تر بود. یاد گرفتن زبان خارجى، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک به شمار مى‏‌رفت. در مدرسة فیضیه، فرزند خردسالم، مرحوم مصطفى از کوزه‏‌اى آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چراکه فلسفه مى‏گفت. تردیدى ندارم اگر همین روند ادامه مى‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‏ها، وضع کلیساهاى قرون وسطى مى‏‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعى حوزه‏‌ها را حفظ نمود.» (1)
 
حضرت امام می‌فرمایند: « و مع‌الأسف دامنه تبلیغات گمراه‌کننده به قدرى بوده و هست که دخالت در هر امر اجتماعى و سیاسى را در جامعه مسلمین برخلاف وظایف روحانیون و علماى دین مى‌‏دانند؛ و دخالت در سیاست را گناهى نابخشودنى مى‌خوانند.» (2)
 
از طرفی شنیده‌ایم امام عصر که ظهور کند خیلی‌ها او را موعظه اخلاقی می‌کنند! در جریان عاشورا هم عده‌ای ساده‌زیست و اخلاق‌محور که زیر علم دین سینه می‌زدند و مشغول مجاهده‌ی اخلاقی بودند، با انگیزه‌ای الهی و برای خشنودی رسول خدا به جنگ با امام حسین(ع) ‌رفتند! اگر هم گاهی به خود تردید راه می‌دادند، نه بخاطر این بود که حق با امام (ع) است؛ بلکه به این خاطر بود که ایشان فرزند رسول‌ خدا هستند، البته این هم توجیهی داشت اینکه همه در برابر حکم خدا یکسان هستند و چون حسین(ع) از مسیر دین منحرف شده باید برای بقا دین با او جنگید.
 
عده‌ای هم کل تلاششان این بود که میان مسلمانان تفرقه نیفتد، لذا وقتی، ولیِّ زمانش درگودال قتلگاه ندای " هل من ناصر " سرمی‌داد، او در بالای منبر با نیت الهی و از روی تکلیف مشغول هدایت خلق و طلب استغفار بود. علت جنگ با امام و طلب استغفار برای امام این بود که از نظر وقت‌شناسی کور و در فهم اولویت‌ها‌ی دین گیج بودند؛ چراکه مومن به بعض و کافر به بعض بودند. و این شاید حکایت ماست که در پاسخ به مطالبات فرهنگی رهبر انقلاب، خودمان را با بحث‌های شیطان‌پرستی و... سرگرم کرده‌ایم.
 
_____________________________________________
(1) صحیفه امام. جلد 21. خلاصه صفحات277 تا 281

(2) صحیفه امام. جلد 19. صفحه 21 .

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار