کد خبر:۳۲۹۶۲۹
دربست فرمانیه...-5
وای این پسره چقدر خوشگله!
یک دفعه مامان جان فرمود: پسره موهاشو انگار مِش کرده...! فرهان هم بلافاصله گفت: وای من عاششششقشم!!!

گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ فرمان- دیشب و در حالی که خانواده معزز و محترم ما بعد از تناول اولین افطاری امسال، در حال تماشای مسابقه والیبال ایران و لهستان بود یک سری جریاناتی پیش آمد برای مان. ما هم که دیدیم چند وقت است برای شما چیزی نگفته ایم و شما هم تمام جیک و بوک خانودگی ما را می دانید گفتیم این جریان را هم واسه تان تعریف کنیم، به امید آن که یک کمی از تشنگی روزه فراموش تان شود!
دیشب نشسته بودیم و داشتیم دلاوری های تیم والیبال مان را با کلی ذوق و شوق می دیدیم. خداییش هم سرویس های جاندار قائمی، تیزهوشی معروف، آبشار های مرگبار غفور و میرزاجانپور و خلاصه کل تیم ملی والیبال انصافا دیدن هم دارد.
ما هم مثل عموم مومنین و مومناتی که داشتند بازی را نگاه می کردند، سرخوشانه و با نیشی که تا بنا گوشمان باز بود داشتیم بازی را نگاه می کردیم. ولی فرهان به طرز مشکوکی ساکت بود. من هم نمی خواستم از لاتی خودم کم کنم و ازش بپرسم که دقیقا چه مرگش است. همین جوری هی ایران امتیاز می گرفت و هی من فوضولی م بیشتر می شد که این فرهان ذلیل مرده چرا انقدر ساکت است.
ست اول که تمام شد فرهان یک کمی جان گرفت و شروع کرد به وراجی. من داشتم آنالیز می کردم که چه شد که این بچه نطقش باز شده ولی با شروع ست دوم دوباره فرهان جان زبان به کام گرفت. تقریبا می توانم بگویم داشتم از فوضولی منفجر می شدم که یک دفعه مامان جان با ورود ناخواسته به موضوع، مرا از انفجار رهانید!
در حالی که جناب امیر غفور مشغول هنرنمایی در زمین بود مامان جان با یک لحن شیطنت آمیزی گفت: ماشالله چه ابروهایی داره غفور...!
این کلام از زبان مامان جان درنیامده فرهان یک دفعه از جا جهید و با لحنی سرشار از احساس و شیطنت گفت: آرررررررره. مامان می بینی چه ابروهایی داره؟! خیلی هم خوش خنده است...!
آقا این را که گفت، بلافاصله بنده ی حقیر مانند شیر ژیانی که دارد عصبانیتش را کنترل می کند یک جهش ریز کردم، ولی بلافاصله خودم را کنترل کردم و ساکت نشستم. فرهان هم که متوجه این غرش نهانی من شد سریع خودش را جمع و جور کرد و رفت سرِ جایش نشست، انگار که نه خانی آمده و نه خانی رفته.
دو دقیقه بعد و در حالی که تلویزیون داشت پای مصدوم شهرام محمودی را نشان می داد این بارمادربزرگ جانِ ما که امشب را مهمان مان بودند با ورود به بحث فرمودند: ننه این پسره که چقدر قیافه ش مردونه است. همه ش اخماش تو همه، عین دایی هاته ماشالله. خدا به مادرش ببخشه!
یک نیم نگاهی که به فرهان کردم دیدم نیشش تا بنا گوش باز شده. این دفعه دیگر یک مقدار جهش نموده و بانگ برآوردم: مامان جان شما دارید بازی رو نگاه می کنید یا بازیکنا رو؟!
شاید باورتان نشود ولی تیریپ مردانه ام به شدت جواب داد و همه ساکت شدند.
یک لحظه یادم آمد که چند روز پیش هم تمام توجهات ملی و حتی جهانی نه اینکه به بازیِ تیم ملی فوتبال در جام جهانی معطوف شده باشد، به قیافه و تیریپ بر و بچه های فوتبال دوخته شده بود. تا جایی که مدل موهای علیرضا حقیقی جزو آمال و آرزوهای ملت شده بود و هوار تا جوک در این مورد ساخته شده بود. یاد افزایش تصاعدی محبوبیت علیرضا حقیقی در میان دخترهای مملکت در همین یکی دوهفته افتادم، و یاد اظهار نظر نیکول کیدمن که گفته بود ایرانیها خوشتیپ ترین بازیکنان این جام جهانی هستند. و باز یاد محبوبیت احسان علیخانی و علی ضیاء و حالا علیرضا حقیقی و بچه های والیبال...
همین جوری داشتم در درون خودم از این موضوع حرص می خوردم که یک جای خالی بسیار تمیز از سعید معروف همه را هیجان زده کرد. معروف تا جای خالی انداخت، یک دفعه مامان جان دوباره افاضه فرمود: موهاشو انگار مش کرده...! فرهان هم بلافاصله آرام گفت: وای من عاششششقشم!!!
این دفعه دیگر رگ غیرتم بالا زد و با صدایی رسا گفتم: بس کنید دیگه خجالت بکشید. فقط ما پسرا باید چشمامونو بندازیم زمین؟! شماها هر جوری دوست دارید ملتو برانداز کنید مشکلی نیست؟! والا از اول بازی کل سوراخ سمبه های ملتو آوردن جلو چشممون!
محض یارکشی هم که شده رو کردم سمت باباجان بهش گفتم: بابا شما نمی خوای چیزی بگی؟!
باباجان هم که تنها دغدغه اش خنک کردن و نوشیدن چایی بود که در دستش بود با یک لحن تامل برانگیزی گفت: میگن سعید معروف اول جای خالی بوده بعد دست و پا درآورده... هار هار هار !!!
اهالی خانه ترکیدند از خنده. من هم که آچمز از این جواب خفن و شرمنده از داشتن یک همچین هم تیمی بودم، گفتم: بابا... چه ربطی داشت؟!
باباجان هم انگار میخواهد غرور مرا نشکند فرمودند: عزیزم امروز این جوک واسم پیام شده بود خب...!
هیچی دیگر. دیدم منِ بیچاره در اقلیت محض هستم و اگر ادامه بدهم برای خودم بد می شود. برای همین هم آرام و به مانند یادداشت های گذشته لمیدم روی مبل و شروع کردم به فکر کردن. فکر کردن به لایک های علیخانی و ضیاء. به عاشقانه هایی که دخترها زیر نوشته های علیرضا حقیقی گذاشته اند این روزها. یادِ حرفهای نیکول کیدمن و یاد فوضولی چشمهای بعضی ها...!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
بالاخره خوشگلي و هزار و يک درد
ولي خدا وکيلي ورزششکاراي ما خوب پسرايي هستن!!
نرگس مست نوازشگر مردم دارش*خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
صورت زيباي ظاهر هيچ نيست اي برادر سيرت زيبا بيار! ياد بزرگان قديم و جاي خاليشون!!!
اين چيزا تو خانما زياده
به قولي بين خانما عادي هستش.
تا حالا شده شما عکس خواهرت و به دوستات نشون بدي بگي خوشکله؟جوابش معلومه نه چون پسرا غيرت تو خونشون هست.
ولي تو دختري رو پيدا نميکني که عکس داداشش رو به کل رفيقاش نشون نداده باشه.چون غيرت اونا با ما فرق داره.
پس زيادي حرص نخور.
کو عکس شوهرتو داري؟ببينم به هم مياين ؟
شما اگه واقعا ادعای مسلمونی و با غیرتی می کنی دربارهی خواهرای دینی هم فقط کمی غیرت به خرج بده و اینطوری درباره ی اون ها حرف نزن
آقایی با غیرت
(امام علي عليه السلام)
حديث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :غيرت از ايمان است و بى بند و بارى از نفاق. نهج الفصاحه ص 587 ، ح 2045
حديث (3) امام على عليه السلام :اي مردم عراق؛ خبر يافتم كه زنان شما در راهها پهلو به پهلوي مردان ميزنند آيا شرم نميكنيد؟
آيا شما (مردان) حيا نمى كنيد و غيرت نمى ورزيد، زنانتان به بازارها رفته و مزاحم بيماردلان مي گردند. کافي(ط-الاسلاميه) ج5 ، ص 537
حديث (12) امام على عليه السلام : غيرت ميوه شجاعت است. تصنيف غررالحکم و دررالکلم ص 259 ، ح 5527
حديث (7) پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم : پدرم ابراهيم با غيرت بود و من با غيرت تر از اويم. خدا بينى مؤمنى را كه غيرت ندارد، به خاك مى مالد. بحارالأنوار(ط-بيروت) ج100، ص248، ح33
////// والبته :
حديث (3) امام على عليه السلام : از غيرت نابجا بپرهيز زيرا اين كار، زن درستكار را به انحراف و زن پاكدامن را به ترديد مى كشاند.
نهج البلاغه(صبحي صالح) ص 405 ،از نامه 31
التماس دعا
محض يادآوري: حضرت آقا و برخي ديگر از مراجع عظام فرموده اند تماشاي واليبال مردان توسط خانمها جايز نيست.
ياعلي مدد
س 1190: آيا براى زنان، ديدن کشتى مردان جايز است؟
ج: اگر مشاهده آن باحضور در ميدان کشتى و بهطور مستقيم باشد و يا آن را بهطور زنده و مستقيم از تلويزيون ببينند و يا به قصد لذت و ريبه بوده و يا در آن خوف ارتکاب گناه و فساد وجود داشته باشد، جايز نيست و در غير اين صورت اشکال ندارد.
منبع: khamenei.ir
بااين که خيلي حالم گرفته شد ولي از اون روز تاحالا واليبال نديدم
ياعلي مدد
لا اقل بازي رو نگاه کن بعد افاضات کن.
بنده حقير هم بازي را ديدم؛ فرمايش شما هم صحيح است اما دقت بفرماييد که بانداژ شدن حضرت محمودي بعد از ورود غفور به بازي بود. اشاره بنده ي حقير هم به صحنه بانداژ جناب محمودي بود؛ نه مصدوميت ايشان.
در هر حال سپاسگزارم از لطف شما...!
آقاي "شهاب" متوجه نشدم، يعني چي که دخترا عکس داداششون رو به دوستاشون نشون مي دن؟؟؟؟؟؟؟؟
غيرت و حيا تو زن و مرد هست فرقي هم نداره.... من که تو اين 20 سال عمرم به جمله شما برخورد نکردم!!!!!!!!!!!!
يا علي
ممنون من فكر ميكنم شما هم اول طنز بوديد يا گوله نمكي چيزي بعد دست و پا در اوورديد .... خنديديم كلي... مخصوصا با تيكه ي هار هار هار باباي خانواده!
خوب شد من معروف نشدم
هعيييي
ولي واقعا بايد دغدغه باشه
مثلا "هشمت" هم دخترونه ست هم پسرونه! عجيبه ولي هست.
بيخيال بابا ، متنو ميخوني يا غلط املايي ميگيري!؟؟؟؟؟؟