آيا كدامين سرود نخستين ... ؟!
آخرین اخبار:
کد خبر:۳۵۰۵۷
اظهار ارادتي بر لوح منور صحيفه سجاديه/ محمدرضا محقق

آيا كدامين سرود نخستين ... ؟!

دعاهايي كه در صحيفه مباركه سجاديه آمده است، جلوه هاي متعددي دارد و در عرصه هاي متنوعي، ارمغان آور رشد و تامل و جويايي و پويايي و آرامش و تدين و متانت براي انسان است و راهي و چراغي براي حركت تكاملي او در زندگي دنيوي و اخروي به شمار مي رود. 

يكي از گنجينه‌هاي عظيم و هنوز نامكشوف عرفان و طريقت شيعي، كه راه‌هاي اتصال به منبع لايزال الهي را براي عمومي مردمان و خواص جامعه، هر يك در مقياس و مختصات فكري خويش و به اندازه وسعت فكري و لياقت معرفتيش، دريايي عميق و دنيايي سرشار از مفاهيم و مضامين ارزشمند آسماني و الهي را به ارمغان آورده است، صحيفه مباركه سجاديه است.

اين اثر ارزشمند، علاوه بر ويژگي هاي متني سرشار و باشكوهش از جهت ديگري هم بسيار حائز اهميت است و آن عبارت است از موقعيت زماني پديد آمدن آن: «دعا» به عنوان عاملي براي مبارزه عليه طاغوت؛ نكته اي كه در خلقت اين گنجينه معرفتي و آسماني بر تارك روش شناسي امامان (ع) مي درخشد.

صحيفه سجاديه به عنوان شاهراهي براي عبور و انعكاس انديشه ها و آرمان هاي شيعه، در زمان و زمانه امام زين العابدين (ع) و منفذي براي بازنمايي و بازتابي تشعشعاتي از انوار خدايي آن بزرگان و نيكان، به بروز و ظهوري جاودانه و مانا رسيد.

دعاهايي كه در صحيفه مباركه سجاديه آمده است، جلوه هاي متعددي دارد و در عرصه ها و ساحت هاي متنوعي، ارمغان آور رشد و تامل و جويايي و پويايي و آرامش و تدين و متانت براي انسان است و راهي و چراغي براي حركت تكاملي او در زندگي دنيوي و اخروي.

دريغا دريغ كه اين خورشيدهاي فروزان و ابرهاي تراكم رحمت، راه خود را بر دل هاي تاريك و تنگ، بسته و گسسته ببينند و... !

شايد اگر فرصتي دست مي داد و ميان اين همه كارهاي مهم و حياتي روزمره مان كه از صبح تا شب مي دويم و به هيچ كدامشان هم نمي رسيم و آخرش هم هشتمان گرو هشتادمان است، يك نگاه هم به كتابي مثل «صحيفه سجاديه» مي انداختيم، گرهي از كارمان باز مي شد!
من مي گويم «شايد»، تو بخوان «حتما»! پس؛ بخوان!

بازخواني صحيفه سجاديه را با دعاي افتتاح كه در ستايش خداي عزوجل است، آغاز مي كنيم و اگر اجازت و عنايتي بود به قدر لياقت خود، اشارتي به مضمون و فضاي معرفتي دعا خواهيم داشت؛ اين كاريست كه اهليتش را نداريم، ولي سودايش را چرا.

فرمود: الحمدلله الاول بلا اول كان قبله و الاخر بلا اخر يكون بعده الذي قصرت عن روايته ابصار الناظرين و عجزت عن نعته اوهام الواصفين، ابتدع بقدرته الخلق ابتداعاً و اخترعهم علي مشيته اختراعاً، ثم سلك بهم طريق ارادته و بعثهم في سبيل محبته، لايملكون تاخيراً عما تدمهم اليه و لايستطيعون تقدما الي ما اخر هم عنه، و جعل لكل روح منهم قوتاً معلوماً مقسوماً من رزقه، لا ينقص من زادة ناقص، و لا يزد من نقص منهم زائد، ثم ضرب له في الحيوه اجلا موقوتاً و نصب له امداً محدوداً، ...

سپاس خدايي را كه اول است و پيش از او اولي نبوده (مبدا هر موجودي است) و آخر است و پس از او آخري نباشد (مرجع همه اشيا است) خدايي كه ديده هاي بينندگان از ديدنش (در دنيا و آخرت) ناتوانند و انديشه هاي وصف كنندگان از عهده وصفش برنيايند. به قدرت و توانايي خود آفريدگان را آفريد و آسمان را به اراده و خواست خويشتن روان گردانيد و در راه محبت و دوستي به خود برانگيخت در حالي كه توانايي ندارند تاخير نمايند آنچه را كه ايشان را به آن جلو انداخته و نمي توانند پيش اندازند آنچه را كه ايشان را از آن عقب خواسته و از رزقي كه عطا فرموده هر جانداري را روزي معلومي قرار داده است (به طوري كه) به هر كس از آنان فراخي و فراواني داده كاهنده اي نمي كاهد و هر كه را كاسته افزاينده اي نمي افزايد (جز خدا نتواند آن را زياد و كم گرداند) پس از براي او (هر يك از ايشان) در زندگي مدتي معلوم تعيين و پاياني معين قرار داده كه با روزهاي زندگيش به سوي آن پايان گام بر مي دارد.

در آغاز دعا و در مبدا ستايش، اشاره به توحيد لم يزلي ذات اقدس الله، تبيين صفات ذات و فعل حضرتش در آوردگاه هستي و ترتب نشانه هاي حق در تلاقي زندگي انسان و تدوين كائنات به بيان و بنان مي رسد.

فرمود: هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن

و بيان حضرت اين است «الحمدلله الاول بلا اول كان قبله، و الآخر بلا آخر يكون بعده»

مهم ترين مسئله همه اديان الهي و بزرگترين موهبت فكري و عقيدتي و ايماني به تمام بشريت از آغاز تا پايان، مبدا و «معاد» است.

و ترديدي نيست كه ستايش حضرت الله، با توجه و تنبه به اين «مهم» معتبر و اين فكر و فكرت آغاز و انجام يابد كه «معاد» ذات دين است و تمامي آن.

اگر ايمان به «معاد» نباشد، ‌هيچ اصلي از اصول دين و هيچ فرعي از فروع آيين، بستگي و فرجام نمي يابد و در گسستگي فكري و بي فرجامي ايماني به دست شك و بيخودي سپرده و فراموش مي شود.

«معاد» تجلي آرمان و شور و ايمان و الهام و فرجام و اميد و رستگاري و پايبندي و جد مومن است و جلوه گاه و عيد حق براي اهل گناه و اكراه، و لهو و لعب و ... همان ياران شيطان.

«معاد» جلوه تام و تمام حقيقت حيات باطني انسان است و تامل و توفيق و البته و صد البته و هزاران البته «ايمان» به آن،‌ راهگشاي عبور مومن از سنگلاخ زندان دنيا به سوي حيات طيبه اي كه پل عقبا براي اوست.

«الذي قصرت عن رويته ابصار الناظرين» خدايي كه ديده هاي بينندگان از ديدنش ناتوانند.

توجه به «غيب»: «غيب» ميدان امتحان و محك عيار ايمان است و اساساً ايمان در ساحت غيب جلوه مي يابد. «غيب» ساحت به ظهور رسيدن انسان كامل است و «علم غيب» وجه تكاملي همين ايمان، در ابعاد معصوم (ع).

اگر «غيب» نباشد، ايمان بي معناست و اگر ايمان نباشد، ‌انسان بي هويت و اگر انسان از هويت ايماني دين، يعني تنبه و شكل گيري ساحت باطني او در قامت «غيب» دور و تهي شود، تنها هيئتي ظاهري از انسان را با خود دارد بي آنكه «خود» آن جهاني، از آن سوي زندگي مادي را بتوان براي او متصور بود.

آنك «معاد» و «غيب» و آن گاه:

«و عجزت عن نعته اوهام الواصفين» و انديشه هاي وصف كنندگان از عهده وصفش برنيايند.

عبارت اخر شعار اصلي ايمان اسلامي و تابلوي حقيقي مكتب وحياني است:
«الله اكبر»
خدا بزرگتر از آن است كه وصف شود.
اشارتي بر ضعف انسان و عجز كلمه.

چه؛ «و لقد خلقنا الانسان في كبد»

و اين است رمز روشن زندگي دنيا؛ رمزي كه از اذان فطرت تا اثناي حيات، هر روز از فرط وضوح، نه ديده مي شود و نه شنيده. مگر مرگ كه بيداري اين توجه را به خوابمان آورد كه «موتوا قبل ان تموموا» و «مردمان مرده اند و با مرگ بيدار مي شوند و زنده» و ...

و اين ابتداي اولين كلمات دعاي افتتاح صحيفه سجاديه است؛ تراويده از حلقوم مبارك ترين ركن كائنات، وجه معصوم (ع) امامت.

دريا! سلام

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار