لياقت بندگي در «ماه خدا»
آنچه بيش و پيش از همه به ذهن و ديده مي رسد و در تبادري پويا و يكپارچه ماندگار مي شود، مينياتور كلمات مجري است كه در هرم سنگين و تكانه هاي غافلگيركننده اش، دريايي از مطالعه و كوهي از صلابت و شور و شيدايي مواج و منحصر بفردي را يادآور مي شود.
اجراي زنده و پر هيجان، اما نرم، آرام و پيوسته فرزاد جمشيدي در برنامه «ماه خدا»، حاصل دقت ها و هوشمندي ها و سوز درون و طراوت دل اوست كه چون از جان برخاسته برجان مي نشيند و با شروع كلامش گويي باغي از گل هاي رنگارنگ دين و معنويت و خاطره و شعر و شعور و حكايت و حكمت و تاريخ و «عشق» فراهم مي آورد.
ترديدي نيست كه تدارك اين باغ پرگل و زيبا، چه زحمت ها و سختي ها و مصايبي را مي تواند براي او به همراه داشته باشد، كه چه زحمت است و عرق ريزان روح و جسم، اما شيريني اين محفل كه دستاورد حضور اوست، بر تمامي آنها فائق مي آيد و آمده است.
واقعيت آن است كه حضور فرزاد جمشيدي در قامت يك مجري هيئتي از انديشه و تدبير اجرايي را به همراهي آن شعر و شعور فراخوانده است و او را استوانه و عمود خيمه برنامه «ماه خدا» گردانده است.
شايد براي اولين بار باشد كه در رسانه ملي، علاوه بر جلوه بيروني يك مجري كه عرفا و عادتا و معمولا، نماد و نمود تصويري يك برنامه مجري محور است، انديشه و ذهن و تكاپوي معرفتي و بيان فاخر و متين، متدين او هم به مدد اين رسانايي جامع و مانع رسيده است.
اجراي جمشيدي، مجموعه اي از زيبايي هاي گويايي، تدارك و سيع انديشگي و حوصله دقيق او در تنظيم انكار و تدبير بيان شده است كه خروجي اش يك مجموعه گفتار منتظم و زيباست و حقا و انصافا مصداق تام و تمام و شايسته بايسته لفظ «شكرين» است.
گراميباد حضور فرزاد جمشيدي – چه بي نياز است نسبت به اين پيوند و پسوند هاي زائد كه او خوب، با بيانش توصيف گر جان تابناك و انديشه زلال و صافي خويش است- در ماه خدا در « ماه خدا».
اي كاش اين حضور متين و متدين و جدي و معتبر مي توانست قدري عيار مجري گري در رسانه فراگير را بالا برده و بر ارزش و قدر اين موقعيت كه به نوعي آينه برنامه هاي سيماست بيافزايد.
چيزي كه گاه درمعركه گيري افراديكه كه از انديشه علم و حظي برده اند و نه از بيان و بنان بهره اي، سخت به ملال و رنجوري گرفتار آمده است.
ايدون باد!
محمدرضا محقق