کد خبر:۴۲۹۳۳
نگاهي به سينما و ادبيات آمريكاي لاتين(بخش اول)- محمدرضامحقق
در ميان آتش و سينما و فقر و مبارزه
«سرزمين آتش» تعبيري غريب و متضمن متريال و در عين حال پرولتارياي منطقهاي واسع به نام «آمريکاي لاتين» است، در برگيرنده بخش اعظم قاره آمريکا، از شمال مکزيک تا جنوب شيلي و آرژانتين با وسعتي بيش از 21 ميليون کيلومتر مربع که به بخشي از آمريکاي شمالي، آمريکاي مرکزي، حوزه کارائيب و جنوب آمريکا تقسيم ميشود و داراي 15 درصد مساحت کره زمين، 39 کشور و حدود 560 ميليون نفر است.
«در راه متوجه شديم که چرخ عقب پنچر است، آن را وصله کرديم و دوباره حرکت کرديم. باز پنچر شد و باز وصله شد سرانجام مجبور شديم شب را در همان حوالي سپري کنيم. به مزرعه يک اتريشي رسيده بوديم، اجازه گرفتيم و شب را در انبار مزرعه او خوابيديم، او با اسپانيولي دست و پا شکستهاي حاليمان کرد که در آن حوالي يوزپلنگهاي خطرناکي زندگي ميکنند و از ما خواست که موقع خواب در انبار را خوب ببنديم، اما هرچه تلاش کرديم در انبار خوب بسته نميشد. به ناچار تپانچهاي را که همراه داشتيم بالاي سرم گذاشتم. نزديکيهاي سحر بود که احساس کردم پنجهاي به در کشيده ميشود، آلبرتو از ترس خشکش زده بود. در باز بود و دو چشم درشت حيواني گربهسان در تاريکي ميدرخشيد ناگهان حيوان با تمام بدن سياهش به ما نزديک شد، ترمز عقل و شعورم بريده شده بود غريزه صيانت ذاتم بود که ماشه تپانچه را کشيد و شليک کرد. لحظهاي همه چيز در سکوت فرو رفت. از صداي نعره سرايدار و هق هق گريه همسرش فهميديم که سگ آنها را با تير زدهايم، ما نيز همچون دون کيشوت پردههاي آسياب را هيولا فرض کرده بوديم. فوراً بساطمان را جمع کرديم و زديم به چاک. ديگر نميتوانستيم در خانهاي بمانيم که در آن قاتل محسوب ميشديم. (به نقل از کتاب خاطرات موتور سيکلت، ارنستو چه گوارا)
«سرزمين آتش» تعبيري غريب و متضمن متريال و در عين حال پرولتارياي منطقهاي واسع به نام «آمريکاي لاتين» است، در برگيرنده بخش اعظم قاره آمريکا، از شمال مکزيک تا جنوب شيلي و آرژانتين با وسعتي بيش از 21 ميليون کيلومتر مربع که به بخشي از آمريکاي شمالي، آمريکاي مرکزي، حوزه کارائيب و جنوب آمريکا تقسيم ميشود و داراي 15 درصد مساحت کره زمين، 39 کشور و حدود 560 ميليون نفر است.
نگاهي به حوزه جغرافيايي، ساختار سياسي، اجتماعي و تاريخ اقتصادي اين منطقه، حاوي مؤلفههايي پر فراز و نشيب از رويدادهاي فرهنگي است که منتج به چهار دهه «خاص» اخير شده و در اين ميان «سينماي آمريکاي لاتين» به نوعي انفجار اجتماعي ميماند، آيينه مساحتهاي متنوع، پرافت و خيز و تأمل برانگيز مردمان اين سرزمين. ترديدي نيست که «تصوير فقر و گرسنگي» از شاخصههاي اوليه و بسامد ظهور و بروز شيء در زندگي و توابع آن در ميان مردم اين منطقه «مهم» دنيا، از وضوح قابل توجهي برخوردار است.
همين فقر در داد و ستدي ناخواسته و مستعمري با رويکردهاي سياسي شبه دموکراسيخواه و درگيري با يوغ و استيلازدگي اروپايي (چه در مساحت فرهنگ، و چه در ادب سياسي و سياستمداري) منتج به دوراني که منشاء تمدنهايي غريب شده است، بوده و گرچه در اين ميانه مؤلفههاي ديگري هم به مدد اين «شبهتمدن» آمده اما نقش بستري فقر و همآوردي هميشگي آن در طول تاريخ دوران بشر، همان پابرجا باقي مانده است.
درباره سينماي آمريکاي لاتين، دو نکته معتبر و قابل دقتمندي وجود دارد که يکي از بسترهاي تاريخي، اجتماعي و فرهنگي برميخيزد و ديگري ويژگي اخصي که مربوط به تعامل ادبيات آمريکاي لاتين و سينماي اين منطقه نسبتاً فراجغرافيايي است./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰