نامه محمد علي زم به جواد شمقدري
آخرین اخبار:
کد خبر:۴۳۴۰۵

نامه محمد علي زم به جواد شمقدري

کارگردان عزيز فيلم «وارث» من هم چون شما عقيده دارم سينماي ايران نيازمند تحول بزرگي است، اما بايد بدانيد که دولت‌ها عامل، متصدي و متولي تحول نيستند، دولت‌ها فقط بسترساز تحول‌هاي صنفي و تخصصي و هدايتگر تحولات اجتماعي هستند.
به گزارش گروه ادب و هنر «شبكه خبر دانشجو» در اين نامه که به امضاي محمد علي زم، رئيس هيپت مديره انجمن صنفي سينما رسانه رسيده آمده است به شرح ذيل آمده است:
 
برادر ارجمند جناب آقاي شمقدري، قبول مسئوليت هدايت سکان سينماي ايران از سوي جنابعالي در دوره کنوني بدون ترديد گام نهادن در راه پر پيچ و خمي است که اميدواريم به سلامت از آن گذر کنيد و در اين گذار پرفراز و نشيب، سينماي ملي کشورمان بتواند جايگاه شايسته و درخور شان خود را در داخل کشور بازيافته و معنويت، خلوص و سلامت اين سينما در افق جهاني نيز همچنان سر آمد و زبانزد باقي بماند.
 
در ادامه اين نامه آمده است: کارگردان محترم فيلم «صداي پاي نور»، جنابعالي به دليل پيشينه فيلم‌سازي خود و اشرافي که در اين ساليان به افق‌هاي فرهنگ سالاري پيدا کرده ايد، به مسائل خرد و کلان سينماي ايران واقفيد و دليلي ندارد تا سخن سر دهيم و شما را از همه نقاط ضعف و قوت مديريت‌هاي سه دهه حاکم بر اين سينما که وضعيت اسفبار کنوني را بايد حاصل همه بي مبالاتي‌ها و کاستي‌هاي گذشته آن دانست با خبر سازيم، اما در يک کلام کلي عرض مي‌کنم که محور مشترک انديشه سه دهه مديريت‌هاي جناحين چپ و راست حاکم بر سينماي کشور اين بوده است که دولت بايد محور، متصدي و همه کاره سينما باشد و زيربناي فلسفي اين انديشه مشترک باطل، نگاه ايدئولوژيک داشتن و اعمال ايدئولوژي دولتي به همه مغزافزارها، نرم‌افزارها و سخت‌افزارهاي حکومتي است.
 
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: کارگزاران فرهنگي يک حکومت به دليل آنکه بايد جنس و تاثير فرهنگ را از مقولات بلند مدت بدانند، پيش از آن که منتسب به دولت ايدئولوژيک دوره خود باشند، از درون ملت برخاسته‌اند، پس از عناصر ملي تلقي مي‌شوند و بايد منافع ملي را رعايت کنند و از آن رو که مسلمان هستند بايد به انديشه ماندگار و تاثيرگذار اسلام که ديني فرا ظاهري است، تکيه داشته باشند و بايد بذرهاي دوران مديريت خود را به گونه و اندازه‌اي بکارند که بعدي‌ها بتوانند آن را درو کرده و از آن برداشت صحيح داشته باشند.
 
در نامه محمد علي زم به معاونت سينمايي آمده است: دست اندرکاران، خردمندان، تقواپيشگان و متخصصان اصناف هستند که بايد بسترسازي دولت را باور داشته و آن را پذيرفته و آنگاه آستين همت خود را براي تحول آفريني بالا بزنند.
 
محمد علي زم در نامه خود خطاب به معاونت سينمايي آورده است: من از شما که دوستي‌مان را مرهون 30 سال گذر زمان در پرتو راه نوراني انقلاب اسلامي مي‌دانم، مي‌خواهم که شما اشتباه مسئولان گذشته سينما را مرتکب نشويد و نخواهيد تحول آفريني کنيد، کافيست که شما به آرشيو مطبوعاتي معاونت‌هاي پيشين (چپ و راست) سينمايي بنگريد و ببينيد که هر يک از آنها در آغاز تصدي خويش در اين مسئوليت شعار يکنواخت تحول آفريني و توسعه بخشي سر داده ليکن در عمل گرفتار پيچ و خم «بروکراسي دولتمداري سينمايي» شده و رسيدن به هدف را ذبيحه ناکامي‌هاي راه و ناتواني‌هاي شيوه‌ها و ابزارهاي انتخابي خود کردند.
 
دربخش ديگري از اين نامه آمده است شما اگر خواهان تحول جدي در سينما هستيد بايد بسترهاي تحول را شناسايي و فراهم کنيد و سينماگران انديشمندي که سال ها در انتظار بلوغ فرصت اين تحول بوده اند ، پشت سر شما به ميدان آمده و امري را که شما در کسوت تصدي دولتي امکان آنرا نداريد آنها با "معرفت انساني"، "انرژي معنوي" و "شناخت تخصصي" خود ،آن را خواهند آفريد.

دربخش ديگري از نامه انجمن صنفي ويدئو رسانه آمده است: سينماي ايران در شرايط کنوني نيازمند داشتن سازماني نظير نظام پزشکي، کانون وکلا و... است. اگر اهالي سينما اهل انديشه و فرهنگ و در زمره نخبگان و شايستگان دانسته مي‌شوند نبايد آنها را درگير پشت درنشيني نظام کارمند سالاري کرد. به نظر من بزرگترين کاري که مي تواند نام شما را در تارک سينماي ملي ايران همچون خورشيد درخشان نگهدارد، ايجاد "سازمان نظام سينمايي" (SNS) است که در صورت نياز، مختصات تفصيلي آن را تقديم حضورتان خواهم کرد. اما پديده نوظهوري که به اندازه برخي بنيان هاي فراموش شده سينما مغفول مديريت هاي گذشته سينما بوده است، پديده "سينماي خانگي" است.

در بخش ديگري از اين نامه آمده است اگر در دو دهه نخستين انقلاب مديريت سينما فقط خود را مسئول بهبود سينما مي دانست و براي انجام اين ماموريت با ويديو وصنعت سينماي ديجيتال مبارزه مي‌کرد، در دهه اخير اين معاونت منفعلانه، واقعيت اين وجود انکار شده را پذيرفت و به سينماي خانگي که حاصل آن " فيلم ديدن مردم در خانه " است، مشروعيت بخشيد. يعني مسئول سينماي کشور در اين دهه نبايد ديگر خود را فقط متولي اداره سيصد سينما و توليد پنجاه فيلم سينمايي در کشور مي دانست بلکه او مي بايد مسئول تامين سالانه حدود پنج هزار فيلم نهفته در سبد تقاضاي فرهنگي و اداره گستره سينمايي در حدود16 ميليون پلاک سينماي خانگي در محيط هاي مسکوني مردمان مي شد که متاسفانه ضعف نگاه مسئولان سينماي خانگي اين افق را هم پديدار نساخت.

در اين نامه خطاب به معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آمده است: نگاهي به پيشينه و حضور محصولات سينماي خانگي در کشورما اين نکته تاسف بار را به ما مي نماياند که بر خلاف ساير کشورهاي صاحب سينما که به سينماي خانگي نه به عنوان رقيب و يا حتي حامي سينماي کشورشان بلکه به عنوان عامل پيشرفت اقتصاد و گسترش هنروصنايع فيلم سازي مستقل و توسعه سينماداري مرتبط خود نگريسته‌اند، در کشور ما از همان ابتداي داستان ممنوعيت ويدئو و سپس آزاد سازي آن تا تشکيل موسسه رسانه‌هاي تصويري و پس از آن حدود يک دهه بعد از صدور مجوز فعاليت براي موسسات بخش خصوصي ويدئو رسانه کشور، همواره به اين مديوم مهم و ارزشمند به عنوان "لاستيک زاپاس اسقاطي" و يا "طفل ناقص الخلقه ويلچر نشسته" نگريسته و منزلت و مشروعيت آن را در تبعيت و حمايت از سينما قلمداد کرده‌اند و هيچگاه به آن، شان و منزلت در خور سينماي ديجيتال،که مولد و توسعه بخش فيلمسازي حرفه‌اي خانگي است، داده نشد و همواره اين فرزند سرراهي در ادوار مختلف (والبته به جز زمان‌هاي کوتاه و گذرايي) دستخوش اعمال سليقه‌هاي شخصي مديران و سياستگذران سينمايي گرديد و هميشه به آن، نگاه رفع تکليفي و يا "تزيين ويترين‌هاي بيلاني" داشته‌اند.

در بخش ديگري از اين نامه سرگشاده آمده است: کارگردان گرامي فيلم "آفتاب و عشق" نگاهي به روند توليدات و محدوديت‌هاي سينماي سنتي در بخش هاي توليد و اکران، نشان مي دهد که در وضعيت فعلي، نمي‌توان بيش از اين ظرفيت توليد و اکران سنتي سينما را افزايش داد، اما يکي از راه هاي برون رفت از تنگناي حلقه توليد فيلم، توجه به روزآمد شدن، فعال شدن، قانونمند ساختن، خصوصي ديدن و حرفه اي کردن سينماي ديجيتال و افزايش گستره سطح کمي و کيفي توليدات مورد نياز سينماي خانگي است ظرفيت بسيار مهمي که تا کنون مورد اهتمام و اغتنام واقع نگرديده است.

بايد بپذيريم که بخش مهمي از توليدات کشورهاي صاحب صنعت سينما، متوجه دريافت نيازها و تامين بازارهاي ديگري غير از پرده سينما است و چه بسيار فيلم‌هايي را که فقط و فقط براي شبکه سينماي خانگي خود و ديگران! توليد مي کنند و ضمن کسب درآمد و سود آوري بالا و ايجاد فراواني اشتغال براي جامعه خود، پيام هاي فرهنگي- سياسي- اقتصادي و اجتماعي رنگارنگ دولت و نظام متبوع خويش را در تيراژ گسترده در اقصي نقاط جهان در برابر اخذ وجه آن !؟ ارزاني فکر و فرهنگ ملتها مي کنند و اين در حالي است که متاسفانه در موقعيت معاونت سينمايي جمهوري اسلامي ايران وضعيت دقيقا معکوس آنها بوده است؛ نگاه منفي مسئولان و سياستگذران سينماي خانگي که واجد کمترين آشنايي با خصوصيات قواره ملي سينماي خانگي هستند،در فقدان داشتن ضوابط و قوانين قرين "اعمال غير متعارف فرهنگي" و "اعمال سليقه هاي شخصي" درکار موسسات ويديو رسانه شده است و مهمتر از هر چيز بي اعتنايي اين مديريت به انديشه، قدرت، سلامت، انگيزه و توان فرهنگ آفريني بخش خصوصي سبب شد تا پس از گذشت نزديک به دو دهه (يک دهه دولتي و دهه ديگر با همراهي بخش خصوصي) از تولد ناقص شبکه سينماي خانگي در جوار سينماي ايران، اين مقوله در نزد مردم ناشناخته و در نزد مسئولان مهجور و در نزد کارگزارن دولتي سينما مجهول باقي بماند و اين همه صرف نظر از تلاش هايي است که در خفا منجر به ناديده انگاشتن حقوق بخش خصوصي و به انزوا کشاندن برخي از آنها و همچنان دولتي نگريستن و دولتي نگهداشتن شبکه سينماي خانگي شده است.

در بخش ديگري از نامه محمد علي زم به معاونت سينمايي آمده است: کارگردان محترم فيلم "بربال فرشتگان" انتظار اعضاي انجمن ويدئو رسانه کشور از جنابعالي که از جمله سينماگران متعهد که از بدنه فرهنگ ارزشمند انقلاب اسلامي برآمده ايد، اين است که نگاه جديد و تازه اي نسبت به خلف خود به سينماي خانگي داشته باشيد و شان واقعي اين حوزه را بشناسيد و در آغاز دهه پيشرفت و عدالت، اقتدار و شان اين سينما را به صاحبانش که مردمند بازگردانيد و اهميت آن را به مسئولان نظام بنمايانيد. به کارگزاران دولتي در اين بخش، سعه صدر و رفتار آميخته با تدبير و درايت را آموزش دهيد و راه بهره مندي از نظرات و مشارکت دادن در تصميم سازي ها را با احترام گذاردن به بخش خصوصي به دست‌اندرکاران و زير مجموعه اين بخش توصيه نمائيد که شما قبل از آن که معاون وزير باشيد يک معلم ، فيلمساز و هنرمند هستيد و محصول مشترک اين سه وصف انساني، همواره آموختن و مواظبت از آموخته ها بوده است.

در بخش ديگري از اين نامه آمده است فعالان شبکه سينماي خانگي، يعني کساني که در چند سال گذشته علي رغم آنکه مورد اعتماد مديريت دولتي اين بخش نبوده‌اند، کمک‌هاي اقتصادي شايان توجهي را از طريق خريد رايت فيلم هاي سينمايي ايراني به سينماي نيمه جان و محتضر کشورمان کرده و به طريقي باني خير سر پا نگهداشتن اقتصاد سينما و نيز بهره مند ساختن مردم محروم از سينما بوده‌اند، مردمي که به هر دليلي امکان ديدن فيلم در سينما را نداشته اند در پرتو تلاش و سرمايه گذاري ديروز در عرصه سينماي خانگي، امروز فيلم‌هاي روز ايران و جهان در مديوم پرده سينماي خانگي خود مي بينند.

در اين نامه آمده است توسعه شبکه سينماي خانگي صرفنظر از خدمات فوق الاشاره موجب شده است تا اهالي فرهنگ وسينما به محصولات قديم وجديد پيشرفت هاي سينماي جهان را از راه مشروع و درست دست پيدا کنند که تاثير اين پيشرفت پذيري را در ارتقا کيفي برخي از نمونه‌هاي توليدي سينماي ملي نمي توان ناديده گرفت ، همچنين تاثير خدمات اين صنف را در مقابله با بازار کپي هاي آزاد، سانسور نشده و قاچاق فيلم‌هاي غير مجاز خياباني و نيز کاهش استقبال مردمي از شبکه هاي رو به گسترش کانال‌هاي ماهواره‌اي و بيگانه نبايد ناديده انگاشت.

در بخش ديگري از نامه انجمن صنفي ويدئو رسانه کشور به معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي آمده است مديريت عالي سينماي کشور و کارگردان محترم فيلم " توفان شن " مسئوليت کنوني انجمن صنفي ويديو رسانه در شرايط کنوني صرف‌ نظر از پيگيري تحقق آرمان‌ها و اف‌ هاي ملي اين رسانه ، معطوف توجه دادن موسسات ويديو رسانه به تامين بخشي از تقاضاهاي تصويري مردم از طريق توليدات ويژه I.C.V.T براي سينماي خانگي است. ما در حال ارتقا بخشيدن و متقاعد کردن صنف هستيم به آنها گفته و مي‌گوئيم که مي‌بايست بخش عمده‌اي درآمدهاي خود از ناحيه فروش فيلم‌هاي خارجي را مصروف راه اندازي جريان توليد و افزايش توليدات سينماي خانگي کنند و بحمداله اکثريت مديران نجيب اين صنف با اين انديشه سازوري نشان داده و مدتي است که چشم به سازگاري معاونت سينمايي و اداره کل نمايش خانگي که از فرط اذيت و آزار، اين انجمن را در اين ماه‌هاي پاياني مجبور به تسليم دادخواست و بردن شکوائيه نزد قوه قضاييه نموده است، دوخته‌اند.

در پايان اين نامه سرگشاده آمده است انتظار است تصدي جنابعالي در اين حوزه اسباب توسعه تفاهم و اعتلاء فعاليت شبکه سينماي خانگي و قانونمند شدن نظامات حاکم بر اين شبکه را فراهم نمايد. در اين صورت دستان گرم ما را فشرده دردستان و سرمايه مالي انساني اين صنف را همراه خود دانسته و چشمان ما را در انتظار نيت‌هاي مبارک و کردار سترگ خود بدانيد. اميدواريم فعاليت‌تان در راه بستر سازي و تحول آفريني براي سينماي ايراني و بزرگ داشتن کار و شأن سينماي خانگي کشورمان نتيجه‌ساز باشد. /انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار