ماه و خورشيد را تو آوردي...
آخرین اخبار:
کد خبر:۴۶۲۳۶
نگاهي به آثار عباس كيارستمي- بررسی فیلم «مشق شب»/ بخش دوم

ماه و خورشيد را تو آوردي...

 موضوع محوري «مشق شب» نشانه‌اي است براي بيان يک رويکرد غلط و ناشيانه در نظام آموزشي، نه تنها در مقطع دبستان و …، بلکه در ديگر مجامع آموزشي و اداري کشورها و حتي در ساير اجتماعات؛ از سياسي و اقتصادي گرفته تا فرهنگي و هنري و ….

محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ در بخش اول اين متن با اشاره به ويژگي هاي ساختاري و لطايف مندرج در فيلم «مشق شب»، به اين نقطه رسيديم که فيلم علاوه بر وجوه زيبايي شناسانه سينمايي به لحاظ نشانه گيري آسيب هاي نظام آموزشي هم قابل تامل است.

در ادامه به اين نکته و ساير ارزشهاي بصري فيلم مي پردازيم:

گذشته از اين، فيلم به نحو اساسي توجهي جدي به انعکاس اين نکته دارد که مقوله «مشق شب» نيازمند بازنگري، اصلاح و برنامه‌ريزي اهالي آموزش و پرورش و اولياي بچه‌هاست.

اين توجه، بيش و پيش از آن‌که نتيجه‌گيري شعاري و بياني کارگردان باشد، خلأ‌ها و فراز و فرود‌ها و ديگر نشانه‌هاي پيدا و گريزهاي پنهان فضاي مستقر در گفتار و بچه‌هاست و به آن تنبه و اشاره مي‌دهد.

البته موضوع محوري «مشق شب» نشانه‌اي است براي بيان يک رويکرد غلط و ناشيانه در نظام آموزشي، نه تنها در مقطع دبستان و …، بلکه در ديگر مجامع آموزشي و اداري کشورها و حتي در ساير اجتماعات؛ از سياسي و اقتصادي گرفته تا فرهنگي و هنري و ….

آن اين‌که، آموزش زندگي در جامعه، پيش از آن‌که پايبند خلاقيت، دقت، ايجاز و بازدهي باشد، چيزي در حد باز کردن تکليف از سر و برداشتن بار از روي شانه حتي به نازل‌ترين شکل آن است؛ به نحوي که فرد مسئول تنها به رفع تکليف مي‌نگرد و فکر مي‌کند تا اين‌که واقعاً اهتمامي جدي به حرکت، رشد و پيشرفت داشته باشد.

اين معضل و عيب بزرگ را مي‌توانيم در ديگر بخش‌هاي جامعه و در هر مقياسي، متناسب با آنها رد‌يابي کنيم.

شايد بتوانيم مشق شب را نشانه‌اي و چراغي، فراتر از ظاهر يک مدرسه و يک کلاس و تني چند از دانش‌آموزان، به ساير بخش‌هاي جامعه گسترش دهيم.

ادارات، بانک‌ها، حقوق و وظايف شهروندي، رعايت قانون، عدم تجاوز به حقوق ديگران، قانع و البته مصر بودن در مورد حق خود و … با قوانيني که درست و پخته و کارشناسي شده نيستند و در عين حال براي جلوگيري از به هم ريختن ساختار جامعه همگي موظف به رعايت آن‌ها هستيم، چه مي‌توان کرد؟

و يا در خطوط مترو و هنگامي که مدت زمان عبور قطار‌ها زياد و جمعيت از آن زيادتر است و در فشار و سيل جمعيت چاره‌اي نداريم مگر اين‌که ما هم مثل ديگران هل بدهيم، باشد که از اين رهاورد، حق نيم‌بند و لغزان خود را در آن کشاکش به دست آوريم!

و… مثال‌هاي ديگر!

اگر دقيق بنگريم، آن‌چه در موضوع «مشق شب» گريبان‌گير بچه‌هاست، — با تمام محذورات و ناچاري‌ها و درست و غلط‌هايش — در عرصه‌هاي ديگر هم به سراغ آدم‌هاي ديگر مي‌آيد.

شايد يافتن پاسخي درخور، و به انجام رساندن اصلاحي هدفمند، و درست و به جريان انداختن رويکردي علمي و صحيح کمک کند تا قصه «مشق شب» دلپذيرتر از آن چيزي باشد که هم‌اکنون براي نونهالان اين جامعه وجود دارد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار