کد خبر:۵۲۳۲۰۴
گزارش/

چرا «کیارستمی» برای مردم فیلم نساخت؟/ مرگِ مردِ تنها در پاریس!

عباس کیارستمی در پاریس درگذشت؛ در بعد از ظهر ۱۴ تیر ۹۵. او تنها چند روز پس از اینکه ایران را ترک کرد از دنیا رفت. رفت تا لحظه‌های آخر عمرش را در غربت سپری کند؛ در تنهایی و به دور از مردم سرزمینش.

گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ «اگر درختی را که ریشه در خاک دارد از جایی به جای دیگر ببرید، آن درخت دیگر میوه نمی‌دهد و اگر بدهد آن میوه دیگر به خوبی میوه‌ای که در سرزمین مادری اش می‌تواند بدهد نیست. این یک قانون طبیعت است. فکر می‌کنم اگر سرزمینم را رها کرده بودم درست مانند این درخت شده بودم.» اینها را آقای کیارستمی گفته؛ مردی که هرچند فیلمساز خوبی نبود، اما یک انسان واقعی بود و مردانگی داشت. این درست که در فیلم‌هایش تصویر درستی از هویت ملی و دینی ما نشان نداد، اما لااقل وطن‌فروشی هم نکرد. همین مرد به بهمن قبادی و جعفر پناهی تاخته بود. گفته بود این چه فیلم‌های سیاهی است که می‌سازید و جوانان کشورتان را ناامید می‌کنید. چرا تشویق‌شان می‌کنید که ایران را ترک کنند! او حتی گفته بود ایران بهترین جای دنیا برای فیلمسازی است. جالب اینکه بهمن قبادی که فیلم مستهجن «فصل کرگدن» را ساخته و همان روزها در نامه تندی کیارستمی را شلاق زده بود! حالا در سوگ او اشک تمساح می‌ریزد!

 

 

فیلمسازِ جشنواره‌ها!

می‌گویند وقتی فیلم «شیرین» کیارستمی را در سینمای پردیس ملت اکران کردند، مردم به نشانه اعتراض از سالن بیرون آمدند و گفتند پولشان را می‌خواهند! «شیرین» بدون هیچ دیالوگی 90 دقیقه فقط تصویر 113 بازیگر زن سینمای ایران را نشان می‌داد که در سالن سینمایی نشسته بودند، درحالیکه صداهایی از قرائت منظومه خسرو و شیرین نظامی به گوش می‌رسید! این استعاره‌ای است از سنت فیلمسازی کیارستمی. کسی که برای جشنواره‌ها فیلم‌ می‌ساخت، نه مردم. سینمای اولترا تجربه‌گرای او را اروپایی‌ها می‌پسندیدند. فیلم‌های بی‌قصه‌ای که به قواعد ژانر و درام وفادار نبودند و می‌خواستند همه ساختارها و قواعد را بهم بریزند. فیلم‌هایی که برای نمایش در سینماها ساخته نشده بود؛ بیشتر هم مورد مصرف جشنواره‌ها بودند و به اصطلاح فیلم‌بازهای انتلکت. او هم مثل بیشتر روشنفکران ایرانی نسبتی با مردم سرزمنیش نداشت و فرسنگ‌ها از آنها دور بود. با این حال کیارستمی هنرمند قابل احترامی بود؛ برخلاف باقی همقطارانش!

 

کیارستمی یک فیلمساز جهانی بود؛ یا بهتر بگویم فیلمساز جشنواره‌های جهانی. فیلم‌های او مخاطبان خاص داشتند. فیلمسازان مهمی مثل اسکورسیزی و گدار سینمای او را ستایش کرده‌اند. کوروساوا یک بار گفته بود: «من از سینما ناامید شده بودم، کیارستمی دوباره مرا امیدوار کرد.» او اولین ایرانی برنده نخل طلای جشنواره کن بود، اما آنچه او را از فیلمسازان جشنواره‌ای دیگر متمایز می‌کند این است که او به خاطر گرفتن جایزه شرافت انسانی خودش را نفروخت. او پای ایرانی بودنش ایستاد و سعی نکرد با فیلم‌های اجتماعیش ژست سیاسی بگیرد تا پیش خارجی‌ها ارج بیشتری بیابد. سینمای اروپا هم او را دوست داشت برای تجربه‌گرایی فیلم‌هایش. آنها با معرفی و تحسین سینمای کیارستمی سعی کردند با فیلم‌های قصه‌گو و صنعت سرگرمی هالیوود مقابله کنند. کوششی که سال‌هاست سمت و سوی دیگری پیدا کرده. واقعیت این است که سینمای آمریکا اراده آنها را در هم شکست و له کرد.

 

 

نخل و خرس و اسکار؛ مسأله این است!

حالا جشنواره کن سال‌هاست دستش را جلوی هالیوود به نشانه پذیرفتن شکست بالا برده. برای همین هم به اصغر فرهادی نخل طلا می‌دهد. کسی که فیلم‌هایش هیچ شباهتی به سنت فیلم‌سازی فرانسوی‌های آوانگارد ندارد و مبتنی بر قواعد کلاسیک سینما فیلم می‌سازد. نخل طلایی که اصغر فرهادی تصاحب کرد پایان آرمان‌خواهی فرانسوی‌ها بود. نشانه تسلیم آنها در برابر هژمونی سینمای آمریکا که همه بازارهای جهانی را تصاحب کرده. حالا غربی‌ها در اتحادی سیاه با آمریکایی‌ها می‌کوشند با جایزه‌هایشان به فیلمسازان ایرانی جهت بدهند. آنها دارند برای سینمای ما ریل‌گذاری می‌کنند و کیست که نداند بسیاری از این جوایز جهانی که فیلمسازان ایرانی کسب می‌کنند بیش از آنکه در راستای منافع ملی ما باشد، گل به خودی است. یک جور پیمان ناجوانمردانه با غربی‌ها؛ وطنت را آنجور که ما می‌خواهیم توصیف کن، تا به تو پاداش بدهیم؛ نخل و خرس و اسکار!

 

 

مرگ در تنهایی و غربت!

عباس کیارستمی در پاریس درگذشت؛ در بعد از ظهر 14 تیر 95. او تنها چند روز پس از اینکه ایران را ترک کرد از دنیا رفت؛ رفت تا لحظه‌های آخر عمرش را در غربت سپری کند؛ در تنهایی و به دور از مردم سرزمینش. کیارستمی در مصاحبه‌ای درباره مرگ خودش گفته بود: «اگر روزی برسد که بین ماندن خودم و آثارم یکی را انتخاب کنم بیشتر لذتم به بقای خودم است تا آثارم و ترجیح می‌دهم خودم بمانم اما کاری از من نماند.» حالا او رفته و آثارش مانده‌اند. هرچند مردم نیز با او هم نظر هستند. مردمی که هیچ وقت فیلم‌هایش را دوست نداشتند، هیچ کدام را. ولی به مردانگی‌اش احترام می گذارند؛ به شرافتش. کاش او بود و فیلم‌هایش نبودند. اما او رفته! در غربت و تنهایی هم رفته. و لابد همین مردم با خودشان می‌گویند کاش آقای کیارستمی این روزهای آخر را هم در ایران می‌ماند. کاش در سرزمین مادری‌اش از دنیا می‌رفت. کاش نفس‌های آخرش را همین جا می‌کشید. جایی که آن را دوست داشت. جایی که به آن عشق می‌ورزید.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات بینندگان
rr
Iran (Islamic Republic of)
۱۶ تير ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۷
خوبه همین که ساندیس خواران بجای باتوم درباره فیلم حرف میزنند خودش خیلی پیشرفته
0
2
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۶ تير ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۸
همینه همه اش میگن رسانه های حزب اللهی چیزی از سینما نمیدونن دیگه! فیلمساز خوبی نبود؟! براساس کدام معیار سینمایی می گید خوب نبود؟! مولا علی علیه السلام فرمودند حق رو بگو ولا به ضررت باشه... این حق گویی شماست خبرگزاری دانشجو که مدت هاست طرفداراتونیم و دنبالتون می کنیم؟ اگر معیاری غیر از سینما دارین برای خودتون پس باید بگیم کلا هالیوود هم فیلم خوب نمی سازه چون طزق عقاید ما نمی سازه... اینکه نشد که...

خیلی ها هم هستند فیلماش و دوست دارن... حداقل اونایی که سینما رو میشناسن و سینمادوستن و سینما خوندن... جمعیت این دست آدم ها کم نیست...

فیلمساز خوبی نبود... واقعا جمله ی غیر منصفانه ایه... یک سینماگر یه سینماشناس ببینه اول این متن و ادامه اش و نخواهد خواند...



11
21
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۶ تير ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۸
متاسفانه کمی مغرضانه بود!!!؟؟؟
9
29
باراباس M . I . Ss
۱۷ تير ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۳
بایدم به قول شما مققققققققققرذانح باشه اما نبود ایشون نه فیلمساز بود نه وطن پرست حتی بلدم نبود درست بفروشه
رضا
Iran (Islamic Republic of)
۱۶ تير ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۷
نظرمو حذف کنید اشکال نداره خودتون بخونید. به کوری چشم شما متهجرین سینه چاکان لبنان. کیارستمی بعد از فردوسی و حافظ و خیام نماد اعتبار و عزت و عظمت ایران بود
4
51
سمیر
۱۶ تير ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۷
به کوری چشم خودت دشمن عزت مردم ایران به درک واصل شد.
ناشناس
۱۶ تير ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۲
زرشک !!
مگه اینکه منظورت از ایران فقط باغچه بابابزرگت بوده باشه !!
ناشناس
۱۷ تير ۱۳۹۵ - ۰۴:۵۷
خخخخ... ای دلم خدا!
باراباس M . I . Ss
۱۷ تير ۱۳۹۵ - ۰۹:۴۸
عجب
ناشناس
۱۷ تير ۱۳۹۵ - ۲۱:۴۴
شفاااا نمیده کههههه ...امثال شما جوگیرای خودفروخته باهمه چی و همه کس دعوا دارین ..حقا روانی هستین لبنان این وسط نقشش چیه؟؟
ح
Iran (Islamic Republic of)
۱۶ تير ۱۳۹۵ - ۱۸:۵۷
ممکن است از حیث معیارهای مقبول در سینما مثلا در آوردن قصه و درام و تعلیق و دکوپاژ و میزانسن و انتخاب لوکیشن و بازی گیری... یک کارگردان بسیار خوبی باشدولی کاری که بیرون می دهد بر خلاف ارزش های الهی یا هویت ملی باشد یا مانند آن یا اصلا به دلیل مبانی و زاویه دید خودش چیزی را بسازد که با فرهنگ و اخلاق و اعتقاد ما مخالف باشد. ممکن هم هست فردی باشد که اتفاقا از همه جهات موضوعی خوبی را بسازد بدون آن که به محتوای آن خودش اعتقاد داشته باشد ولی شخص خودش آدم بی دین و بی اخلاق و حتی فاسد و فاسقی باشد. بعضی از کارگردانان ما اینگونه اند ممکن است از نظر فنی بسار قوی باشند ولی از نظر شخصیتی بر مبنای قرآنی (نه معیارهای من درآوردی خود افراد) افرادی فاسقند ولی برای افرادی الگویند.معیاردرقضاوت کدامست؟
0
0
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۶ تير ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۶
سالها پیش در یک نشریه خوندم کیارستمی گفته : هم گوشت خوک میخورم هم مشروب !! لابد خیلیها هم براش سوت و کف میزدن و تشویقش میکردن و بهش جایزه میدادن برای این کاراش اما حالا اگه میتونن تشریف ببرن اون دنیا شفاعتش کنن... البته حالا مرده و دستش از دنیا کوتاهه و به هرحال براش آرزوی آمرزش داریم اما خوبه لااقل ما زنده ها با دیدن مرگ اون و مرگ سایر انسانها بیشتر به فکر آخرتمون باشم...
0
0
علی
Iran (Islamic Republic of)
۱۷ تير ۱۳۹۵ - ۰۸:۲۳
سلام
در دفاع از دیدگاه نویسنده متن باید بگم ایشون معیار رو مردم قرار داده و محبوبیت فیلم که از این دید به موضوع نگاه کرده. در کل ادمی که از دنیا میره درسته ک قابل احترام هست ولی دلیلم نی که همه کاراشو درست فرض کنیم. متن جالب و تندی بود که بوی دانشجویی بودن نظر توش حس میشه. بهر حال معیار یا خداس یا مردم یا دل یا ....
0
0
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۷ تير ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۸
سینماگری شیک و اروپایی بودند و همانجا هم رحمت خدا رفتند...به قول دوستان کمی مغرضانه در مورد آثارشان قلم زدید ایشان سبکی خاص خود داشت همچون نیما و اخوان و... در شعر پارسی، شاید همگان آنها را نپسندند ولی برای بعضی دیگر کلاس درسی سینمایی است و به قول خودتان ویژگی بارز دیگرشان وفاداری به وطن و مردمش لااقل اگر چندان سنتی فیلم نساخت ولی به مردم سرزمینش هم توهین نکرد خدایش بیامرزد...کاری که امثال جناب فرهادی و کاهانی به صورتی موذیانه در فیلمهایشان به آن بسیار میپردازند!!
1
0
mehdi
Australia
۱۷ تير ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۵
دوستان توجه کنید این فقط یک یادداشت بود از یه نویسنده که کارای اقای کیارستمی رو نقد کرده و هیچ غرضی در کار نبوده.البته اگر دقت کرده باشید از ایشون تعریف هم شده
0
0
پربازدیدترین آخرین اخبار