روايت نحيف يك ايده بكر!
آخرین اخبار:
کد خبر:۵۵۶۷۰
نقد و بررسي فيلم سينمايي «سينه سرخ» اثر پرويز شيخ طادي؛

روايت نحيف يك ايده بكر!

 روحاني فيلم «سينه سرخ» يك تصوير كاريكاتور گونه از روحاني را ارائه مي دهد كه شايد بتوان گفت در تاريخ سينماي قبل و پس از انقلاب -خاصه اين دومي-  منحصر بفرد است و گوياي نوعي تصويرگري توهين آميز!

محمدرضا محقق - گروه ادب و هنر؛ فيلم «سينه سرخ» اثر جمع و جور و فشرده ايست، البته در تمام جوانب، فقط در بعضي از آنها. مثل روايت در هم پيچش اسلام و مسيحيت يا حس استغاثه نونهال مضطرب يا تصاوير به سختي موجز و فشرده لوكيشن هاي مذهبي. اما در همين تلاقي و در هم تنيدگي، نوعي بي مايه گي و خام دستي به چشم مي خورد. نه از جانمايه مسيحيت و متن اين آيين و دين و فرامينش چيزي جز چند لايه شعار و هجو مي شنويم و نه از چهره شيعي اسلام، تداعي درستي در مي يابيم.

در اين حيطه همه چيز با خام دستي و سرسري مآبي عجيبي ادامه مي يابد.

در اين ميانه اما چهره اي كه از آن طلبه هاي روحاني به تصوير در آمده، اساسا كج و ماوج و البته تا حدي هم مشكوك و تعجب بر انگيز است.

طبق معمول فيلم هاي سينمايي و سريال ها و البته در اينجا به شدت، مهيب تر و عجيب تر، ظاهر نادرست و نوع پوشش غلط و بي دقت و تدبير روحاني در كنار چهره و آرايش و پيرايش موها و محاسن و البته حركات و سكناتش، مجموعا غلط، منحرف، دستكاري شده، دور از حقيقت و واقعيت طلبگي و به اصطلاح خارج از«ذي طلبگي» است.

روحاني فيلم «سينه سرخ» يك تصوير كاريكاتور گونه از روحاني را ارائه مي دهد كه شايد بتوان گفت در تاريخ سينماي قبل و پس از انقلاب -خاصه اين دومي- بي مانند و منحصر بفرد است.

نه بدبينانه و بكله نگاه واقع بينانه به اين كاراكتر ابتر و غير جذاب، گوياي نوعي تصويرگري توهين آميز و البته ناشي از بي اطلاعي يا -خداي ناكرده- قصد و غرض سازنده گان فيلم است به چنين قشر و طبقه اي. فيلم، يك ايده و بالتبع يك سكانس طلايي و بسيار جذاب دارد كه گر چه مثل آن سكانس پاياني، اقتباس شده و كپي از فيلم يا فيلم هاي ديگر است، اما در عين حال خوب در آمده.

البته تا جايي كه مثل اقران و اسلاف اين اثر، ديالوگ هاي بي جا و اضافي، تصوير را خدشه دار نكرده و به آن لطمه نزده -که در اين اثر ديالوگ هاي بعضا بي جا و اضافي آن اندک تصاوير و سکانس هاي ناب و بکر را خدشه دار کرده است- و آن سكانس، همان گير و دار كلاه خود و پر سپيد و صليب و مسيح مصلوب برآن است در مسير رودخانه و ميان دو نوجوان مسلمان و مسيحي.

فيلم، جذابيت هاي «آن»ي اين چنيني دارد، اما در مجموع، فراز و فرودهايي از جنس تكاپو و فرسايش و ريتم خوب و كشداري و بد آهنگي به همراه دارد.

اي كاش دوستان فيلمساز ما كم كم تجربه هاي شهري و امروزين معنويت و خدا و دين و ايمان را هم به انبان تجارب قبلي شان بيافزايند و براي تصويرگري معناگرا، صرفا به روستا و دشت و دمن و آدم هاي خاص آنجا پناه نبرند و نشان دهند كه مي توانند در «شهر» و ميان همه آلودگي ها و پيچش هايش هم فيلم خوب بسازند.

 آيا مي توانند؟!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار