تابه حال تو برزخ گير كردي؟!
محمد آرمان - گروه ادب و هنر؛ مراسم با يك ساعت تاخير شروع ميشود. مجري، شهرام شكيبا، طنزنويس روزنامه هاست و جا به جا تكهپرانيهاي بعضا تكراري، گاه با مزه و اكثرا بيجذابيتش را تحويل تماشاچيان ميدهد كه كمتر با خندههايشان او را همراهي ميكنند.
ظاهرا شهرام شكيبا همچنان ميان مدل دست دوم جواد يحيوي و ابراهيم نبوي و احتمالا ديگران در رفت و آمد است! نكته آنكه، هر جا مراسم دچار بينظمي و اشتباه و گاف و بيبرنامگي ميشود يا ميهمانها و برندهها نميآيند و ... مجري با لفاظي و تكهپراني جاهاي خالي را پر ميكند. البته اين كارآيي براي يك مجري چندان چيز كم و بياهميتي نيست!
مراسم در هالهاي از انزوا، بينظمي، بيرمقي و نوعي خلسه بيجذابيت و احتمالا سطح پايين آثار و داوريها به ويژه در بخش جشنواره مطبوعات سينمايي برگزار ميشود.
عدهاي آدم و از جمله مسئولان انجمن، از اول تا آخر برنامه، هي وسط سالن و اين طرف و آن طرف در حال دويدن و اضطراب و پچ پچ اند و اين خيلي زننده و باعث از بين رفتن وجاهت انجمن «نويسندگان» و منتقدان سينمايي است!
تنوع مراسم خيلي كم و فضاهاي خالي آن صرفا با بالا و پايين رفتن آدمها و مزهپراني هاي بيمزه و تكراري مجري پر ميشود و اين يعني بيش از يك سال فرصت براي تنظيم برنامهاي در اين ابعاد، وقت كمي است!
حضار منتقد و هنرمند جلسه، جز آنكه قرار است جايزه بگيرند، بسيار كم و در ديد نيستند و به نظر ميرسد همه اين موارد نشانههايي از انزوا و مطرود بودن انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي است.
مراسم دو شب گذشته نشانههاي زيادي از جشن و محفل نداشت و بيشتر به يك مراسم براي پر كردن جاي خالي عريضه و رفع تكليف داشت و ظاهرا آقايان و خانمهاي شوراي انجمن سينمايي زيادي متوسل به توهمها و پيلههاي تنيده دور خود شدهاند.
كسانيكه از جذب عناصر جدي و جوان و خوش قلم عرصه نقد به دلايل جزئي عاجزند و حتي نويسنده خوب و خوش آينده و جواني را كه سال ها در اين عرصه قلم زده و رو به جلو حركت داشته است، به دلايل مديريتي و عدم نگرش جامع و سعه صدر از انجمن و بعضي فضاهاي نوشتاري نقد، رانده و به انزوا رساندهاند و ... قص عليهذا.
اما يكي از نكات جالب صحبتهاي آقايان مسئول در انجمن، اين بود كه به صراحت و البته در ... تعجب ميگويند كه جشن قبلي بيشتر جنبه يك مانور تبليغاتي داشته و قرار است آن حجم از تلاش و نمايش و رزمايش، در جشنهاي بعدي انجمن هم تكرار شود! جالب است و البته تاثربرانگيز!
اگر آن حجم از جلوه و نمايش در هيئت آن جشن باشكوه(؟!) لازم بود و اعتقادتان، پس چرا ادامه نداديد و اگر نبود چرا آنوقت به انجام رسانديد و ... در هر صورت چرا بايد از چشن شب «منتقدان»، استفاده هاي ابزاري براي ذهنيات فردي و سليقههيا كج و معوج خود استفاده كنيد؟!
نكته ديگري كه جاي خنده و ايراد سئوال دارد و البته تعجب از توهمي كه دوستان ما نسبت به ديگران دارند، اينكه چطور ممكن است كسي داور جشنوارهاي باشد كه مجله خودش جزء آثار مورد داوري است و بعد جالب اينكه نوشته همان مجله، جايزه ميگيرد و خود آقاي سردبير هم جايزه ميگيرد و همه ميخندند، منتهي خنده آنها با خنده ناظران، كه شاهد چنين وضعيتي هستند، متفاوت است.
فرمود: «نكته دانانند در عالم بسي...»
جشن محقر و منزوي انجمن منتقدان سينماي ايران، به هيچ وجه نتوانست آبروي منتقدان – تمام منتقدان و بلكه اكثر منتقدان- را حفظ كند و هرگز نتوانست شايد هم نخواست به آئينه تمام نما يا حتي نيم نماي جامعه منتقدان و نويسندگان سينماي ما باشد. جز تاسف و تاثر چه باقي ميماند؟/انتهاي پيام/