قدم در دنياي دلير رمان نويسان بزرگ!
كتاب «مصاحبه با چند نويسنده» با عنوان «از روي دست رمان نويس» كه توسط انتشارات سوره مهر و به ترجمه محسن سليماني اخيراً منتشر شده است، رويكرد جالبي در نزديك شدن به فضاي «نوشتن» و ويژگي هاي آن در سيره و سيرت نويسندگان برجسته دنيا داشته است.
در اين كتاب مصاحبه هايي با ادوارد مورگان فورستر، ويليام فاكنر، ارنست همينگوي، آلدس هاكسلي و ژرژسيمنون به چاپ رسيده كه در آنها به موضوعاتي حول محور نويسندگي و پيرامون شرايط، دغدغه ها، انديشه ها، عادت ها و رفتارهاي خاصي نويسندگان اشاره شده و رويكردهاي اين نويسندگان در حوزه نويسندگي و شكل و شيوه آنها مورد توجه قرار گرفته است.
مصاحبه ها در مورد هريك از نويسندگان با «اشارت»ي آغاز مي شود كه مربوط به زندگي نامه و آثار هر نويسنده است و بعد مصاحبه كننده با سوالاتي سعي در بيان موضوعاتي پراكنده در قالبي فشرده در شمايل مصاحبه كرده است و در برخي مواقع اين فضا به سمت هرچه دروني تر شدن سوالات و بازگويي عادت ها و رفتارهاي نويسندگان در حيطه امر نوشتن رفته است.
اما نكته اي كه در مورد اين كتاب بيشتر قابل توجه است تذكرها و تنبه هايي است كه مترجم در مقدمه اش بر مصاحبه ها، در مورد امر ترجمه و نيز بحث آموزش داستان نويسي در قالب ها و كتاب هاي منتشر شده در طي سال هاي گذشته است.
مترجم در بحث ترجمه از تاليفات حوزه ادبيات داستاني مي گويد:
«...اگر منظور از تاليف ارائه دسته بندي نو و يا آوردن بخش عظيمي از متون فني زير چتر چشم انداز و يا انديشه اي تر و تازه باشد تاليفات كنوني -چنان كه پيش از اين گفته ام- جواب گوي چنين نيازي نيست. تاليفات انگشت شمار ما در اين زمينه يا ضعف آشنايي مولف به زبان خارجي و موضوع كارش را برملا مي كنند و يا ضعف تاليف را (و گاهي هم البته هر دو بار!) زير آن كس كه خود زنبور وار شيره گل هاي مباحث ادبي را نچشيده چگونه خواهد توانست داستان نويسان و نقادان را به ضيافت عسل دعوت كند!»
در بخش ديگري از مقدمه مترجم پس از شرح و توضيحي مختصر و كلي در باب كتاب هاي آموزش اصول داستان نويسي مي خوانيم:
«...مي توان گفت كه در اين كتاب به قول هاكسلي داستان را از پشت شيشه نظاره مي كرديم و داستان نويسان مشتاق را بيشتر به وضو عيش، دل خوش مي كرديم. اما در اين كتاب، پرده ها را پس مي زنيم، درها و پنجره ها را مي گشاييم حاجب ها را در پي كاري به بيرون مي فرستيم و پا به درون اتاق رمان نويس مي گذاريم و مي خواهيم در خلوت، رمز و رازهاي كارش را از زبان خودش بشنويم...»
كتاب «از روي دست رمان نويس» را مي توان در واقع يك واكاوي ضد عادت دانست كه از خلال سيرت و منش و عادت و شكل و شمايل ظاهري و افكار باطني نويسندگان به نوعي از انتزاع ها و درك و دريافت هاي شخصي براي خواننده منتهي مي شود كه مي تواند براي او يك تصوير ذهني برگرفته از صورت هاي ظاهري و ايده ها و ديده ها و افكار و منويات و روش ها و شيوه ها و منش هاي نويسندگي آنها بسازد و بفهمد و از آن حظ و بهره جويد و بياموزد.
واقعيت آن است كه هميشه آموختن به اين شيوه و با استفاده از روش هاي ضد عادت، از اثرگذاري بيشتر و بهتر در بيان هنرجويان و علاقه مندان به ادبيات داستاني برخورد دار بوده است. گرچه هرگز نمي توان ارزش و اهميت شيوه هاي كلاسيك و فرمول هاي اصول اساسي و ساختاري داستان نويسي را نديده گرفت و به فراموشي سپرد اما اين ايده ها و روش ها و اصول، بايستي در فضايي جذاب، اصيل، نوآمد، درست و ضد عادت كه قدرت تاثيرگذاري معتنابهي هم داشته باشد مورد توجه و آموزش و فراگيري و گسترش قرار گيرد و اين كتاب، گامي است در اين جهت. تا همان طور كه در توضيح كتاب آمده است.
اين پنج رمان نويس بزرگ دنيا در اين گفت و گو ها با زباني ساده و صميمي، عادات، اسرار و فنون كار خود را با همه علاقه مندان به داستان نويسي در ميان گذاشته اند./انتهاي پيام/