يك ذره بجنبيد آقاي هنرمند!
سريال آشپزباشي همان طور كه توقع مي رفت با ساختار قابل قبولي در حال پخش است.
رواني روايت و جذابيت بازي ها در كنار لوكيشن جالب سريال، قدر و قيمت ممتازي به اين مجموعه بخشيده است.
در حالي كه در معركه سريال هاي دم دستي و سنبل شده موجي از ساده پسندي و عوام گرايي رسانه ملي را در بر گرفت است، اين سريال وجه ديگري از توجه و تدبير و تدقيق را ارائه نموده است.
سريال «آشپزباشي» اما در چگونگي و امتداد داستان گويي اش به نظر مي رسد به نوعي اطناب و تطويل غير لازم و خسته كننده دچار شده است.
اينكه چند قسمت از يك سريال تلويزيوني طي شود و در طول آن اتفاق خاصي نيافتد و صرفاً بر روي يك اتفاق پيشيني مانور داده شود و حول و حوش آن، رفتارها و گفتاهاريي صورت پذيرد، در مقياس سريال تلويزيوني قابل قبول نيست.
«آشپزباشي» بازي هاي خوبي دارد و بيان جذابي را همراه لوكيشن جالبش در يك تدارك نسبتاً استاندارد تلويزيوني به مخاطب تحول مي دهد.
اگر اين همه، در تلفيق با داستان خوب و كشش و اكتيويته داستاني، فضاي مطلوب و جذابي را براي مخاطب فراهم نياورد چه بسا تمام تلاش ها و تداركات تصويري و موقعيت هاي استاندارد بصري فيلم هدر رود.
يكي ديگر از ويژگي هاي قابل توجه «آشپزباشي» علاوه بر بازي هاي خوب و گيرايش، موسيقي جذاب آن است به ويژه در تيتراژ پاياني كه بسيار دلنشين و گويا و جوياي سبك زندگي در تلاطم هاي متنوع آن است.
نهايتاً در برآيندي كه از اين فرآيند پر فراز و نشيب حاصل مي شود يك آرامش و خلسه انساني است كه برگرفته از روح طبيعت و جان آدمي است.
سريال محمدر ضا هنرمند در ميان خيل سريال هاي نازل و سطحي تلويزيون و ساير برنامه هاي سنبل شده و چندش آور رسانه فراگير، كار ارجمند و قابل دفاعي است.
اين مجموعه باز هم توانسته سبك ملودرام سازي سريالي را در رسانه به استانداردهاي متوقع در تربيت ذهني درست، نزديك كند./انتهاي پيام/