«شهادت آرزوي تو، كار خبر بهانه بود»
حسين بزرگي (حامد)، يكي از كارمندان ستادكل نيروهاي مسلح قطعه شعري به مناسبت سالروز شهادت صارمي و روز خبرنگار با نام «كار خبر بهانه بود» را در مرداد ماه 86 سروده است، كه متن آن به اين شرح است:
حماسه حضور تو، به صحنه هاي عاشقي؛
چو كوه جلوه مي كند، به پهنه هاي عاشقي
براي وصف حال تو، قلم فقير و ناتوان؛
تو روح استقامتي، سنگ صبور مهربان
به عرصه پرخطر، هميشه حي و حاضري؛
شريك شادي و غمي، تو كم نظير و نادري
تو هم نفس، تو همقدم، تو همرهي و همدلي؛
تو پيشگام و پيشرو، در انعكاس مشكلي
در دل خلايق از، زبان تو بيان شود؛
آينهاي و رنجشان، به چهرهات عيان شود
غمخور خستگان تويي، به گاه سيل و زلزله؛
ز جان دعايشان كني، تو در نماز و نافله
قلم بدست پاك تو، رهي براي خدمتت؛
خدمت عاشقانه هم، نشانه محبتت
تو سرپل محبتي، در دل دل شكستگان؛
كه بارها گذشتهاي، براي مردمان ز جان
ز بوسني غم زده تا، عراق و افغان غريب؛
ز قدس و لبنان كه بود، مهد دليران ز جان
به هر كجاي اين جهان، كه ظلم جلوه گر شود؛
تلاش توست تا ستم، ضعيف و بي اثر شود
تعالي رشادتت، به جبههها عيان شده؛
شجاعتت زبانزد، تمام دشمنان شده
گهي ميان سنگر و، گهي به اوج قلهها؛
گهي درون حور و شط، گهي به عمق درهها
در همه جاي جبههها، حضورت عاشقانه بود؛
شهادت آرزوي تو، كار خبر بهانه بود
دوش به دوش عاشقان، پاي به پاي لالهها؛
از همه فرشيان جدا، به سوي عرشيان رها
از آن زمان كه جان من، جدا ز خاكيان شدي؛
به لطف و عزت خدا، عزيز آسمان شدي
شدي به عرصه خطر، مصور دلاوران؛
قلم به دست و جان بكف، ظفرنگار بيدلان
چه رودها ز خونتان، به عرصه ها روان شده؛
چه لاله ها كه از شما، فداي باغبان شده
هنوز هم صدايتان، به گوش جان صدا كند؛
دلم به ياد شورتان، هواي كربلا كند
ز ياد من نمي رود، صلابت چون كوهتان؛
شكوه، سنگ ريزهاي، ز اعتلاي روحتان
عكس و خبرهاي ظفر، صداي ماندرگارتان؛
نابي اعتقادتان، پاكي چشمهسارتان
صورت رساي رهبر و، سوز غريب مرتضي؛
كشته كينه صارمي، غريب شهر بي وفا
اميرعشق واعظي، غياثوند و احمدي؛
جوزي و خيرخواه گل، طاوس باغ سرمدي
افشار شيرين سخن و شاهچراغي دلير؛
محمود ايل بيگي و خدادادي كم نظير
گودرزي و شفايي و، نوري پاك و بي ريا؛
سعيدي تلاشگر، شقايق باغ ولا
اين همه لاله قطعهاي، ز گلستان باغتان؛
چراغ عشق روشن از، روشني چراغتان
خبرنگار قهرمان، بيا كه جاودان شويم؛
سرود عشق خوانده و همره شاهدان شويم
كاش دل تو، دل من، همره راهشان شود؛
نرگس مست بيند و مست نگاهشان شود.