
کد خبر:۷۹۳۴۱۸
گزارش اکران مستند «نانگزیدهها» |
اتحاد کارگران و خبرنگاران برای حفظ هپکو / صدام نتوانست هپکو را تعطیل کند اما مدیران بیکفایت توانستند!
عصر دوشنبه، اول مهرماه، مستند نانگزیدهها در مجتمع فرهنگی ۱۳ آبان برگزار شد. در این نشست، خبرنگاران و فعالان رسانهای به همراه کارگران و کارشناسان، وضعیت کارخانه هپکو اراک را بررسی کرده و برای احقاق حقوق کارگران و حفظ کارخانه، پیشنهاداتی ارائه شد.
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- محدثه لک؛ وارد سالن که میشوم در اولین نگاه پلاکاردی بزرگ توجهم را جلب میکند: «هپکو تنها نیست!»
در دلم از اینکه ترند فضای مجازی که ضدانقلاب تلاش میکردند داعیهدارش باشند، در عمل و واقعیت به دست جوانان انقلابی افتاده است احساس شعف میکنم. اکثر چهرههای حاضر در سالن جواناند. مادری جوان با فرزند چندماهه در آغوشش، انتهای سالن نشسته است و هرازگاهی برای آرامکردن گریههای کودک قدم میزند.
چراغهای سالن خاموش میشوند و اکران مستند «نان گزیدهها» آغاز میشود، در فکر مستند «خان گزیدهها»ی شهید آوینی از فساد خانهای دوران پهلوی هستم که اولین قاب مستند از کارگری که در ایستگاه راهآهن روی ریل نشسته است، آغاز میشود. حدس میزنم همانجایی باشد که کارگران هپکو در تجمعاتشان ریل راهآهن را بستند.
راوی مستند، محمد قهیهای، از کارگران هپکو است که در اعتراضات هفته گذشته دستگیرشده و اکنون در بازداشت است. محمد میگوید: «همهی این مسئولان که وظیفه رسیدگی به هپکو را دارند ادعای انقلابیگری میکنند درحالیکه این کارها و بیتوجهیشان عین ضدانقلاببودن است! مقابل رهبری یادداشت برمیدارند که ببینند آقا چه میگوید تا عکس آن عمل کنند!»
کارگران که چندین ماه پیاپی حقوقی دریافت نکردهاند پشت درهای بسته استانداری دردها و رنجهایشان را فریاد میزنند که شاید به گوش استاندار برسد. از زندگیهای ازهمپاشیده شده کارگران میگویند و با شعارهایشان یادآور میشوند که ضدانقلاب نیستند: «ما بچههای جنگیم، بجنگ تا بجنگیم»
صدای خندهی حضار لحظاتی بلند میشود و یکی از آنها دست میزند. دیگران پی آن را نمیگیرند گویا ترجیح میدهند جلسه رسمیتر پیش برود.
ماجرا پیش میرود تا به اعتراضات کارگران مقابل استانداری مرکزی میرسد. کارگران که چندین ماه پیاپی حقوقی دریافت نکردهاند پشت درهای بسته استانداری دردها و رنجهایشان را فریاد میزنند که شاید به گوش استاندار برسد. از زندگیهای ازهمپاشیده شده کارگران میگویند و با شعارهایشان یادآور میشوند که ضدانقلاب نیستند: «ما بچههای جنگیم، بجنگ تا بجنگیم».
قاب پایانی مستند هم کارگری است که در راهآهن، قطاری بیتفاوت از کنارش عبور میکند.
با روشن شدن چراغها همهمهها آغاز میشود.
کارگری با عصا وارد سالن میشود، گویا از ناحیه کمر آسیبدیده است. نامش سید امیر میرناصری است و از فعالان کارگری و نماینده کارگران هپکو. میهمانان دیگر برنامه، سیدپویان حسینپور، از فعالان رسانهای و وحید ایمانی، مسئول روابط عمومی ستاد احیای امربهمعروف و نهیازمنکر، که در ردیف اول سالن نشستهاند به احترامش بلند میشوند، از صمیمیت میانشان مشخص است همدیگر را کامل میشناسند.
ببینید:
روایتی بهتآور از واگذاری کارخانه هپکو و خصوصیسازی رانتی
دعوای هپکو، دعوای درون گفتمانی است
مهدی مطهر، تهیهکننده مستند، روی سن میرود و از سختیها و تردیدهایش برای ساخت چنین مستندهایی میگوید.
برخی راجع به وضعیت هپکوی پیش از انقلاب رؤیاپردازی و آن را با تعطیلی هپکو پس از انقلاب مقایسه میکنند؛ درحالیکه دوران شکوفایی هپکو در سالهای میانی دهه ۶۰ و در دفاع مقدس رخداده است
مطهر از برخی رسانههای معاند و ضدانقلاب و برخی جریانات داخلی در انعکاس قضایای هپکو گلایه میکند و میگوید: «خیلی از جراید و رسانهها اعتراضات کارگران هپکو را طوری نشان دادند که بگویند اینها اصل نظام را هدف قراردادند و همین باعث شد اعتراضات بهحق کارگران هپکو در برخورد امنیتی هضم شود.»
تهیهکننده جوان از صنفی بودن این اعتراضات میگوید و معتقد است برخی راجع به وضعیت هپکوی پیش از انقلاب رؤیاپردازی و آن را با تعطیلی هپکو پس از انقلاب مقایسه میکنند؛ درحالیکه دوران شکوفایی هپکو در سالهای میانی دهه ۶۰ و در دفاع مقدس رخداده است.
پسازآن مطهر صدایش را رساتر میکند: «دعوای ما دعوای درون گفتمانی است و بهپیش از انقلاب ربطی ندارد! سؤال ما این است: هپکویی که سالهای دفاع مقدس به دادِ جنگ رسیده است چه میشود که بعد از گذراندن این سالها از پرداخت معوقات کارگرانش عاجز است!»
مهدی مطهر درنهایت از فعالان رسانهای و دانشجویان میخواهد که نگذارند برای هپکو مقصرتراشی شود و پروندهاش را ببندند.
صحبتهای مطهر با تشویق حضار به پایان میرسد.
بیشتر بخوانید:
گرفتاری چندساله هپکو در سوءمدیریت سازمان خصوصیسازی / چه کسی پاسخگوی اتلاف سرمایه است؟
میزگرد دانشجو با کارگران هپکو | کارگران سرگذشت غول ماشینسازی خاورمیانه را بازگو میکنند
سعید صیافی: علاوه بر صدایمان، حرفهایمان هم شنیده شود
وقتی حسین پور اطلاع میدهد صیافی تحت تعقیب است تشویق حضار بلندتر میشود و لا به لای تشویق میتوان صدای خنده هایشان را هم شنید
یکی از کارگران حاضر در سالن به نام سعید صیافی پشت تریبون قرار میگیرد. صیافی بابت اعتراضات کارگران در هفته گذشته، درحال حاضر تحت تعقیب است. وقتی حسینپور اطلاع میدهد صیافی تحت تعقیب است تشویق حضار بلندتر میشود و لابهلای تشویق میتوان صدای خنده هایشان را هم شنید
کارگر جوان تحت تعقیب، ابتدا از دانشجویان و تشکلها و رسانههایی که از اعتراضات به حق کارگران حمایت کردند، تشکر میکند و میگوید: «برای نجات هپکو که یک برند ملی است نه فقط به عزم پرسنلِ هپکو بلکه به عزم ملی نیاز است.»
صیافی به بستن ریل راه آهن در تجمعات کارگران نیز گریزی میزند و میگوید: «بابت این اتفاق از مردم عذرخواهی میکنیم، اما ما برای شنیدهشدن صدایمان دیگر هیچ راهی نداشتیم! بستن ریل اشتباه بود، اما آخرین راهی بود که صدای کارگران به کل ایران برسد.»

او به تمایل برخی جریانات برای معرفی کارگران معترض به ضدانقلاب بودن و ارتباط آنها با شبکههای معاند اشاره میکند و میگوید: «برخی ادعا میکنند ما از ضدانقلاب خط میگیریم. خیر! خط ما خط شهید همت و باکری است. خط ما خط ظلم ستیزی است. چه ظلمی بالاتر از آن که عدهای ویژه خوار کل هپکو با آن عظمت را ده میلیون تومان بفروشند!»
خط ما خط شهید همت و باکری است. خط ما خط ظلم ستیزی است. چه ظلمی بالاتر از آن که عدهای ویژه خوار کل هپکو با آن عظمت را ده میلیون تومان بفروشند
کارگر جوان در نهایت از امیدش به ریاست قوه قضاییه برای ورود به مسئله هپکو میگوید و از این که به گفته رئیس قوه قضاییه صدایشان شنیده شده است اظهار خوشحالی میکند و میخواهد که علاوه برصدایشان، حرفهایشان نیز شنیده شود.
صیافی اشاره میکند که در اعتراضات هفته گذشته ۳۰ نفر از کارگران دستگیر شدند و درحال حاضر ۶ نفر هنوز در بازداشت به سر میبرند و ۸ نفر دیگر تحت تعقیب هستند. این کارگر جوان که خود در لیست ۸ نفر قرار دارد از رسانههای انقلابی میخواهد به موضوع کارگران بازداشتشده که خانوادههایشان چشم به راهند پرداخته شود و اجازه ندهند پرونده سازی برایشان اتفاق بیفتد.
جریان انقلابی در کنار کارگران حضور دارد
صحبتهای صیافی، شور خاصی به جلسه داده است. در ادامه سیدپویان حسینپور به موضوع چرایی ورود به مسئله هپکو میپردازد. حسینپور میگوید: «باید پیام کارگران هپکو و جامعه کارگری به همه دنیا مخابره شود و همه ببینند که جریان انقلابی در کنار کارگران حضور دارد و فقط به دنبال دغدغههای انتزاعی نیست.» حسینپور سخنانش را اینگونه به پایان میرساند: «هپکو تنها کارخانهای نیست که با روند غلط خصوصیسازی به این روز دچار شده است و تعداد زیادی از کارخانههای کشور مانند نیشکر هفت تپه خوزستان نیز به این درد دچارند.»
از احمدی نژاد تا زنگنه
پس از صحبتهای حسین پور، وحید ایمانی اشاره میکند که جریان خصوصی سازی از دولت نهم آغاز شده است و به بررسی برخی فسادهای شکل گرفته در قضایای هپکو میپردازد. ایمانی میگوید: «طبق شواهد و قرائن آقای زنگنه برای مدتی که بهعنوان رئیس هیئت مدیره بوده مبالغ نجومی به عنوان حقوق دریافت کرده است»
ایمانی از فعالان رسانهای و تشکلها میخواهد که در مطالبه گریها به هپکو و حقوق کارگران بسنده نشود، بلکه به ریشهیابی این فساد و مطالبهگری هدفمند بپردازند که قضایایی مانند هپکو دیگر تکرار نشود.

هپکو پیش از انقلاب واردکننده ماشین آلات بوده است
در سالهای ۷۹ الی ۸۰ هپکو به ظرفیتی میرسد که خودش ماشین آلات را طراحی و تولید میکند و با مهمترین برندهای سازنده ماشینآلات راهسازی دنیا، مثل کاترپیلار (Caterpillar)، وارد رقابت میشود
سید امیر میرناصری، نماینده کارگران هپکو سخنانش را اینطور آغاز میکند: «رهبری که در همهجا مظلوم واقع شدهاند در قضیه اصل ۴۴ هم مظلومند. من خیلی شنیدهام که میگویند ایشان از اصل ۴۴ حمایت میکنند و این اتفاقات هم نتایج اصل ۴۴ است. اما درحقیقت اگر اصل ۴۴ را درست مطالعه کنیم میبینیم قانون درست نوشته شده، ولی درست اجرا نشده است! به عنوان مثال این اصل برای داراییها و شرکتهای کم بازده است نه شرکتهای سوددهی مانند هپکو!»
میرناصری در ادامه به تاریخچه، ظرفیتها و افتخارات این شرکت میپردازد و شرح میدهد که هپکو قبل از انقلاب فقط کارخانه واردکننده و سپس مونتاژکننده ماشین آلات بوده است، اما پس از انقلاب در سالهای ۷۹ الی ۸۰ به ظرفیتی میرسد که خودش ماشین آلات را طراحی و تولید میکند و با مهمترین برندهای سازنده ماشینآلات راهسازی دنیا، مثل کاترپیلار (Caterpillar)، وارد رقابت میشود.
میرناصری در ادامه به تاریخچه، ظرفیتها و افتخارات این شرکت میپردازد و شرح میدهد که هپکو قبل از انقلاب فقط کارخانه واردکننده و سپس مونتاژکننده ماشین آلات بوده است، اما پس از انقلاب در سالهای ۷۹ الی ۸۰ به ظرفیتی میرسد که خودش ماشین آلات را طراحی و تولید میکند و با مهمترین برندهای سازنده ماشینآلات راهسازی دنیا، مثل کاترپیلار (Caterpillar)، وارد رقابت میشود.
نقش ماشین آلات هپکو در دفاع مقدس
ایمانی کنایه میزند که: «با این حال صدام نتوانست هپکو را تعطیل کند...» و صدای خنده حضار که جمله بعدی را حدس میزنند بلند میشو
میرناصری میگوید: «هپکو در سالهای دفاع مقدس که ایران را از واردکردن ماشینآلات جنگی و حتی سیم خاردار تحریم کردند، سه پروژه را به سرانجام رساند: تولید اولین بیلهای زنجیرهای زرهای، طراحی و ساخت اولین بولدوزر عملیاتی دنیا و تولید خودروی مینکوب. این سه پروژه موجب کاهش تلفات جانی رزمندگان شد و همین اتفاق موجب شد صدام سه بار کارخانهی هپکو را بمباران کند!»
ایمانی کنایه میزند که: «با این حال صدام نتوانست هپکو را تعطیل کند...» و صدای خنده حضار که جمله بعدی را حدس میزنند بلند میشود، خندهای که شیرین نیست!

پروژهی بین المللی CERN در هپکو
سید امیر میرناصری یکی از حساسترین پروژههای هپکو را توضیح میدهد.CERN یک پروژهی هستهای و بینالمللی در دنیا بود که در ایران بخشی از این پروژه به هپکو واگذار میشود و باوجود اینکه تصور نمیشد یک شرکت ایرانی از پس آن بربیاید، با موفقیت به اتمام میرسد. نماینده علمی ایران در این پروژه شهید مسعود علیمحمدی بودهاند و گمانهای وجود دارد که شناسایی شهید علیمحمدی که منجر به شهادتشان شد نیز از همین پروژه و اطلاعاتی که نماینده رژیم صهیونیستی میدهد است.
لحن میرناصری تغییر میکند و با افتخار همراه با عصبانیت میگوید: «افراد سودجو که کارخانه را به این روز انداختند قصد فروش این تجهیزات را هم داشتند که کارگران و پرسنل مانع این اتفاق شدند!»
لحن میرناصری تغییر میکند و با افتخار همراه با عصبانیت میگوید: «افراد سودجو که کارخانه را به این روز انداختند قصد فروش این تجهیزات را هم داشتند که کارگران و پرسنل مانع این اتفاق شدند!»
قانوندانهای قانونشکن
هپکو زمانی به بخش خصوصی واگذار شد که بهترین سال تولید خود را پشت سر گذاشته بود
میرناصری نحوه واگذاری شرکت و تخلفات صورت گرفته را روایت میکند: «هپکو در ۲۸ اسفند ۸۵ به علیاصغر عطاریان، مدیرعامل شرکت واگنسازی کوثر اصفهان واگذار شد. فقط با رانت ممکن است هپکو با آن عظمت به شخصی که درحد و اندازهی نمایندگی شرکت است واگذار شود!
هپکو در زمان واگذاری به بخش خصوصی در سال ۸۵، سالانه ۲۰ میلیارد سود خالص به دولت پرداخت میکرد؛ فروش سالانه اش بیش از ۲۱۸۵ دستگاه بود و نیروی انسانی ۲۰۰۰ نفری را مدیریت میکرد، پس چرا این شرکت به بخش خصوصی واگذار میشود؟»
سیدامیر میرناصری، به اصل ۴۴ قانون اساسی اشاره میکند که بر اساس آن، شرکتهایی باید به بخش خصوصی واگذار شوند که در تولید مشکلاتی دارند. در واقع براساس این اصل و بیانات رهبر انقلاب، شرکتهای سودده و مادرتخصصی نباید به بخش خصوصی واگذار شوند و هپکو زمانی به بخش خصوصی واگذار شد که بهترین سال تولید خود را پشت سر گذاشته بود.
بیژن زنگنه در لیست هیئت مدیره شرکتهای متعلق به عطاریان
میرناصری با حرارت بیشتری ادامه میدهد: «براساس اسناد موجود، ۶۰ درصد از سهام هپکو به قیمت ۷۰ میلیارد تومان با شرایط: ۲۵ درصد نقد و باقی آن با اقساط پنج ساله، به عطاریان فروخته شد، این اقساط تا امروز پرداخت نشده است.»
طبق اسناد مطرح شده، عطاریان همان ۲۵ درصد نقد را هم از سود بانکی وامی که با سند هپکو گرفته، پرداخت کرده است!
او در حال حاضر بیش از ۱۷ شرکت دارد، شرکتهایی که در لیست هیئت مدیرهشان اسامی افرادی مانند بیژن زنگنه، معاون وزارت جهاد و معاون وزارت نفت به چشم میخورد.
میرناصری میگوید: «رفتوآمد ویژه خواران در شرکت، تولید شرکتهای اقماری زیانده و ریخت و پاش مدیران اولین گامها برای ورشکستگی هپکو بوده است که همین موضوع موجب فروش اراضی هپکو و تغییر کاربری آن میشود.»
ایمانی سرش را به نشانه تاسف تکان میدهد و میگوید: هرکجای دنیا این اتفاق را تعریف کنیم حتما از ما تست الکل میگیرند!
میرناصری ادامه میدهد: «در سال ۸۸ از سوی سازمان خصوصی سازی، برای دریافت اقساط سراغ عطاریان را گرفتند. آن زمان سهام دار هپکو به دلیل عدم پرداخت تعهدات خود محکوم میشود. وی تقاضای مهلت میکند و این مهلت را تا سال ۹۱ تمدید میکند. در سال ۹۱ در حالیکه سازمان خصوصی دیگر حاضر نیست به عطاریان مهلتی برای ادامه حضور در هپکو بدهد، وی بدون مجوز سازمان خصوصی سازی، ۱۰۰ میلیارد تومان وام دیگر به نام هپکو میگیرد. دولت هپکو را از عطاریان میگیرد و به عنوان رد دیون به بنیاد تعاون وزارت دفاع واگذار میکند؛ اما حضور این بنیاد در هپکو دوامی ندارد. در زمانی که دولت روحانی وارد عرصه مدیریت دولتی میشود و بیژن زنگنه که یک سالی رئیس هیات مدیره هپکو بوده، وزیر نفت میشود! به همین منوال تا سال ۹۵ عطاریان سهامدار شرکت میماند و سند کارخانه به نامش است.»
حقوق عقب مانده کارگران یا لکسوس مدیرعامل؟
میرناصری از واگذاری دوم شرکت به عنوان فاجعهای بزرگتر نام میبرد و میگوید: این واگذاری فقط با ده میلیون تومان صورت میگیرد! زمانی که کارگران شرکت چندین ماه حقوق نگرفته بودند، یک میلیارد و نهصد میلیون تومان پول به حساب مدیرعامل شرکت واریز شد و در آن شرایط، مدیرعامل برای خودش لکسوس خرید!
عدهای تمایل دارند از کارگران دستگیر شده، اسماعیل بخشی بسازند!
با تذکراتی که درباره کمبود وقت داده میشود میرناصری صحبتهایش را سریعتر ادا میکند و در نهایت این گونه جمعبندی میکند که: در اعتراضات کارگران و دستگیری آنها جای شاکی و متهم عوض شد، اعتراضات ما اعتراضاتی صنفی در جهت احقاق حق و حفظ هپکو بوده است. عدهای تمایل دارند از کارگران بازداشت شده ما امثال «اسماعیل بخشی» درآورند! حتی همان روزهای اول تماس گرفتند و قول حمایت از اعتراضات را دادند و شماره کارت خواستند. خب نمیتوانند، چون ما مثل بخشیها نبودیم! ما فقط میخواهیم برای هپکو درست تعیین تکلیف شود.»
برنامه به اتمام میرسد و حضار صلواتی میفرستند. در دلم این جمله را تحسین میکنم: ما مثل اسماعیل بخشیها نیستیم!
تعدادی از خبرنگاران دور کارگران حلقه میزنند. نگاهم به پلاکارد روی میز میافتد: «هپکو تنها نیست».
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.