و به راستي «كارناوال مرگ»!
آخرین اخبار:
کد خبر:۸۷۲۴۴
نگاهي به «كارناوال مرگ» ساخته حبيب الله كاسه ساز

و به راستي «كارناوال مرگ»!

«كارناوال مرگ» به جهت ساختاري چندان قابل بحث نيست و از جهت داستاني و مضموني هم غير قابل دفاع، ميزانس هاي نپخته و دم دستي و به عبارت رساتر سطحي گرايي و ساده پسندي و باسمه اي كاري در حد اعلا و در تمام زمينه ها!

شايد اگر بنا باشد يكي از شاخص ترين آثار سينماي روز ايران را كه به نوعي نماد و نمود واقعي وضعيت حاكم بر اين سينماي رنجور و سخيف است، نام ببريم به فيلمي مثل «كارناوال مرگ» مي رسيم.

وقتي اين فيلم را با كمي دقت -چون اساساً به دقت زيادي نياز ندارد – مشاهده مي كنيم، سئوالي كه در ذهنمان طرح مي شود اين است كه واقعاً چرا چنين فيلمي ساخته مي شود و چگونه؟ سلسله مراتبي كه به توليد اثري در حد و اندازه «كارناوال مرگ» منجر مي شود، چيست و از كجا و چه فكري نشات مي گيرد؟ فيلمي كه تا نيمه توسط كس ديگري كارگرداني شده و در ادامه توسط تهيه كننده پيش مي رود و سر هم مي شود و بالاخره به يك جمع بندي مي رسد.

«كارناوال مرگ» به جهت ساختاري چندان قابل بحث نيست و از جهت داستاني و مضموني هم غير قابل دفاع، ميزانس هاي نپخته و دم دستي و به عبارت رساتر سطحي گرايي و ساده پسندي و باسمه اي كاري در حد اعلا و در تمام زمينه ها!

فيلم هيچ نكته حائز اهميتي ندارد و در ساخت و پرداخت، آنچنان بي رمق و سست و بي جذابيت است كه ابداً نمي تواند مخاطب را با خود – حتي – همراه كند چه رسد به آنكه براي او جذاب باشد يا چيزي به همراه داشته باشد.

داستان دمده و پاره پاره و بي ربطي كه به زور و ضرب، سر هم شده است و مجموعه تصاويري كه نام «فيلم سينمايي» را با جسارت هرچه تمامتر بر خود گذاشته و به حكم «خودگويي و خودخندي» خودش، خودش را سينما مي داند و هنر و داستان  و ... اما نكته ساده و روشن و البته تاسف آور اين است كه اين فيلم هيچ كدام از اينها نيست.

چيزي به عنوان شخصيت پردازي در اين فيلم وجود ندارد و چيزي شبيه بازيگري يا اصول درست ميزانسن دهي به چشم نمي آيد و نه حسي زيبايي شناسانه در آن هست يا لحظه اي كه انسان را بگيرد و يا ديالوگي كه ذهن مخاطب را قلقلك دهد. اين فيلم به معناي تام و تمام كلمه «بساز و بنداز»ي است و ساخته اند كه ساخته باشند و اكران كنند و درآمدي نصيبشان شود.

نكته اي كه در اينجا مي شود به آن اشاره كرد، مخاطبي است كه از همه جا بي خبر، احتمالاً براي لذت بردن از ديدن يك فيلم سينمايي، در سالن حضور مي يابد و در كور سوي وضعيت كنوني سينماي ايران، هرچه مي نگرد چيزي جز سنبل كاري در اين فيلم – و امثال و اقرانش – نمي بيند.

و در اينجاست كه اين سرخوردگي و افسردگي ناشي از روبرو شدن با يك اثر نازل متنزل كار را به جايي مي رساند كه اساساً تصويري كه با يادآوري سينماي ايران در ذهن فرد نقش مي بندد چيزي جز تاريكي و ملال و عصبيت و زشتي نباشد.

«كارناوال مرگ» به نوعي كارناوال مرگ سينماي اصيل و جذاب و ارزشمند در كشور ماست. مرگ موجودي كه در سنگلاخ راه هاي رفته و نرفته و در غرقاب تمام آن شرايط و ويژگي هاي خواسته و ناخواسته كه برايش پيش آمده، دست و پا مي زند و رو به زوال مي رود.

اين حجم از سرمايه و وقت و انرژي و حيثيت عنوان «سينماي ايران» كه براي چيزهاي چندش آوري از قبيل «كارناوال مرگ» تلف شده و مي شود، اگر در يك راه درست و اصولي هزينه مي شد، قطعاً تا كنون نتايج خوبي براي جامعه و خاصه هنر سينما و مخاطبانش به همراه مي آورد.

«كارناوال مرگ»! چه اسم با مسمايي!

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار