کد خبر:۸۹۱۰۴
دلم گرفت سلام اي بزرگ منبرها...
دلم گرفت، سلام اي بزرگ منبرها آهاي «اكبر ناظم» آهاي «آذرها»
پريدهام! چقدر تن به اعتراف نداد؟ چه خوب شد به خدا عمرتان كفاف نداد
دلم گرفت، سلام اي بزرگ منبرها
آهاي «اكبر ناظم» آهاي «آذرها»
پريدهام! چقدر تن به اعتراف نداد؟
چه خوب شد به خدا عمرتان كفاف نداد
شما كجا و تماشاي اين زراندوزي
بيان مرثيه با سبكهاي امروزي
شكست حرمت هيئت بهانه راه افتاد
زبان نوحه به سبك ترانه راه افتاد
سر دو راهي اين عقل و نفس وامانديم
به صرف اينكه جديد است هر چه را خوانديم
حسين سين، علي را عله عله گفتيم
نخوانده مرثيه از مبلغ سله گفتيم
مدام صحبت مستي و جام مي كرديم
براي روضه جسورانه نرخ طي كرديم
چه قدر كوشش شهرت؟ كجاست جوششها
عوض شده است نه خواندن، كه نوع پوششها
خدا كند كه نميريم ما بدين احوال
اگر كه فاصله شاكي شود زبانم لال....
و تا كه بسته زبانهاي اعترافي را
مگر به خواب ببينيم سوز «كافي» را./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰