
کد خبر:۹۰۸۲۶۸
گزارش|
کشتار دانشجویان و اساتید در کدام برهههای تاریخی انقلاب رخ داد؟ / از آغاز حرکت شهید دیالمه تا تحصن در دانشگاه تهران
در دوران نهضت انقلاب اسلامی، دانشجویان و اساتید دانشگاهها قشری فعال در عرصه مبارزات سیاسی بودند و در روزهای اوج انقلاب تا ۲۲ بهمن ۵۷ و محو کامل طاغوت دست از مبارزه نکشیدند.
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، آخرین روزهای سرد و زمستانی چهل و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را درحالی پشت سر میگذاریم که مقابله با استکبار جزئی از وجود ما و تلاش برای ایستادگی در برابر تحریم و جور دشمنان شرط اصلی زندگی اجتماعی ملت ما شده است. مردمی که بیش از۴۰ سال قبل همین روزها با دستان خالی اما ایمان و اعتقاد تا پای جان برای ارزشها و آرمانهایشان جنگیدند تا دست جورِبیگانه را از وطن کوتاه و انقلاب را به ثمر بنشانند.
انقلابی که ثمره مشارکت همه اقشار و گروههای جامعه است از خرداد سال ۱۳۴۲ و حتی پیش از آن، تا بهمن ۱۳۵۷ را با خود به همراه داشت به همین دلیل نمیتوان از تأثیر گروههای مختلف در پیروزی انقلاب سخن به میان نیاورد؛ چرا که فضای حاکم بر جامعه، در دوران انقلاب و پس از آن، به گونهای بوده که امکان بی تفاوتی و عدم حضور در برهههای سرنوشت ساز برای افراد جامعه وجود نداشته، بلکه آنان را به مشارکت فعالانه در همه عرصهها ترغیب میکرد.
در میان این اقشار و گروههای جامعه، نقش برخی گروهها به لحاظ ویژگیهای موقعیتی و فضای خاصی که در آن قرار داشتند، بارزتر و روشنتر از سایرین است. دانشجویان و اساتید دانشگاهها را میتوان از جمله گروههایی دانست که به دلیل آشنایی و آگاهی بیشتر از جریانات سیاسی ـ اجتماعی، حضور آنان در تمامی صحنههای انقلاب کاملا ملموس، محسوس و پررنگ است.
کشتار دانشجویان توسط شاه در کدام برهههای تاریخی رخ داد؟ / اتفاقات ۱۶ آذر دانشگاه تهران
فعالیت مبارزاتی دانشجویان در مقابل با رژیم طاغوت قدمت دیرینهای دارد و فقط منتهی به سالهای نزدیک به پیروزی انقلاب نیست، اولین اقدام دانشجویان که در تاریخ کشور به یادگار ماند واقعه ۱۶ آذر ۴۲ بود که با جنایت حکومت پهلوی همراه بود. ۱۶آذر ۱۳۳۲ یکی از مهمترین جنایات رژیم پهلوی در دانشگاه تهران اتفاق افتاد. کمتر از ۴ماه پس از کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق در ۲۸مرداد آن سال، اعتراض دانشجویان بهخاطر برقراری دوباره رابطه سیاسی ایران با انگلیس و سفر نیکسون، معاون رییسجمهوری وقت آمریکا به تهران با شهادت ۳دانشجو همراه میشود.
روایت حادثه این گونه است که صبح روز ۱۶ آذر درحالی آغاز شد که نیروهای گارد نظامی دور تا دور دانشگاه را احاطه کرده بودند. خبر ورود نیکسون به دانشگاه در روز هفدهم آذرماه، فضا را ملتهب کرده بود. دانشجویان که از روز قبل شاهد درگیری زیادی بودند، آهسته و بی سر و صدا به کلاسهای خود رفتند؛ اما سربازان، برخی دانشجویان و اساتید را از همان ابتدای کار دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار دادند.
رئیس وقت دانشگاه تهران "علی اکبر سیاسی"، درباره آن روز خونین میگوید: «روز ۱۶ آذر هنگامی که آنها (نظامیان) از جلو دانشکده فنی میگذشتند، چند دانشجو آنها را مسخره میکنند و گویا کلمات زنندهای بر زبان میرانند و به سرعت وارد دانشکده (فنی) میشوند. سربازان آنها را دنبال میکنند.»
سربازان به کلاس استاد شمس در دانشکده فنی میروند و با زور و شکنجه وی خواهان معرفی دو دانشجوی مذکور میشوند؛ اما به نتیجه نمیرسند. همین هنگام مدیریت دانشگاه تصمیم میگیرد هرچه سریعتر دانشگاه را تعطیل کند تا به دانشجویان آسیبی نرسد. جمعیت وارد لابی و راهروهای دانشکده میشود و درگیری بین دانشجویان و سربازان بالا میگیرد. در همین تعقیب و گریز سه دانشجو را مثل برگ خزان گلوله باران و شهید میکنند.
دکتر مصطفی چمران، که از شاهدان واقعه ۱۶ آذر ۳۲ است میگوید: «روز ۱۵ آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور میرسد که باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون صداها خفه گردد و جنبندهای نجبند».حمله چتربازان به دانشگاه تهران در سال ۴۰
حمله چتربازان و کماندوها به دانشگاه تهران در اول بهمن ۱۳۴۰ از دیگر جنایات رژیم پهلوی در دانشگاهها است. در این روز به دنبال اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به تعطیلی مجلس شورای ملی، چتربازان و کماندوهای رژیم پهلوی تحت فرماندهی سروان منوچهر خسروداد با دستور مستقیم شاه به دانشگاه تهران یورش برد و صدها تن از دانشجویان و اساتید را مورد ضرب و شتم قرار داده، مصدوم و مجروح ساختند و بسیاری از وسایل آموزشی و آزمایشگاهی و کتب و منابع مطالعاتی را نابود ساختند. گفته میشد حدود ۶۰۰ تن از آسیبدیدگان راهی بیمارستان شدند.
احمد فرهاد، رئیس وقت دانشگاه تهران، به دنبال حمله به دانشگاه ضمن نامهای خطاب به علی امینی، نخست وزیر وقت، به این حمله شدیداً اعتراض کرد و بلافاصله از مقام خود استعفا داد. در بخشی از این نامه آمده است: «پس از حمله به دانشگاه، سربازان و چتربازان بدون فرق و تفاوت، یکسان به دانشجویان پسر و دختر حمله کردند، دانشجویان بسیاری را به قصد کشت مضروب نمودند. من هیچگاه ندیده و نشنیدهام تا این حد بی رحمی، سادیسم، خشونت و خرابکاری از ناحیه قوای دولتی اعمال شود. بعضی از دختران را سربازان در تالارهای درس دانشگاه ازاله بکارت کردند».
در ادامه این نامه با اشاره به «خرابکاری سربازان» در دانشگاه آمده است: «هنگام سرکشی در بناهای دانشگاه صحنهای نظیر هجوم قشون وحشی به خاک دشمن را در برابر چشمانمان مجسم ساخت. کتابها پاره پاره شده بودند، نیمکتهای درس شکسته شده بودند، ماشینهای تحریر شکسته و خرد شده بودند، تجهیزات آزمایشگاه یا خراب و غیرقابل استفاده شده بودند و یا به سرقت رفته بودند. حتی بیمارستان دانشگاه از خرابکاری سربازان در امان نمانده بود و عده زیادی از سرپرستاران و بیماران یا مضروب شده بودند و یا مجروح.» رئیس دانشگاه تهران در ادامه با محکوم کردن این عمل وحشیانه و جنائی ادامه میدهد: «تمام روسای دانشکدهها و نیز خود من استعفای خود را به شما ابلاغ میکنم و این استعفانامهها مادام که مسئولین این وحشیگریهای حیوانی مجازات نشوند، معتبر خواهد بود.»
احمد فرهاد، رئیس وقت دانشگاه تهران، به دنبال حمله به دانشگاه ضمن نامهای خطاب به علی امینی، نخست وزیر وقت، به این حمله شدیداً اعتراض کرد و بلافاصله از مقام خود استعفا داد. در بخشی از این نامه آمده است: «پس از حمله به دانشگاه، سربازان و چتربازان بدون فرق و تفاوت، یکسان به دانشجویان پسر و دختر حمله کردند، دانشجویان بسیاری را به قصد کشت مضروب نمودند. من هیچگاه ندیده و نشنیدهام تا این حد بی رحمی، سادیسم، خشونت و خرابکاری از ناحیه قوای دولتی اعمال شود. بعضی از دختران را سربازان در تالارهای درس دانشگاه ازاله بکارت کردند».
در ادامه این نامه با اشاره به «خرابکاری سربازان» در دانشگاه آمده است: «هنگام سرکشی در بناهای دانشگاه صحنهای نظیر هجوم قشون وحشی به خاک دشمن را در برابر چشمانمان مجسم ساخت. کتابها پاره پاره شده بودند، نیمکتهای درس شکسته شده بودند، ماشینهای تحریر شکسته و خرد شده بودند، تجهیزات آزمایشگاه یا خراب و غیرقابل استفاده شده بودند و یا به سرقت رفته بودند. حتی بیمارستان دانشگاه از خرابکاری سربازان در امان نمانده بود و عده زیادی از سرپرستاران و بیماران یا مضروب شده بودند و یا مجروح.» رئیس دانشگاه تهران در ادامه با محکوم کردن این عمل وحشیانه و جنائی ادامه میدهد: «تمام روسای دانشکدهها و نیز خود من استعفای خود را به شما ابلاغ میکنم و این استعفانامهها مادام که مسئولین این وحشیگریهای حیوانی مجازات نشوند، معتبر خواهد بود.»
نقطه عطف مبارزات دانشجویان با سرپرستی شهید دیالمه
اما در میان این مبارزات دانشجویان، اتفاقات دلخراشی رخ داد که باعث شهادت بسیاری از دانشجویان در دوران مبارزات انقلاب علیه رژیم طاغوت شد. اولین اقدام دانشجویان در سالهای نزدیک به پیروزی انقلاب توسط دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بود که به سرپرستی عبدالحمید دیالمه که روز ۱۵ خرداد ۱۳۵۴ همزمان با دوازدهمین سالروز قیام خونین، گروه کوچکی از دانشجویان دانشگاه مشهد تظاهرات و اعتراضات خود را علیه شاه آغاز کردند. علاوه بر این، طی سالهای ۵۶ تا ۵۷، دانشجویان در شهرهای مختلف، چون کرمان، تبریز، یزد، خرمآباد، رشت، سمنان، اهواز، آبادان، سنندج، اصفهان، شیراز، قم، زنجان، اراک، بابل و ... همگام با سایر اقشار مردم در تظاهرات شرکت میکردند. در تهران هم دانشجویان در موقعیتهای مختلف خود را به صف نخست تظاهرات میرساندند.
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران به تاریخ ۲۱ دیماه ۵۶ در واکنش به کشتار ۱۹ دی در قم، تظاهرات دانشجویی در ۶ اسفند همان سال در کویی دانشگاه و زدوخورد با پلیس و تظاهرات مستمر این قشر در آبان ۵۷ که به جنایت رژیم در ۱۳ آبانماه منجر شد، نمونههایی از این دست است.
روز ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۷ نیز قیام گسترده دانشجویان در دانشگاههای آذرآبادگان، تهران، پهلوی و سایر شهرها رخ داد. در این روز دانشجویان نشان دادند که مذهب بزرگترین قدرت حرکتآفرین است. خبرگزاریهای جهان، نقش دانشجویان را در قیام ۱۹ اردیبهشت تحت پوشش خبری وسیع قرار دادند.
روز ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۷ نیز قیام گسترده دانشجویان در دانشگاههای آذرآبادگان، تهران، پهلوی و سایر شهرها رخ داد. در این روز دانشجویان نشان دادند که مذهب بزرگترین قدرت حرکتآفرین است. خبرگزاریهای جهان، نقش دانشجویان را در قیام ۱۹ اردیبهشت تحت پوشش خبری وسیع قرار دادند.
آسوشیتدپرس گزارش کرد: «موج جدید تظاهرات، دانشجویان دانشگاههای ایران را فراگرفت. روز گذشته گروههای کوچک دانشجویان در نقاط مختلف داخل و خارج دانشگاه دست به تظاهرات وسیعی زده و با دادن شعارهایی در تهران، اصفهان، شیراز، بابل، کرمان و کاشان راهپیمایی کردند». رویترز گزراش کرد: «روز گذشته در تظاهرات دانشگاه تبریز دو نفر کشته شدند». رادیو لندن گزارش کرد که «بیشتر اغتشاشات از طرف دانشجویان بوده است.» در روز ۵۷/۴/۱۳ نیز تظاهرات دیگری توسط دانشجویان دانشگاه ملی تهران رخ داد که در درگیری با گارد دانشگاه ۱۵ دانشجو زخمی شدند و در کرج نیز تظاهراتی توسط دانشجویان دانشکده کشاورزی صورت گرفت.
کشتار دانشجویان در ۱۳ آبان ۵۷
رژیم شاه در ادامه جنایات خود، در ۱۳ آبان ۵۷ در حوالی دانشگاه تهران خشنترین حادثه پس از ۱۷ شهریور را رقم زد که در پی آن تعدادی شهید و زخمی شدند. در اوایل آبان رژیم پهلوی دانشگاه تهران را تحت کنترل خود درآورد به طوری که روز پنجشنبه ۴ آبان، این دانشگاه توسط نیروهای حکومت نظامی بسته شد و از ورود دانشجویان جلوگیری به عمل آمد. هفتم آبان نیروهای ارتش در اطراف دانشگاه تهران مستقر شدند و از حضور دانشجویان در دانشگاه جلوگیری کردند.

روز شنبه ۱۳ آبان گروههای دانشآموزی با تعطیل مدارس به سوی دانشگاه تهران حرکت کردند و در آنجا به دانشجویان معترض پیوستند. متعاقب آن نیروهای نظامی از ساعت ۱۱ صبح محاصره دانشگاه را آغاز کردند. حدود ساعت ۱۲ ظهر نیروهای ارتش جلوی درب جنوبی دانشگاه مستقر شدند و شلیک نارنجک گاز اشکآور را به داخل دانشگاه آغاز کردند. تظاهرکنندگان با برافروختن آتش به خنثیسازی گازها پرداختند که ناگهان نیروهای نظامی نوک اسلحههای خودکار خود را از میلهها به سوی تجمعکنندگان گرفتند و بر روی آنها آتش گشودند. تعداد زیادی در خاک و خون غلطیدند و صدها نفر مجروح شدند. خبرگزاریها تعداد شهدا را ۱۰ نفر و دانشجویان ۶۵ نفر اعلام کردند. کمکم تظاهرات به بیرون از دانشگاه کشیده شد و سرتاسر تهران به میدان جنگ تبدیل شد. در این تظاهرات خیابانی ۳۰ نقطه تهران به آتش کشیده شد.


نهضت اسلامی و مشارکت اساتید دانشگاهها
علاوه بر دانشجویان، اساتید دانشگاهها نیز از جمله قشری بودند که نقش بسیار مهمی در پیروزی انقلاب و در صحنههای مبارزاتی انقلاب داشتند. مشارکت اساتید و همراهی آنها با امام خمینی و مبارزات انقلاب از آنجا آغاز شد که با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و اعتراض شدید امام خمینی به این لایحه، رژیم پهلوی لغو لایحه مذکور را اعلام کرد همزمان امام خمینی اعلام کردند تا انتشار رسمی خبر لغو تصویبنامه، مبارزه را ادامه دهند. متعاقب این موضعگیری حضرت امام ره، دانشگاه تهران و سایر دانشگاههای کشور تظاهرات گستردهای برپا کردند. در تظاهرات دانشجویان تبریز، یکی از اساتید دانشگاه روی چهار پایهای رفته و علیه رژیم پهلوی سخنرانی تندی انجام داد، که با حمله پلیس دستگیر شد، این حرکت مأموران رژیم دامنه تظاهرات را گستردهتر کرد تا اینکه، ۴۸ ساعت بعد رژیم به ناچار این استاد دانشگاه را آزاد کرد.
بر اساس منابع تاریخی اساتید دانشگاهها متناسب با شرایط پیش آمده همراهی خود را با نهضت امام خمینی نشان میدادند و در بزنگاهها از انقلابیون حمایت میکردند. به دنبال اعتراضات گسترده مردم و دانشجویان در مراسم چهلم پهلوان تختی و بازداشت و زندانی کردن دهها دانشجو، صحنه حضور اساتید در مبارزات مردمی پررنگتر میشود. در پی تظاهرات و تحصن گسترده دانشگاهیان شیراز در مخالفت با جنایات رژیم پهلوی، کماندوهای رژیم به متحصنین حمله کرده و دانشگاه شیراز به مدت نامعلومی تعطیل شد. متعاقب این حرکت، اساتید دانشگاه به شدت علیه جنایات رژیم واکنش نشان داده، پنج تن از این اساتید نیز به جرم مقابه با ورود نیروی نظامی در شورای دانشگاه دستگیر و زندانی شدند.
انتشار اخبار دانشگاه شیراز در سراسر کشور، خود؛ زمینهساز تظاهرات بعدی مردم را فراهم کرد. با این حال حضور اساتید در مبارزه علیه رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ شدت میگیرد.

جنبش خونین دانشگاه تبریز در حمایت از نهضت اسلامی
در اردیبهشت ۱۳۵۷، دانشگاهیان تبریز با انتشار اعلامیهای، خبر برپایی تظاهراتی به منظور بزرگداشت شهدای شهرهای یزد، جهرم و اهواز را دادند. در تظاهرات روز موعود، که در تاریخ ۱۸ اردیبهشت برگزار شد، مأموران رژیم پهلوی به دانشجویان حمله کرده و باعث شهادت چند تن از دانشجویان شدند. متعاقب این جنایت رژیم، هئیت علمی دانشگاه، با انتشار اعلامیهای ضمن تعطیلی دانشگاه، مجلس ختمی برای شهدای دانشجو ترتیب دادند. شنبه ۲۳ اردیبهشت، اساتید با صدور قطعنامه تهدید کردند در صورتی که گارد از دانشگاه اخراج نشود در کلاسها برای تدریس حاضر نخواهند شد.
روز بعد یعنی یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۷ دکتر منوچهر مرتضوی رئیس دانشگاه، به تهران احضار شد. روزنامه اطلاعات در همین مورد نوشت: «بعدازظهر دیروز [۲۴ اردیبهشت ۱۳۵۷]دکتر مرتضوی رئیس دانشگاه آذرآبادگان به طور ناگهانی به تهران فراخوانده شد و این در شرایطی است که استادان دانشگاه هنوز از رفتن به اتاقهای خود در دانشگاه خودداری میکنند. با توجه به اینکه روز سهشنبه- فردا- [۲۶ اردیبهشت ۵۷]پایان تعطیلات چند روز دانشگاه است هنوز معلوم نیست استادان حاضر به تدریس خواهند شد یا نه».
روزنامه رستاخیز در گزارشی خبر تمدید تعطیلی دانشگاه آذرآبادگان تبریز را اعلام کرد و نوشت: «به دنبال صدور قطعنامه استادان دانشگاه آذرآبادگان تا اطلاع بعدی از حضور در کلاسها خودداری کردهاند. روز شروع کلاسهای درس از طریق رسانههای همگانی به اطلاع همه خواهد رسید». اقامت رئیس دانشگاه تبریز در تهران تا اواخر اردیبهشت ماه ادامه یافت.
همزمان در تبریز، بر اساس تصمیم شورای دانشگاه آذرآبادگان، در اعتراض به جنایات رژیم از آخر اردیبهشت تا اطلاع ثانوی کلاسهای این دانشگاه تعطیل اعلام شد، این تعطیلی تا مهر ماه ادامه یافت.
حمایت اساتید دانشگاه از روز همبستگی ملی
سازمان ملی دانشگاهیان ایران در اعتراض به سیاستهای رژیم پهلوی، از ششم تا یازدهم آبان ۵۷ را هفته همبستگی ملی اعلام کرد. بلافاصله این اقدام، مورد استقبال قرار گرفت و دانشگاههای کشور به این حرکت پیوستند.
براساس مندرجات روزنامه اطلاعات در ۶ آبان ۱۳۵۷ «اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران اعلام کرده بودند که از امروز به مدت یک هفته برای اجرای خواستههایشان اعتصاب خواهند کرد و در کلاسهای درس حاضر نخواهند شد». بنابر این گزارش «از صبح امروز دانشجویان و استادان دانشگاه ملی برای برگزاری هفته همبستگی در اطراف دانشگاه گرد آمدند». این گزارش اضافه میکند: «در بیشتر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، اولین روز همبستگی ملی، با برگزاری جلسات بحث و سخنرانی و همچنین راهپیمایی آغاز شد».
در مشهد اساتید دانشگاه فردوسی، متعاقب هجرت امام خمینی از نجف به پاریس، در اول آبان ۱۳۵۷، در تلگرافی به ژیسکاردستن، رئیس جمهور فرانسه، از علاقه خود به امام خمینی و رهبری وی نوشتند و خواستار تجلیل و احترام از امام شدند.
در همین زمان و در اوج اعتراضات و اعتصابات گسترده سراسری مردم علیه جنایات رژیم پهلوی، استادان دانشگاه فرودسی مشهد به حمایت از روز همبستگی ملی، اعتصاب غذای خود را از ساعت ۸ صبح هفتم آبان ۱۳۵۷ آغاز و با صدور قطعنامهای به همبستگی مردم اشاره کردند.
در قسمتی از این قطعنامه آمده است: «اگرچه اراده و خواست ملت ایران دستیابی به استقلال و آزادی از دست رفته میباشد و هیچ قدرت خارجی امکان و یارای از میان بردن همبستگی مردم و جلوگیری از رسیدن به این هدفهای مقدس انسان را ندارند، با وجود این هیئت علمی، آسیستانها، انترنها، دانشجویان، کارکنان مراکز پزشکی و کارمندان اداری دانشگاه فردوسی برای تایید همبستگی ملی و اعتراض و ابراز انزجار نسبت به کشتارهای دستهجمعی و عملیات شناخته شدهای که در کرمان و سایر نقاط کشور برای از میان بردن یکپارچگی ملت زجر کشیده و آگاه ما از طرف عمال استعمار انجام میشود و به خواست خدا... جز بیآبروئی هر چه بیشتر [برای] بانیان آن ندارد...».
به دنبال اعتصاب غذای ۴۸ ساعته دانشگاهیان، از ساعت ۴ بعداز ظهر حدود بیست هزار نفر از مردم به جمع اعتصابکنندگان پیوستند. این موج استقبال از اعتصاب غذای اساتید ادامه داشت به طوری که، در دومین روز اعتصاب بیش از ۵۰ هزار نفر از مردم مشهد در باشگاه دانشگاه حضور یافتند و در حالی که دستهها و سبدهای گل به همراه داشتند به متحصنین پیوستند.
سید حسین فتاحی معصوم، استاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خاطراهای از اعتصاب غذای ۴۸ ساعته دانشگاهیان میگوید:« در آبان سال ۱۳۵۷ عدهای از دانشگاهیان دانشگاه مشهد، تصمیم گرفتند برای اعتراض به کشتارهای رژیم ستمشاهی اعتصاب غذای ۴۸ ساعته راه بیندازند. آنها از طریق یکی دو نفر از استادان که با حضرت آیت الله خامنهای آشنایی داشتند، با ایشان تماس گرفتند و از ایشان برای سخنرانی در جریان اعتصاب غذا دعوت کردند. صبح روز موعود، حضرت آیتالله خامنهای از در ورودی باشگاه در خیابان احمدآباد به اتفاق دانشجویان و استادان وارد محوطه شدند، ابتدا ایشان دستور دادند که عکسهای محمدرضا پهلوی و خانوادهاش را که به دیوار نصب شده بود، پایین بیاورند و بهجای آن عکس امام خمینی (ره) را نصب کنند. پس از تصرف باشگاه دانشگاه با اعلام برنامه رسمی تحصن غذا، کار شروع شد. تریبون سخنرانی آماده شد و موضوع به اطلاع مردم رسید و جمعیت به تدریج اضافه شدند. در این مدت، شهید کامیاب، دکتر محمود روحانی که آن موقع رئیس دانشکده پزشکی بود و دیگر روحانیون و بعد شهید هاشمی نژاد و حضرت آیت الله خامنهای و... به نوبت سخنرانیهای پر شور و انقلابی ایراد کردند. خبر اعتصاب غذا در شهر مقدس مشهد پیچیده و انعکاس آن به دیگر شهرها هم رسیده بود. این اتفاق باعث شد در روز دوم اعتصاب غذا شاهد حضور پرشورتر مردم باشیم».
اساتید دانشگاه جندیشاپور اهواز نیز در اطلاعیهای روز ۶ آبان را به عنوان روز تحصن علیه جنایات رژیم پهلوی انتخاب کردند و از طرف «شورای موقت هماهنگی دانشگاه» متن دعوتنامه به شرح زیر صادر کردند:«اعضای هیات علمی دانشگاه جندیشاپور از شما دعوت میکند در ساعت ۴ بعدازظهر روز شنبه ۶ آبان ۵۷ برای شرکت در نخستین گردهمایی هفته همبستگی و بزرگداشت مبارزات خستگیناپذیر زندانیان سیاسی و ملت قهرمان ایران در راه تحقق آرمانهای ملی و انسانی و استماع سخنرانی در محل دانشکده علوم حضور بههمرسانید». روزنامه اطلاعات در تاریخ ۷ آبان مینویسد: دیروز در اهواز حدود پنجهزار نفر از استادان و دانشجویان دانشگاه جندیشاپور، به مناسبت هفته هبستگی ملی در شهر دانشگاهی اهواز دست به راهپیمایی زدند.
علاوه بر این بر اساس مندرجات ۷ آبان ۱۳۵۷ روزنامه اطلاعات: در شیراز، با اعلام هفته همبستگی ملی جمع کثیری از استادان و دانشجویان دانشگاه پهلوی همچنین دانشآموزان در محوطه دانشگاه ادبیات و علوم دانشگاه تظاهرات کردند. در رضائیه نیز اساتید دانشگاه دست به تظاهرات زدند. علاوه بر این سایر دانشگاهها و دانشکده نیز با اعلام حمایت از هفته هبستگی، خشم خود از سیاستهای رژیم پهلوی را به نمایش گذاشتند.
تحصن اساتید دانشگاه تهران علیه جنایات رژیم پهلوی
در روز ۲ دی ۱۳۵۷ بیش از صد تن از استادان دانشگاه تهران در محل دبیرخانه این دانشگاه اجتماع و ضمن صدور بیانیهای در اعتراض به محاصره نظامی دانشگاه، سکوت مدیریت دانشگاه در برابر اعمال ضد مردمی رژیم و همکاری وی با آنان، دست به تحصن زدند.
همزمان با این اعتصاب، خبرگزاری آسوشیتد پرس در گزارشی نوشت: نزدیک به صد تن از استادان و دانشیاران دانشگاهها، ساختمان وزارت علوم را اشغال کردند و خواستار از سر گرفته شدن تدریس و خروج نظامیان از دانشگاهها شدند.
در پی این تحصن، عوامل رژیم پهلوی برای درهم شکستن اعتصاب، در تاریخ ۵ دی ۱۳۵۷ به اساتید متحصن حمله کردند. در نتیجه، استاد کامران نجات اللهی از اساتید جوان دانشگاه پلی تکنیک تهران به شهادت رسید. فردای آن روز در ششم دی ماه ۱۳۵۷، با حضور هزاران نفر که در پیشاپیش آنها، آیتاللَّه سید محمود طالقانی حرکت میکرد، پیکر شهید نجاتاللهی تشییع شد. در این مراسم دستکم پنج نفر کشته و صدوسی نفر مجروح شدند.

حمایت اساتید دانشگاه از تحصن در دانشگاه تهران
در روز ۱۰ بهمن ۱۳۵۷ به دنبال تحصن روحانیون مبارز در دانشگاه تهران، در اعتراض به بستن فرودگاهها توسط رژیم پهلوی، اساتید دانشگاههای کشور نیز ضمن اعلام حمایت از این تحصن، به صف متحصنین پیوستند.
اعضای هیئت دبیران موقت سازمان ملی دانشگاهیان ایران در بیانیهای پشتیبانی کامل خود را از خواستهای روحانیون متحصن در مسجد دانشگاه تهران اعلام و اظهار داشتند: " تحصن روحانیت مبارز در مسجد دانشگاه تهران در حقیقت نشانه بارزی است از پیوند روحانیت و دانشگاهیان برای مبارزه با ظلم و خودکامگی و جهاد در راه عدل و آزادی. "
دانشگاهیان تبریز، جامعه هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت، اساتید و دانشگاهیان برخی از دانشگاههای ایران، اعضای هیات علمی دانشگاه ملی ایران، و... نیز طی روزهای ۸ الی ۱۱ بهمن ۱۳۵۷ از تحصن در مسجد دانشگاه تهران حمایت کرده و به جمع متحصنین پیوستند.
این اتفاقات تلخ و کشتار دست جمعی دانشجویان، اساتید و مردم در اقصی نقاط کشور باعث نشد که مردم انقلابی ایران دست از مبارزه علیه رژیم شاه بردارند و سرانجام با ورود امام خمینی (ره) در ۱۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ مقدمات پیروزی انقلاب فراهم شد و ۲۲ بهمن ماه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.