عبور روح دل‌انگيز عشق در رگ بودن
آخرین اخبار:
کد خبر:۹۳۴۰۸
تجديدخاطره‌اي با فيلم «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند»

عبور روح دل‌انگيز عشق در رگ بودن

«ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» سرشار از جلوه‌هاي انساني که تکاپو براي ماندن و دل بستن به انسان و عشق و حيات را در تار و پود يک زندگي پر کنش و سازش، به نحوي شاعرانه و لطيف و انساني به نمايش مي‌گذارد.

محمدرضا محقق - بخش ادب و هنر؛ فيلم دوست داشتني و گرم «ماهي ها عاشق مي شوند» را مي توان علاوه بر ساير وجوه و ارزش هاي سينمايي و بصري اش، يک جشنواره لذيذ غذايي هم به شمار آورد!

فيلمي که در محيطي گرم و اکتيو و با درامي خوب و پخته و البته نوستالوژيک و انساني، به يک تصويرپردازي شاعرانه هم دست مي زند.

فيلمي سرشار از جلوه هاي انساني که تکاپو براي ماندن و دل بستن به انسان و عشق و حيات را در تار و پود يک زندگي پر کنش و سازش، به نحوي شاعرانه و لطيف و انساني به نمايش مي گذارد.

ايده و طرح كلي فيلم «ماهي ها عاشق مي شوند» ساخته دكتر علي رفيعي برگرفته از مقاله اي است از كارل ماركس در باب ربط ذائقه و عاطفه؛ آن گونه كه خود وي مي گويد: «سال ها پيش نوشته اي خواندم در باب ربط ذائقه و عاطفه، نوشته ماركس جوان عاشق شاعر.

او در آن نوشته تصريح كرده بود كه رنگ و بو و طعم غذا در برانگيختن احساس آدميان نقش اساسي دارند. از وقتي كه پاي آتش به زندگي انسان باز شد و در اثر پخته شدن چيزها آن بخار جادويي مسحوركننده از كاسه غذا برخاست و همگي بر گرد سفره يك بو، يك مزه و يك رنگ را تجربه كردند!»

اگر سابقه طولاني کارگردان فيلم را در تئاتر مدنظر قرار دهيم، بررسي و نقد موشكافانه اثر، بي ترديد تامل و دقت و مطالعه بيشتري مي طلبد. گو اينكه تجربه «ماهي ها عاشق مي شوند» به لحاظ مختلف داراي امتيازات و مخاطره هايي است كه نمي توان و نبايد از كنار آن بي اعتنا گذشت.

فيلم، هم به لحاظ نرم افزاري، از جمله نوع ايدئولوژي - و يا با توضيح بيشتر در ادامه، ايدئولوژي زدايي- مستتر در داستان و نيز سخت افزاري، و از آن دست، نوع ميزانسن و ساختار و روال بازي ها در بعضي موارد، قابل توجه است.

گذشته از اين، نكته بسيار مهم و اساسي در اثر، ورود سازنده اش به آن، از هنر تئاتر به ساحت سينماست و اين گذر، با تمام جوانب و زواياي گوناگونش، نيازمند يك بررسي دقيق و كارشناسانه در اين نكته سترگ است كه رفيعي در اين گذار، چگونه تعاملي را با تئاترآگاهي خود پي نهاد و چگونه و چقدر توانست از كاركردها، تخصص ها و تجارب خود در آن عرصه به سود يك اثر سينمايي خوب بهره گيرد و اين اتفاق مهم به چه ميزان به وقوع پيوست.

قبل از ورود به هريك از اين مباحث، سيناپس كوتاهي از فيلم و داستانش را از آن جهت كه تلفيق داستان و درام با عناصري كه پيشتر بدان ها اشاره كردم، در اين اثر جدي و شناخت هر يك ملتزم شناخت و تسلط بر ديگري است، از نظر بگذرانيم:

«عزيز، پس از تحمل چند سال زندان و در مجموع بيست و چند سال دوري از زادگاه، در مسير بازگشت به شهرش با جواني به نام رضا آشنا مي شود كه ديدگاه هاي خاصي درباره غذا دارد. در يكي از ايست هاي بازرسي، جوان دستگير مي شود و از او شماره تلفني نزد عزيز مي ماند كه به قصد ديگري گرفته بود. عزيز پس از رسيدن، با دو دوست دوران جوانيش ملاقات مي كند. اولي تلاش مي كند عزيز را راضي به فروش خانه كند. خانه عزيز تبديل به رستوران خانگي آتيه شده. همان كسي که زماني قرار بود با او ازدواج كند. عزيز پس از ملاقات با رحمت كه در خانه پدري اش پيشكار بود، تصميم مي گيرد به رستوران سر بزند. آتيه به همراه دخترش توكا و دو زن ديگر، رستوران را اداره مي كند.

آتيه پس از غيبت ناگهاني عزيز ازدواج كرده و شوهرش پس از مدتي در دريا غرق شده. اكنون او با ورود عزيز احساس خطر مي كند كه مبادا دليل بازگشت عزيز، باز پس گيري خانه باشد. پدر عزيز كه در زمان اسارت او مرده، وانمود كرده كه پسرش در سفر خارج است.

عزيز به ملاقات همسفر جوانش مي رود و پس از آشنايي دوباره با آتيه، در صدد برمي آيد تا خانواده رضا را از دستگيري اش باخبر سازد. با شماره اي كه به همراه دارد تماس مي گيرد و در كمال تعجب مي فهمد كه شماره رستوران آتيه را گرفته.

به مرور مي فهمد كه توكا و جوان دستگير شده، رابطه اي مشابه عزيز و آتيه داشته اند و غيبت ناگهاني جوان، توكا را در موقعيت گذشته مادرش قرار داده. يكي از دوستان رضا كه به توكا توجه دارد، از روي عمد، دستگيري رضا را فاش نمي كند.

عزيز در بالاخانه رستوران مستقر شده و آتيه و زنان با بهترين غذاها از او پذيرايي مي كنند. پس از رفع سوءتفاهم آتيه، رابطه اش با عزيز گرم مي شود، اما عزيز به طور مرموزي از افشاي ماجراي رضا و طمع نداشتن به پول رستوران خودداري مي كند. تلفن وكيل عزيز به آتيه، او را پريشان مي كند و در ملاقات شبانه، نوع برخورد زن، عزيز را از خود مي راند. عزيز كه از طرف رضا متهم به دورويي و خيانت شده، سرانجام شرايط آزادي او را فراهم مي كند و مي رود. آتيه از روي يكي از نقاشي هاي عزيز، رد خانه پدري او را مي گيرد و به آنجا مي رود.»/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار