روایتی از وادع با پیکر رهبر شهید؛
حکایت باران در وسط گرمای تیرماه / اشکهایی که امان نمیداد!
اشکها دیگر امان نمیداد بغضها سر باز میکرد وقتی با چشم اشک بار به مردم عزادار نگاه میکردم دیدم همه انگار به یک اندازه از این غم و درد سنگین میسوزند..