ساماندهی حقوق اساتید را سیاسی نکنید/ آقای عارف؛ پیگیری حقوق اساتید جایش در هیات دولت است نه جنجال در رسانه!
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو،ماجرا از طرح ادعاهایی درباره افزایش مهاجرت اعضای هیئت علمی آغاز شد؛ ادعاهایی که در برخی رسانهها نیز بازتاب گستردهای پیدا کرد. یکی از بحثبرانگیزترین این موارد، عنوان «هفتهای یک استاد، دانشگاه شریف را ترک میکند» بود. همچنین ارقامی درباره مهاجرت هزاران استاد و دانشجو مطرح شد؛ آماری که درباره شیوه محاسبه، تعریف مهاجرت و دائمی یا موقت بودن خروج افراد، پرسشهایی جدی ایجاد کرد.
برخی از این اظهارات، مشکلات معیشتی و اجرای مصوبه ترمیم حقوق اعضای هیئت علمی را یکی از عوامل افزایش تمایل به مهاجرت عنوان میکردند. در همین چارچوب، گفته شد تأخیر در پرداخت حقوق و ابهام درباره اجرای احکام جدید میتواند بر انگیزه و تصمیم استادان برای ادامه فعالیت در دانشگاه اثر بگذارد. این در حالی است که درباره میزان اثرگذاری حقوق بر تصمیم مهاجرت، دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است.
در یکی از روایتهای منتشرشده، از سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳ ادعا شده بود که از میان حدود ۶ هزار استاد رشتههای فنی و مهندسی در دانشگاههای برتر، حدود ۱۵۰۰ نفر مهاجرت کردهاند؛ رقمی که معادل حدود ۲۵ درصد عنوان شده است. با این حال، برای ارزیابی دقیق چنین آماری باید مشخص باشد که منبع داده چیست، «مهاجرت» چگونه تعریف شده و چه تعداد از افراد پس از فرصت مطالعاتی یا مأموریت علمی به کشور بازنگشتهاند.
ترمیم حقوق نمیدهند استادان مهاجرت میکنند
این فرد که به عنوان دبیر کانون شورای صنفی اساتید است ترمیم حقوق را علت مهاجرت عنوان کرده بود و اعلام کرد: حقوق اعضای هیات علمی دانشگاهها بهموقع و مانند مصوبه پیشبینی شده پرداخت نمیشود یکی از نگرانیهای جامعه دانشگاهی مهاجرت استادان دانشگاهی است.
ادعای ارتباط مستقیم حقوق اساتید با مهاجرت نخبگان در حالی مطرح شده که بررسیها درباره عوامل اصلی خروج اعضای هیئت علمی، روایت متفاوتی ارائه میدهد.
دبیر کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران قبلتر هم نوشته بود: «تعویق اجرای قانون ترمیم حقوق اعضای هیأت علمی، علاوه بر تشدید فشارهای معیشتی، میتواند به افزایش نارضایتی دانشگاهیان، افت انگیزه و عملکرد و تشدید روند مهاجرت نخبگان منجر شود؛ در حالی که این قانون با هدف جبران کاهش قدرت خرید و حفظ سرمایه انسانی کشور تدوین شده است.»
این وضعیت تنشزا چالشهای روحی و روانی ایجاد کرده، یکی از استادان دانشگاه تهران که مدتی قبل تصمیم مهاجرت خود را متوقف کرده بود با دیدن وضعیت پرداخت حقوقها و اینکه همه چیز ناپایدار است پیشنهاد مهاجرت خود را قبول کرد و از ایران رفت.
خبرگزاری دانشجو این ادعای عجیب و علت مهاجرت را با حضور هیات علمی دانشگاههای برتر را مورد بررسی قرار داد.
در بررسیها مشخص شد که علت مهاجرت ربطی به حقوق اساتید ندارد و بیشترین علت مهاجرت دلیل سیاسی دارد و مطرح کردن حقوق اساتید فقط از بین بردن انگیزه اساتید و ایجاد نگرانی در جامعه دانشگاهی است.

برخی از آمارهای مهاجرت اساتید که مطرح میشود به خاطر گروکشیها و دعواهای سیاسی است
علی شمس الدینی، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در خصوص مطرح شدن آماری از مهاجرت اساتید گفت:باید دید که این آمار به چه صورت بهدست آمده. وقتی میگوییم هفتهای یک نفر از اساتید مهاجرت میکنند، یعنی سالانه ۵۲ نفر از اساتید از ایران میروند!
وی افزود: باید دید که چقدر جذب در مقابل آن وجود دارد. تا به حال استادی ندیدهام که بهخاطر قرآن پرسیدن از او بخواهند برود. برفرض که این آمار درست باشد، آیا این مهاجرتها دائمی است؟ این استاد دانشگاه اضافه کرد: در دیگر کشورها نیز لزوماً اینطور نیست که یک نفر در آنجا درس بخواند و بماند. بسیاری برای ادامه تحصیل به دیگر کشورها مهاجرت میکنند.
بیشتر بخوانید
پس از اینکه ادعای آمارهای مهاجرت مطرح شده از سوی این افراد دروغ از آب درآمد این موضوع فروکش کرد و دیگر حرفی از مهاجرت اساتید مطرح نشد، اما پس از گذشت بیش از ۹ ماه از این موضوع حالا رویکرد دیگری را این جریان برای متشنج کردن فضای دانشگاه به دست گرفتند.
طرح جدید این افراد تهدید به عدم حضور اساتید سرکلاس دانشگاهها در مهرماه است.
مسئولیت دولت کجاست؟
از سوی دیگر، اگر اجرای مصوبهای درباره حقوق اعضای هیئت علمی با مشکل مواجه شده، انتظار طبیعی این است که دستگاههای مسئول، از وزارت علوم تا سازمان برنامه و بودجه و دولت، درباره وضعیت اجرا و منابع مالی آن پاسخ روشن ارائه کنند. استمرار ابهام، هم به نارضایتی استادان دامن میزند و هم فضای دانشگاه را درگیر حاشیههایی میکند که میتوان با تصمیمگیری شفاف از آنها جلوگیری کرد.
مطالبات صنفی اساتید نیازمند پاسخ روشن است؛ اما راهحل مشکلات دانشگاه از مسیر آمار دقیق، گفتوگو و تصمیمگیری شفاف میگذرد.
در این میان، نقش مسئولان ارشد دولت نیز قابل توجه است. اگر نمایندگان صنفی استادان از بیپاسخ ماندن نامهها و درخواستهای خود سخن میگویند، دولت باید مشخص کند که این مطالبات از چه مسیری بررسی میشود و مسئول مستقیم تصمیمگیری درباره اجرای مصوبه حقوقی اعضای هیئت علمی کدام دستگاه است. پاسخ روشن به این پرسش میتواند بخش مهمی از ابهام موجود را برطرف کند.
مطالبه صنفی یا التهاب؟
اصل مطالبه درباره حقوق، امنیت شغلی و شرایط فعالیت اعضای هیئت علمی را نمیتوان نادیده گرفت. در عین حال، تبدیل هر اختلاف اجرایی به ادعاهای بزرگ درباره مهاجرت گسترده یا تهدید به اختلال در فعالیت دانشگاهها، نیازمند ارائه آمار دقیق و مستند است. تجربه همین پرونده نشان میدهد که در موضوعی به حساسیت سرمایه انسانی دانشگاه، هم مسئولان و هم تشکلهای صنفی باید از آمار دقیق و ادبیات مسئولانه استفاده کنند.
دانشگاه برای ادامه مسیر علمی خود به استادان توانمند و باانگیزه نیاز دارد و حفظ این سرمایه انسانی، صرفاً با افزایش حقوق محقق نمیشود؛ ثبات مدیریتی، شرایط پژوهشی، امنیت شغلی، امکان فعالیت علمی و چشمانداز روشن حرفهای نیز اهمیت دارند. در مقابل، دولت نیز نمیتواند نسبت به مشکلات پرداخت و اجرای مصوبات قانونی بیتفاوت باشد.
در نهایت، پرسش اصلی این است: اگر مسئله حقوق اعضای هیئت علمی واقعی و قابل حل است، چرا باید کار به جایی برسد که کلاسهای درس در معرض اختلال قرار بگیرند؟ و اگر آمارهای مهاجرت مطرحشده دقیق است، چرا سازوکار شفاف و قابل راستیآزمایی برای سنجش خروج و بازگشت اعضای هیئت علمی وجود ندارد؟ پاسخ به این دو پرسش میتواند بحث را از فضای ادعا و جنجال به سمت حل مسئله واقعی دانشگاهها هدایت کند.
چرا حقوق اساتید در هیات دولت پیگیری نمیشود؟
سوال اینجاست که آقای عارف چگونه از زیر مجموعهای که شما ریاست آن را به عهده دارید دولت را تهدید به تعطیلی کلاسهای دانشگاه میکنند و شما هم واکنشی در این خصوص نشان نمیدهید.

آیا پیگیرمسائل مربوط به دانشگاهها در دولت وزیر علوم است یا شورای صنفی اساتید؟ اینگونه رفتارها مصداق دخالت مستقیم در امور دانشگاهها است، شما اگر میخواهید حقوق اساتید را پیگیری و حل کنید باید بدون جنجال و از طریق مطرح شدن در هیات دولت آن را به نتیجه برسانید نه اینکه جریانی که منتسب به شما هستند را وارد میدان کنید و بخواهید با تهدید کشور موضوعی را به سرانجام برسانید.
جریانی که سابقه درخشان آنها در ایجاد آشوب نه تنها در دانشگاه بلکه در کشورموجود است که این جریان برای حل مشکل و مصلحت کشور هیچ گونه قدمی برنداشته و فقط به دنبال ایجاد آشوب و اختلال در امور کشور است.
آقای عارف، شما به عنوان معاون اول رئیس جمهور در شرایطی که کشور در وضعیت جنگی قرار دارد به جای فراهم کردن زمینه تهدید وقت خود را صرف اداره امور کشور کنید.