سینما- ادبیات؛ تعاملی سازنده
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۰۲۳۴۰
راه‌های رسیدن به سینمای سالم

سینما- ادبیات؛ تعاملی سازنده

سینما می تواند از ادبیات اقتباس کند و از موسیقی بهره بگیرد. می تواند از تئاتر سود برد و از هنر نقاشی استفاده کند.  
عالم سینماورزی همیشه در تدارک رهیافت هایی برای ظهور و بروزی جذابتر و دوست داشتنی تر برای مخاطب بوده است. اینکه سینما در عرصه تعامل با سایر هنرها به مدد جمع بودن همه مدیوم های هنری در خود می تواند محلی برای اخذ و اقتباس از هنرهای دیگر باشد خود گویای این واقعیت و توانایی در هنر هفتم است.
 
سینما می تواند از ادبیات اقتبای کند و از موسیقی بهره بگیرد. می تواند از تئاتر سود برد و از هنر نقاشی استفاده کند.
 
و بالاخره اینکه سینما جامع تمام هنر هاست و اساسا هنری است که از کنار هم قرار گرفتن سایر هنرها شکل می پذیرد و اتفاقا همین امر هم دلیلی شده است که عده ای سینما را هنر ندانند بلکه آن را پدیده ای بدانند مرهون و مدیون و به وجود آمده از سایر هنرها.
 
اما یکی از مدارهای مهم و اصیل سینماورزی تامل این هنر با عالم ادبیات است و این امر در قامت اقتباس و در جامه اخذ و گرته برداری تصویری از هنر قلم شکل می پذیرد.
 
اقتباس یکی از گردنه های مهیج، پرپیچ و خم و در عین حال «خطرناک» قالب های متنوع هنری، خاصه مدیوم سینماست و اینکه در ساحت های مختلف و از منظرهای گوناگون و بنا بر نوع نیازی که منجر به آن می شود، متفاوت است و آنچه مسلم است اساسا «اقتباس» گویای «نیاز» است و دیگر آنکه امری است ثانوی.
 
همچون احکام ثانوی که به نوعی متاخرند و بنابر مقتضیات فراهم می آیند آن هم مقتضیات خاص و بنابر شرایط ویژه. اقتباس درست و منجر به محصول قابل قبول در هریک از قوالب هنری و بنابر هر یک از حیطه های تاثیر و تاثری، زاییده بینش و شناخت صحیح از هر دو محیط داد و ستد است.
 
شناخت استعدادها و ظرفیت های «داستان» و اینکه اساسا آیا ظرافت های سینمایی به همراه ساختار مدرن و نیازمندی های روایی، تکنیکی و زیبایی شناسی های خاصش قابیلت تناسب یابی با آنچه در قالبی همچون داستان آنهم از نوع کوتاهش جلوه می کند دارد یا خیر و اگر آری، تا چه حد و چگونه، اصل مهم این محک و تجربت است.
 
تاریخ سینما نشان می دهد علی الاغلب، اقتباس های سینمایی از متون ادبی، تجربه های چندان موفق و درخشانی نبوده اند و در موارد فوق هم همراه مضایق، عدم وفاداری به نسخه اصل و دیگر عواقب و تبعات اجتناب ناپذیر امر اقتباس بوده اند.
 
با این همه، سینما از احساس نیاز و دست یازیدن به منابع دیگر هنرها منفک نبوده و در گذر از اینکه این نکته برگشت به ذات سینما دارد یا چیز دیگری، اصل مهمی است که ما را به نسبت «برداشت» و تاثر و تکثیر رهنمون می شود.
 
اما آنچه در اینجا قابل اهتمام و دارای انتفاع است درک و شناخت درست و اصیل به هر دو منبع و منظر، یعنی داشته های ادبیات و ظرافت ها و استعدادهای سینماست.
 
اقتباس، گاه نه بر اساس آن درک و دریافت و دقت های لازم، بلکه بر مبنای یک «حس» رخ می دهد که بی توجه به وجود یا عدم لوازم اولیه مورد نیاز برای یک داد و ستد هنرمندانه، تنها توجه به یک «حس» عمیق اما غیرکافی و مبتلا به فقدان های متعدد به لحاظ ساختار و روایت سینمایی، مبنای کار قرار می گیرد و نتیجه نه یک اثر فاخر هنری، بلکه وسیله ای برای هدر و ضایع شدن همان ماده خام اولیه موجود در قالب دیگر – و در اینجا ادبیات- می گردد.
 
چگونه می توان فهمید، داستان یا رمان یا رمانسی که توجه و دقت ما را به خود معطوف داشته، قابلیت عرضه سینمایی هم دارد یا نه؟ فراز و فرودها و مقوم ها و موانع آن اثر در این راه چیست؟
 
پاسخ به این سوال بسیار مهم و اساسی، نیازمند درک درست و شناخت ماهیت اصیل مدیوم های متنوع هنری و ادبی است و در عین حال لازمه دیگرش تفوق بر تجربه هایی است که در طول تاریخ هنر، در این زمینه به بروز و ظهور رسیده است. تجربه های موفق و ناموفق و مدد یافتن از هر یک از منظر ایجاب و سلب.
 
چه تعداد از سینماگران ما این توانایی را در خود می یابند؟ تجربه های اقتباسی که تا به حال  در سینمای ایران به ثبت رسیده تا چه حد مؤید این توانایی است؟/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار