از گاو تا پاداش سکوت!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۰۲۸۵۵
نگاهی به راه‌های تعامل سینما و ادبیات در ایران

از گاو تا پاداش سکوت!

سینما در اقتباس و اخذ داستان نیازمند ادبیات داستانی است و ویژگی هایی نیز برای این روند و سالم طی شدن آن بايد بر آن مترتب باشد  
گروه فرهنگي «شبكه خبر دانشجو»، اینک با بررسی دقیق و جدی نمونه هایی از این اقتباس و بازنگری کم و کیف آنچه از جهت سینماورزی و چه از جهت ویژگی های موجود در اثر  پدید آمده در ادبیات داستانی به درس آموزی و شناختی بهتر و دقیق تر از این موقعیت تعاملاتی دست می يابیم.
 
سینمای ایران در عرصه اخذ و اقتباس سینمایی از آثار داستانی، طی سال های دور و نزدیک نمونه های مختلفی را تجربه کرده است. این تجربه ها گاه موفق و ماندگار بوده است و گاه بی اهمیت و ناموفق و فراموش شده و گاه نیز به خلق آثار ارزشمند و شاهکار نیز انجامیده است.
 
اگر بنا به یادآوری باشد  می توان به اقتباس های سینمایی داریوش مهرجویی از آثار غلامحسین ساعدی یا داستان های جی.دی.سالینجر اشاره کرد که البته بی تردید مهمترین و ماندگار ترین آنها فیلم گاو است که بر اساس داستان عزاداران بیل نوشته غلامحسین ساعدی ساخته و تحسین همگان را برانگیخت و در زمانه خود و حتی تاکنون به عنوان اثری مهم و تاثیرگزار شناخته شده و می شود.
 
اثری که حتی مورد تقدیر و تفقد بنیانگذار انقلاب و رهبر فقید جمهوری اسلامی امام خمینی (ره) هم قرار گرفت؛ ایشان از این فیلم به نیکی و بزرگی یاد کردند و آن را اثری خوب ارزیابی كردند.
 
یکی از آثار اقتباسی سال های اخیر در سینمای ایران فیل پاداش سکوت است که بر اساس کتابی داستانی با عنوان «من قاتل پسرتان هستم» نوشته احمد دهقان ساخته شده است. فیلمی به کارگردانی مازیار میری.
 
نوع اقتباسی که در فیلم «پاداش سکوت» از داستان کوتاه «من قاتل پسرتان هستم»، صورت گرفته است در واقع محل تلاقی چند خاصیت و پدیدار شدن چند موقعیت و ویژگی خاص است.
 
داستان کوتاه احمد دهقان، عمیقا و اصالتا، تجربه گرا و بسته و پیوسته به واقعیتی عینی است که نویسنده در دوران جنگ با آن روبرو بوده است. از طرف دیگر این واقع گرایی بیشتر نوعی از رهانت به گذشته و «ادای دین» محسوب می شود تا شاخصه ای که از دل مدیوم ادبیات رخ نمایانده باشد.
 
در داستان «من قاتل پسرتان هستم» ما با داستانی واقع گرا و تجربه مند روبروییم که بیش و پیش از آنکه جلوه عشوه های دراماتیک و هنرنمایی های قلمی و پیچ و خم های مهیج ادبیات داستانی باشد، گزارش یک «اتفاق» تلخ است که نویسنده با گوشت و پوست و استخوانش، سال ها پیش به تجربه آن همت گماشته است و اینک پس از گذشت سالها، بیشتر مراقب صحت و دقت و «جویا» ی این گزارش است تا مرتبت ها و زیبایی های مدرج و خاصیت های نوشتاری نهفته در «داستان سرایی» مصطلح.
 
گرچه همین گزارش ناب و خالص، در عین تاریخی و واقعی بودن، عمیقا تراژیک و به شکل تکان دهنده ای دارای قابلیت درام پردازی و زمینه هایی برای هنرورزی است.
 
فیلم «پاداش سکوت» هم به نوعی بر اساس همین نرم افزار واقعی و تجربه تاریخی نویسنده در برهه زمانی جنگ ساخته شده است و در کلیت فیلمنامه و اجرای سینمایی آن، دقت و حساسیت بر انتقال «آن» داستانی و البته حفظ استحکام و جدیت آن واقعیت «خاص» رخ داده در تاریخ جنگ، به وضوح قابل ملاحظه است.
 
البته مسلم است که داستان «من قاتل...»، مجموعا از همین ویژگی مستفیض شده و «خاص» بودنش هم مرهون همین «امر واقع» است که تشکیل و تشکلش  منوط و مرهون به آن است.
 
نکته قابل تامل و توجه این است که در این موقعیت، ماده خام و اصلی رخ نموده در این واقعه، تا چه حد «سینمایی» و دارای قابلیت پردازش هنری است و اینکه تا چه اندازه می توان به آن «امر واقع» وفادار ماند و در عین حال فیلم را از جنبه های دراماتیک و ذهنیت ها و تخیلات هنرورزانه بی بهره نگذاشت و اینکه در تلاقی میان آن «واقع» و این «هنرورزی» چقدر می شود صلابت پیام داستان «من قاتل...» را حفظ نموده و در عین حال اثری در خور در قالب «سینما» پدید آورد./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار