ای قامت بلند امامت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۰۳۵۵۱۰

ای قامت بلند امامت

در کتاب «تو می‌‎آیی» اثر علی صفایی حائری (عین.صاد) تبیینی کاربردی از حقیقت انتظار می‌‌‎خوانیم؛ شیعه با اعتقاد به امامت گره خورده‌‎است، با این طرح، راه خویش را در تاریخ آغاز نموده و در این راه، رنج‌‎ها برده‌‎است.
میرجعفری

ای قامت بلند امامت

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو-سیدرضا میرجعفری، «تو می‌‎آیی» مجموعه‌‌‎ای است که از چهار نوشته استاد علی صفایی حائری و یک مصاحبه با وی فراهم آمده‌‌‎است. وی در این کتاب در بخش «ای قامت بلند امامت» می‌‎نویسد: شیعه با اعتقاد به امامت گره خورده‌‎است، با این طرح، راه خویش را در تاریخ آغاز نموده و در این راه، رنج‌‎ها برده‌‎است. این تاریخ خونین تشیع و این جوشان شیعه است، که دست‌‎های حاکم‌های مسلط را خضاب کرده‌‎است و افق را رنگین.

امروز در این نسل، ما امامت را پذیرفته‌‌‎ایم، ولی شاید طرح امامت و در نتیجه، امام زمان (عج) برای خود ما که شیعه هستیم، گنگ و مبهم باشد و به صورت میراثی از آن پاسداری شود؛ میراثی که هنوز عمق و ضرورتش را نچشیده‌‌‎ایم ( یا در حال چشیدن هستیم)، عمقی که گذشتگان با خون خود سرشار می‌‎کردند و ضرورتی که با هر ذره ذره از وجود خود گواهش می‌‎بودند، تا آنجا که دیوار کاخ‌‎ها را بر روی نعش‌‎های خویش می‌‎گرفتند. 

شاید بعضی، داستان امامت را داستان خویشاوندی و فامیلی، داستانی غم‌‎انگیز، داستانی محدود، حساب کنند، که شعاعش در محدوده خویش روشنگری است و سپس  باید فراموش کرد و حتی احتیاجی به آن همه یادآوری و بازگو کردنش نیست.

و شاید بعضی دیگر این داستان را با داستان سلطنت و دنیا طلبی و محرومیت یک دسته وابسته به رسول، عوضی بگیرند. و شاید در دل خوشحال باشند که خوب شد، برای یک بار هم که شده نورچشم‌‎ها در تاریخ داغ شدند و سوختند و کنار رفتند.

ولی مسأله ،نه مسأله دلسوزی و احساس است نه داستان سلطنت و محرومیت، که درست یک بینش مترقی از مسأله رهبری است؛ بینشی که معتقد است باید رهبر، جلوتر از زمان و امام زمان و جلودار زمان باشد، نه تنها آگاه از زمان و همراه آن. آن همه خون نه به خاطر خویشاوندی و دل‌‎سوزی ریخته شده و نه به خاطر محرومیت یک دسته نورچشمی و مقرب درگاه. شاید این گمان‌‎ها ازآنجا برخاسته‌‌‎است که ما امامت را مبهم مطرح کردیم و آثارش و مرز‌‎هایش و اثراتش را نشان نداده‌‎ایم و این طرح حکومتی را جدی نگرفته‌‌‌‎ایم و در نتیجه، همین طرح مبهم، باعث شده تا آن‌‎ها که با زمینه‌‎های فرهنگی و میراث خونین تشیع آشنایی ندارند، مبهوت شوند که این همه داستان و این همه تکرار؟ و یا بی‌‎خیال بمانند و با لبخندی معنی دار، ما را به اساطیر ببندند و با افسانه‌‎ها و خرافات، همسفر کنند و اگر خیلی با ما راه آمدند و انصاف به خرج دادند، ما را رویایی و ایده‌‎آلیست قلمداد کنند که دور از واقعیت‌‎ها، با خیال خود، عروسی راه انداخته‌‎ایم و دختر حاک را با چوب چوپانی خویش ادب کرده‌‌‎ایم، بی خبر از آن که این کوزه روغن بوده و نقش بر خاک.

ولی واقعیت همین است که شیعه با آن گره خورده و طرح حکومتی خود را بعنوان امامت، معرفی کرده‌‎است که شیعه با آن گره خورده و طرح حکومتی خود را به عنوان امامت، معرفی کرده‌‎است. و این طرحی است که می‌‎توان توضیحش داد، ولی نمی‌‎توان جز تمامی‌‎اش را پذیرفت. نمی‌‎توان تجزیه‌‎ا ش کرد.

طرح‌‎هایی که امامت را برای چند نسل، بر اساس نص و سنت می‌‎گیرند و سپس شورایی حسابش می‌‎کنند. و طرح‌‎هایی که امامت را غیرقابل تحلیل می‌‎شناسند و بر اساس تعبد، با تمام ابهامش باورش می‌‎کنند.

تمام این طرح‌‎ها، امامت را نفهمیده‌‎اند و جایگاه و بنیادش را نشناخته‌اند و در تاریکی تیر انداخته‌‎اند، تا چه رسد به طرح‌‎هایی که آن همه خون و شور را رویا و احساس شرقی حساب کرده‌‎اند و داستان دلسوزی خانوادگی و پیوندهای قومی را محور تحلیل خویش ساخته‌‎اند.

شاید این همه طرح و تفسیر و تأویل از آنجا مایه می‌‎گیرد که ما حکومت‌‎ها را در همین مایه‌‎های موجود دنبال می‌‎کنیم و در میان همین سیستم‌‎ها نقد می‌‎زنیم و می‌‎بینیم که هیچ کدام از این‌‎ها با امامت نمی‌‎خواند. و این است که گاهی شیعی‌‌‎ترین ما سر مسأله، با غمض عین میگذارد و فرار می‌‎کند. و یا می‌‎ماند و تخفیف می‌‎دهد، تا مورد قبول عقلای قوم و روشنفکران خلق بشود.

ما اگر جایگاه امامت را بشناسیم و ضرورتش را لمس کنیم، بر اساس همان ضرورت، وجود امام زمان را احساس می‌‎کنیم و از زیر بار اشکال‌‎های بنی اسرائیلی آزاد می‌شویم و بر اساس همان ضرورت و احساس، به عشقی از امام می‌‎رسیم و آن هم نه عشقی ساده و سطحی، که عشق شکل گرفته و جهت یافته تبدیل شده به حرکت و به سازندگی مهره‌‎هایی که این حکومت سنگین و بلند، به آن احتیاج دارد. ما باید جایگاه امامت، ضرورت امام و البته احساس و عشق شکل گرفته به این مفهوم بلند و قامت بلند را بشناسیم.

کتاب «تو می‌‎آیی» اثر علی صفایی حائری تبیینی کاربردی از همین حقیقت و البته نگاهی متفاوت و روشنگر به مسئله امامت و امام زمان (عج) است.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار