
امیر سهیلی: هر ثانیه برنامه کودک سحرگاهی باید حسابشده باشد؛ هم محتوا بدهد، هم سرگرم کند!

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، حدودا 10 سالی شده است که دیگر تلویزیون در سحرگاه ماه رحمت از انحصار بزرگترها خارج شده و روزه داران کله گنجشکی را هم به رسمیت شناخته است؛ دیگر حتی هنگام سحری خوردن هم دعوا بر سر این است که کانال برنامه کودک تماشا شود یا کانالهای آدم بزرگها. «سر سفره خدا»؛ برنامهای که با آمدنش کودکان را کنار ولدین خود به پای ثابت سفرههای سحری تبدیل کرده و نوآوری در برنامهسازی کودک به حساب میآید.
بچهها هر سحرگاه منتظر ماجرای جدیدی هستند که «احسان» (احسان مهدی)، «آقا فری» (امیر سهیلی)، آقای مدرس، آقا ماشاء الله و سایر شخصیتها قرار است رقم بزنند.
به مناسبت 10 سالگی «سر سفره خدا»، مصاحبهای داشتیم با امیر سهیلی، از بازیگران این مجموعه.
-اجرای یک برنامه زنده سحرگاهی برای کودکان چه چالشهایی دارد و چه تفاوتی با اجرا در سایر قالبهای برنامهسازی دارد؟
برنامههای سحرگاهی ویژگیهای خاص خود را دارند و این ویژگیها به چند دلیل حائز اهمیت هستند. از نظر نمایشی و اجرای شوخیها، رعایت حرمتها و حریمها در مدیوم یک برنامه مذهبی بسیار ضروری است. بهویژه آنکه نمایشهای کوتاه باید در کمترین زمان ممکن، بیشترین پیام را منتقل کنند، زیرا بسیاری از مخاطبان در لحظه پخش برنامه مشغول صرف سحری یا شبزندهداری هستند و ممکن است بخشهایی از نمایش را نبینند.
ایجاد فضایی نمایشی که هم مفرح باشد و هم با حال و هوای ماه مبارک رمضان همخوانی داشته باشد، چالش بزرگی است. همچنین، بیدار نگه داشتن کودکان و نوجوانان در آن ساعت از شب کار دشواری است، اما ما این مسئولیت را پذیرفتهایم و تلاش میکنیم آن را به بهترین شکل انجام دهیم.
این برنامه چالشهای متعددی دارد. مخاطبان ما سالهاست که با نمایشهای ما همراه هستند و بهخوبی نقاط ضعف و قوت کار را درک میکنند. در بسیاری از مواقع، چنان درگیر داستان شدهاند که حتی پایان قصهها را آنها رقم زدهاند. این ارتباط مستقیم با مخاطبان، یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این برنامه است.
در کنار تمام این موارد، اجرای این نوع برنامه از نظر بازیگری، نویسندگی، کارگردانی، طراحی رنگ و نورپردازی و ایجاد طراوت در فضا، کاری بسیار دشوار است. با این حال، به لطف خدا، تا اینجا تلاش کردهایم که آن را بهدرستی انجام دهیم.
- ترکیب اجرای زنده با بخشهای نمایشی نیاز به هماهنگی بالایی دارد. شما چگونه بین این دو نقش تعادل برقرار میکنید؟
سالها طول کشید تا به این ترکیب برسیم؛ یعنی اجرای بازیگری در مقابل دوربین زنده و در پخش مستقیم. در واقع، ما باید علاوه بر بازیگری، مهارت نویسندگی، کارگردانی و شناخت دقیق دوربین را نیز داشته باشیم. همچنین، باید توانایی اجرای آنی را در لحظاتی که ممکن است کمترین زمان در اختیارمان باشد، کسب کنیم تا بتوانیم بیشترین محتوا را در قالبی نمایشی منتقل کنیم. این موضوع کار را بسیار دشوار میکند، زیرا گاهی زمان اجرای ما بسیار محدود است و نمایش نیاز به پرداخت و کارگردانی بیشتری دارد. - در همین راستا، آقای یاسر غفاری، که هم تهیهکننده هستند و هم کارگردانی پخش زنده را بر عهده دارند، در لحظاتی که احساس کنند محتوایی بهخوبی منتقل نشده یا دیالوگ مهمی جا افتاده است، از طریق وسایل ارتباطی که به گوشیهای ما متصل است، نکات لازم را به ما گوشزد میکنند. ما نیز باید فوراً این موارد را در قالب نمایش یا دیالوگ اجرا کنیم.
این ترکیب، یک ساختار منحصربهفرد ایجاد کرده است؛ بهطوری که هر شب حدود ۱۲۰ دقیقه نمایش زنده را در یک چارچوب مشخص، که پس از بحث و توافق شکل گرفته است، اجرا میکنیم. اما سختی کار اینجاست که اجرای ما مانند دیالوگنویسی در فیلمهای سینمایی یا سریالها نیست. این نوع بازیگری جایگاهی پیچیده و دشوار دارد، زیرا در عین بداهه بودن، باید در چارچوب مشخصی قرار گیرد. بداههپردازی ما به این معنا نیست که هر چه به ذهنمان برسد، بگوییم، بلکه باید در لحظه و بر اساس قواعد تعیینشده عمل کنیم.
از آنجا که این برنامه در سحرگاه پخش میشود، اجرا باید طراوت خاصی داشته باشد. همچنین، بخشی از آن بهصورت شنیداری دنبال میشود، زیرا بسیاری از خانوادهها ممکن است هنگام پخش برنامه مشغول آمادهسازی غذا باشند یا فرصت نکنند که کاملاً روی تلویزیون تمرکز کنند. بنابراین، ما باید هم محتوای پیام را منتقل کنیم، هم نمایش را بهگونهای ارائه دهیم که بیننده آن را درک کند، و هم فضای شنیداری را طوری تنظیم کنیم که مخاطب، حتی بدون تماشای تصویر، بتواند مفهوم را دریافت کند.
-کدام اتفاقات بداهه در اجرا، برای خود شما هم بسیار شگفت انگیز و غیر منتظره بود؟
در پخش زنده، اتفاقات غیرمنتظره و عجیبی رخ میدهد. بسیاری از اوقات، نقصهایی که در مرحله طراحی داستان وجود دارد، ممکن است در اجرا بهخوبی کارگردانی نشده باشد. در چنین لحظاتی، ما ناچاریم همانجا متوجه این اشکالات شویم و آنها را از نظر بصری، مفهومی و اجرایی ترمیم کنیم. این کار دشواری زیادی دارد، چراکه باید کاملاً بداهه عمل کنیم. البته این توانایی نتیجه سالها تجربه ما در اجرای برنامههای زنده است.
در چنین شرایطی، ما به کمک نگاهها یا اشارههای کوچک میتوانیم سریعاً با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم و نواقص احتمالی متن یا مشکلاتی که در اثر پیشامدهای ناگهانی رخ میدهند، برطرف کنیم. برای مثال، ممکن است وسیلهای که در صحنه اهمیت دارد، بشکند یا از بین برود، برق قطع شود یا هر اتفاق غیرمنتظرهای رخ دهد. یک بازیگر در مدیوم پخش زنده باید همواره برای چنین شرایطی آماده باشد تا بتواند در همان لحظه، نقص را جبران کند و اجرای درستی از متن ارائه دهد.
7-کدام یک از باخوردهای مخاطبین برای شما جالب تر بوده است؟
یکی از نکات جالبی که در بازخوردهای مردم برای من اتفاق میافتد، این است که اغلب از سوی افرادی که انتظارش را ندارم، واکنش دریافت میکنم. تصورم این است که مردم مرا با سریالهایی مانند «نون خ»، برنامههای عمو پورنگ یا بسیاری از آثار دیگر میشناسند. بااینحال، فراتر از اینها، تعداد زیادی از مخاطبانم در طول سال مرتباً از من میپرسند که آیا امسال هم برنامه سحرگاهی دارم یا نه. این پیگیریها بهویژه در فضای مجازی، مانند اینستاگرام و دیگر پلتفرمها، بسیار پررنگ است. آنها بارها این سؤال را مطرح میکنند و نگرانی زیادی در این زمینه دارند. به یاد دارم یکی از مخاطبانم – که متأسفانه اکنون جزئیات سن و شرایطش را به خاطر ندارم – در طول سال بارها این پرسش را مطرح میکرد که آیا در ماه رمضان برنامهای خواهم داشت یا نه. این میزان توجه و محبت مردم واقعاً برایم ارزشمند است.
-عوامل برنامه چه زمانی سحری خود را صرف میکنند؟
روند کار ما به این صورت است که تقریباً از ساعت ۱۰ یا ۱۲ شب در استودیو حاضر میشویم و متنخوانی، دورخوانی و بررسی جزئیات اجرا را آغاز میکنیم. در این مرحله، متن را بخشبندی کرده و بازیها را تنظیم میکنیم. در اصطلاح حرفهای، به این فرآیند کنداکتور گفته میشود، که تعیین میکند اجرا از کجا آغاز شود، در کدام بخش به اوج برسد، چگونه پایان یابد، چه زمانی سرود پخش شود، در چه لحظهای به اذان برسیم، بعد از اذان چه اتفاقی بیفتد، چه زمانی میزبان مهمان باشیم و سایر جزئیات اجرایی چگونه تنظیم شود.
حدود ساعت ۱ بامداد، زمان سحری خوردن است، اما حتی در همین حین نیز جلسه دورخوانی ادامه دارد. در واقع، ما همزمان با صرف سحری، متنها را مرور کرده و هماهنگیهای نهایی را انجام میدهیم تا بتوانیم تا ساعت ۳:۳۰ بامداد کاملاً آماده باشیم و مقابل دوربین برویم.
- اگر قرار باشد تغییری در روند اجرای این برنامه ایجاد کنید، چه پیشنهادی دارید؟
ما به امکانات بیشتری نیاز داریم؛ دوربینهای بهتر، لوکیشنهای متعدد و کاراکترهای متنوعتر، چه خودمان نقشهای بیشتری ایفا کنیم و چه بازیگران جدیدی به گروه اضافه شوند. ظرفیت نمایشی این کار بسیار بالاست و میتوانیم محتوای بسیار گستردهتری را به تماشاگر ارائه دهیم، اما متأسفانه به دلایل مختلف این امکان فراهم نشده است.
اگر شرایط مناسب فراهم شود، میتوانیم دکورهای متنوعتر، لوکیشنهای متعددتر و بازیگران بیشتری داشته باشیم و قصههای مختلفی را در قالبهای گوناگون روایت کنیم. حتی این ظرفیت وجود دارد که این برنامه، بهجای اجراهای زنده، به شکل یک سریال نمایشی مستقل تولید شود. البته اجرای زنده جذابیتهای خاص خود را دارد، اما این سبک برنامهسازی در قالب یک مجموعه نمایشی نیز قطعاً موفق خواهد بود.
آنچه در حال حاضر کم داریم، حمایت بیشتر است. البته نمیتوان گفت که حمایتها وجود ندارد؛ شبکه و تلویزیون تا حد توان پشت ما هستند و زحمات خود را میکشند، اما ظرفیت واقعی این کار بسیار فراتر از آن چیزی است که تاکنون ارائه شده است. اگر این ظرفیت را ۱۰۰ در نظر بگیریم، ما فعلاً تنها ۱۰ درصد از آن را به نمایش گذاشتهایم.
-در حال حاضر مشغول چه پروژههای دیگری هستید؟
در حال حاضر مشغول کار روی یک سریال هستم. فصل دوم سریال «لالایی» که البته نام آن تغییر کرده و اکنون با عنوان «آرزوهای کپکی» شناخته میشود. این سریال در حال حاضر مراحل مونتاژ را طی میکند. بهزودی قرار است منتشر شود. در این مجموعه، بازیگران بسیار خوبی حضور دارند، از جمله آقای سعید امیرسلیمانی، سپند امیرسلیمانی، داریوش فرضیایی، محمود جعفری، حامد وکیلی، نعیمه نظامدوست و بسیاری از هنرمندان دیگر که به گروه بازیگری اضافه شدهاند. امیدوارم طی روزهای آینده شاهد پخش آن باشیم.