کودتاگران سقیفه با اعطای لقب صدیق به خلیفۀ اول جایگاه صدیقه بودن حضرت زهرا را رد کردند تا خلافت را بازنگردانند!

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، حجت الاسلام و المسلمین علوی تهرانی در یکی از سخنرانی هایش در پی شبهه وارده به صدیق بودن خلیفه اول میگوید:
لقب صدیق تنها اختصاص به امیرالمؤمنین دارد
هم شیعه و هم اهل سنت این حدیث را از امیرالمؤمنین نقل کردهاند:
من بندۀ خدا و برادر رسول خدا هستم. من صدیق اکبر هستم و این لقب را بعد از من هیچکس به خودش نسبت نمیدهد مگر آنکه کذاب باشد.
وقتی حضرت امیر میفرمایند که من صدیق اکبر هستم، معنایش این میشود که من تسلیمترین شخص نسبت به خدا و رسول او هستم.
پس اولا خود اهل سنت اقرار کردهاند که این حدیث شریف صحیح است و ثانیا بر اساس همین حدیث هر کسی لقب صدیق را برای خودش بهکار ببرد بسیار دروغگوست.
خلیفۀ اول بر اساس آیات قرآن و نقل تاریخ صدیق نیست
مخالفت خلیفۀ اول با کلام خدا و رسول او
خدا برای صدیقۀ طاهره شهادت به عصمت داده است. (احزاب:۳۳)
اهل سنت قبول دارند ایشان مصداق این آیه است. در تاریخ آمده وقتی مالکیت حضرت بر فدک مورد قبول خلیفۀ اول واقع نشد حضرت به او فرمودند: فدک را به من بازگردان! زیرا رسول خدا آن را به من بخشیده است. اما او از ایشان شاهد خواست! لذا حضرت،ام أیمن و رباح غلام پیامبر را آوردند و آنها نیز بر اعطای فدک شهادت دادند. اما او نپذیرفت!
وقتی خلیفۀ اول ادعای مالکیت حضرت را نمیپذیرد یعنی بر خلاف شهادت خدا ایشان را معصوم ندانسته است! در حالیکه بر اساس آیۀ قرآن صدیقین کسانی هستند که تسلیم محض خدا و رسول او هستند.
ترجیح شهادت مردم بر شهادت خدا توسط خلیفۀ اول
حضرت امیر به خلیفۀ اول فرمودند: آیا آیۀ تطهیر دربارۀ ما نازل شده یا دیگران؟
گفت: دربارۀ شما نازل شده.
فرمودند: اگر جماعتی شهادت دهند که فاطمه مرتکب عمل زشتی شده چه خواهی کرد؟
گفت: قطعا بر او حدّ جاری میسازم!
حضرت فرمودند: پس تو نزد خدا از کافران خواهی بود. زیرا تو منکر شهادت خدا بر طهارت او شده و شهادت گروهی از مردمان را پذیرفتهای.
این چگونه صدیقی است که منکر آیات قرآن است؟
مبنای غضب و خشنودی خدا غضب و خشنودی صدیقۀ طاهره است
رسول خدا فرمودند: خدا با خشم فاطمه به خشم میآید و با خشنودی او نیز خشنود میشود.
وقتی فرمودند فدک ارث رسول خدا به من است خلیفه اول از رسول خدا حدیث جعل کرد که: ما پیامبران ارثی از خود به یادگار نمیگذاریم!
صدیقۀ طاهره غضب کردند و فرمودند: آیا در قرآن است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم هیچ ارثی نبرم؟ تهمت بزرگ و عجیبی زدهای!
حضرت به این حقیقت اشاره میکنند که خلیفۀ اول به خدا دروغ نسبت داده است!
پس بر اساس قرآن خلیفۀ اول صدیق محسوب نمیشود.
مضافا اینکه بسیاری از عالمان اهل سنت اعتراف کردهاند که این لقب شایستۀ خلیفۀ اول نیست و احادیث آن جَعْلی و سلسلۀ این روایات نیز، ضعیف است. پس صدیق گفتن به خلیفۀ اول نه ملاک قرآنی دارد و نه ملاک روایی!
اگر کسی بانی این معنا بشود که خلیفۀ اول صدیق است و این را به گوش مردم برساند این به معنای انکار امامت است!
این تنها یک لقب نیست بلکه یک منقبت است که بعد شخصیتی را در برمیگیرد.
ابن ابیالحدید از استاد خود سؤال کرد: چرا ابوبکر فدک را به فاطمه پس نداد در حالیکه میدانست او راستگوست؟
استادش گفت: چون اگر فدک را به او برمیگرداند و به راستگویی وی اعتراف میکرد فاطمه روزی میآمد و خلافت همسرش را مطرح و ابوبکر را از مقامش دور میکرد و ابوبکر نیز در عدم قبول گفتار او هیچ عذری نداشت. زیرا خودش به صدیقه بودن او اعتراف کرده بود!
پس صدیقۀ طاهره بهواسطۀ فدک بحثی را مطرح کردند که بگویند جایگاه این خاندان چه جایگاهیست و جایگاه غاصبین خلافت چه جایگاهی.
کودتاگران سقیفه با اعطاء لقب صدیق به خلیفۀ اول جایگاه صدیقه بودن حضرت زهرا را رد کردند تا خلافت را بازنگردانند!
حالا شما به راحتی میگویید که این آدم صدیق است؟ اگر کسی قائل به صدیق بودن خلیفۀ اول باشد یعنی ادعای صدیقۀ طاهره در مسئلۀ مالکیت فدک را دروغ دانسته است! شما با طرح این مسئله در رسانۀ ملی صدیقۀ طاهره را متهم به دروغگویی در مسئلۀ فدک کردید!
من به دور از هرگونه تعصب و با استفاده از آیات قرآن و روایاتی که در کتب اهل سنت آمده حرف خود را زدم. اما بدانید که خدا و رسول او باید از ما راضی باشند اگر مؤمن هستیم.