خنجر تحریم آمریکا و رویاپردازی مذاکرهطلبان
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ همزمان با روزهایی که برخی رسانههای ایرانی تیتر صفحه اول خود را به خیالپروری «مذاکره مسلح» و حتی «مذاکره راهبردی با آمریکا» اختصاص میدهند، طرف مقابل «شمشیر را از رو بسته» و بار دیگر ایران را با «سلاح تحریم» تحت فشار قرار میدهد.
طنز تلخی که از عقبماندگی تحلیلی رسانههای ایرانی نسبت به واقعیات منازعه ایران و آمریکا حکایت میکند. از سوی دیگر برخی سیاسیون هم عملا در خیالات خود به سر برده و براساس حدسها و نامعلومات خود ، جنگ و منازعه را تمامشده میپندارند. حال آنکه واقعیت ماجرا چیز دیگری است.
سلاح تحریم
وزارت خزانهداری آمریکا بامداد جمعه در ادامه سیاستهای خصمانه و فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران، نام ۱۴ فرد، ۲۴ شرکت، ۱۰ کشتی و ۷ هواپیما را بهدلیل ارتباط با ایران در فهرست تحریمها قرار داده و همچنین اعلام کرد که «شبکهای از شرکتهای پوششی، واسطههای کشتیرانی و کشتیها» را به اتهام «حمایت از نیروهای مسلح ایران از طریق فروش نفت خام» در فهرست تحریمهای خود قرار داده است.
در بیانیه منتشر شده در وبسایت وزارت خزانهداری آمریکا ادعا شده است که «این شبکه با استفاده از شرکتهای صوری در کشورهای امارات متحده عربی، هند، آلمان، یونان و پاناما و همچنین ناوگان سایه، نفت ایران را به خریداران آسیایی فروخته و درآمد آن را به نیروهای مسلح ایران، به ویژه ستاد کل نیروهای مسلح و نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، منتقل میکند».

جالب است آمریکا این اقدام را بخشی از کارزار «فشار حداکثری» برای جلوگیری از آنچه «توسعه تسلیحات هستهای و حمایت از گروههای نیابتی» میخواند، توصیف کرده است. این اقدام نشاندهنده آن است که هنوز برای آمریکاییها جنگ به پایان نرسیده و تنها در طی اقدامی تاکتیکی، سلاح آنها علیالظاهر تغییر یافته است.
بدین معنا که اگر دیروز از طریق اسرائیل به ایران حمله نظامی شد و جنگی آشکار رقم خورد، امروزاز سویی خنجر تحریم آمریکاییها بر سر ایران فرود میآید و از سوی دیگر هواپیماهای حامل تسلیحات آنها در تلآویو.
در واقع با وجود اینکه کماکان صادرات نفتی ایران فعال و برقرار است ، اما آمریکاییها تلاش داشتهاند تا به وسیله تضعیف توان اقتصادی ایران، قدرت نظامی آن را دچار ضعف کرده و جامعه ایرانی را هم از طرفی تحتالشعاع قرار دهند. موضوعی که بخشی از «پازل منازعه» آمریکا علیه ایران میباشد، اما برخی رسانهها و سیاسیون خوشخیالانه آن را نادیده انگاشته و به پالسهای موهوم مذاکره توجه میکنند.
توهم یا واقعیت؟
جالب آنکه هنوز یک هفته نگذشته که عراقچی، وزیر امور خارجه درخواست آمریکاییها برای مذاکره مجدد را اعلام کرده است وهمزمان ایران با تحریم مواجه میشود. با این حال برخی رسانهها به محض شنیدن درخواست مذاکرهای که نیت پشت پرده آن مشخص نیست، باز هم به «تنظیمات کارخانه» بازگشته و دم از سازش و مذاکره زدند.
روزنامه خراسان تیتر صفحه اول خود را «پنجره نیمهباز دیپلماسی» تقریر کرده و روزنامههای جامجم و جوان نیز با اقتباس از سخنان خطیبزاده، معاون وزیر امور خارجه، به همین شکل از «مذاکره مسلح» گفتهاند.

روزنامه شرق هم از «دیپلماسی زیر آتش» نوشته است. گویی که انگار نه انگار همین چند ماه قبل بود که ایران پای میز مذاکره نشست، اما آمریکاییها به وسیله صهیونیستها با آغاز جنگ آشکار نظامی، آن را نابود ساختند و مگر آمریکای دیروز با آمریکای امروز چه تغییری کرده است؟

از سوی دیگر، برخی سیاسیون هم با تلاش برای رمزگشایی پیام پزشکیان به بنسلمان پیش از سفر وی به کاخ سفید، از آغاز احتمالی دور جدید مذاکرات سخن گفته و یا درخواست آن را داشتهاند.
حمید ابوطالبی، دیپلمات اسبق و مشاور دولت یازدهم و دوازدهم در این زمینه نوشته: «جناب پزشکیان. همزمانی این سه تحول- پیام رسمی ایران، اعلام میانجیگری عربستان، و اعلام آغاز روند مذاکرات از سوی آمریکا- رخدادی کمنظیر است. در طی سالهای گذشته، چنین هماهنگی سیاسی و دیپلماتیک میان سه پایتخت بهصورت همزمان شکل نگرفته بود.
این همزمانی نشان میدهد که «پنجرهای راهبردی» گشوده شده است؛ پنجرهای که از بین بردن آن، نهتنها فقدان یک فرصت، بلکه خطایی راهبردی خواهد بود.». این در صورتی است که افراد نزدیک به اعضای شورای عالی امنیت ملی از ماجرایی دیگر حکایت کردهاند که احتمالا بیشتر به واقعیت ماجرا نزدیک میباشد.
به عنوان مثال، مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس در امور راهبردی نوشته: «جالب است که در حالی که پشت پرده هیچ مذاکرهای میان ایران و امریکا وجود ندارد، و اساسا چشماندازی هم نیست، در شبکههای اجتماعی فارسیزبان غائلهای درباره محتوای این مذاکرات، نقش عربستان در آن، و خدمت وخیانت مذاکرهکنندگان برپاست! مدتهاست این جمعبندی کموبیش اجماعی در میان تصمیمگیران ایران وجود دارد که امریکا و رژیم اسراییل در اندیشه فروپاشی ایران هستند و کسی در واشینگتن تمایلی به یک مذاکره و توافق واقعی ندارد. تجربه جنگ هم به ما میگوید باید برای رویارویی آماده بود و شانسی برای توافق با امریکایی که اسراییل آن را هدایت میکند وجود ندارد.»

محمدی همچنین ضمن اشاره به ناامیدکننده بودن تلاشهای ایران برای بهبود روابط با عربستان، بیان کرده: «از منظر استراتژیک تا وقتی امریکا و رژیم برای حمله بعدی آماده میشوند، ایران هم باید انرژی خود را صرف ایجاد آمادگی کند، به جای دل بستن به مذاکراتی که هدف آن خارج کردن مواد [غنیشده ۶۰ درصد]از ایران و تکمیل حفرههای اطلاعاتی برای جنگ است. روا نیست که در چند ماه از یک سوراخ دوبار گزیده شویم.» در واقع بهعکسِ کسانی که گمان میکنند آمریکا ظاهرا طالب مذاکره با ایران بوده است، شواهد نشان میدهد که واقعا میزی برای مذاکره وجود ندارد بلکه در حقیقت دامی دگر پهن است.
شمشیر عیان است، بنگرید!
با وجود تجربههای اخیر مذاکرات مسقط و رم که نتیجه آن حمله غافلگیرانه اسرائیل و آمریکا به ایران بود و توافق قاهره که در همین روزهای گذشته با صدور قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران، عراقچی، وزیر امور خارجه آن را «کشته شده توسط آمریکا و سه کشور اروپایی» عنوان کرد، هنوز هم عدهای در رویای توافق با آمریکایی بهسر میبرند که در برابر ایران حتی ذرهای مسامحه به خرج نمیدهد!
این در صورتی است که طرفهای غربی و بالاخص آمریکا عملا سعی داشتهاند که با تحریم و فشار سیاسی از یکسو مستقیما ایران را تحت فشار قرار دهند و از سویی دیگر با حمایت از رژیم صهیونیستی و فشارهای سیاسی علیه گروههای مقاومت، دست ایران را در منطقه و از حوزه استراتژیک آن قطع سازند. به بیانی دیگر، علیرغم اینکه شمشیر دشمن در هوا در حال چرخیدن است، عدهای سادهانگارانه آن را پرچمی سفید برای «صلحی موهوم» مینگرند. صلحی که نمودهایش تنها تحریم، قطعنامه، تهدید و جنگ بوده است.