آرایش نیروهای آمریکا در منطقه؛ بازدارندگی پدافندی یا عملیات محدود؟
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۲۱۹۹

آرایش نیروهای آمریکا در منطقه؛ بازدارندگی پدافندی یا عملیات محدود؟

در حالی که رسانه‌ها و شبکه‌های خبری در روزهای اخیر بر تحرکات لجستیکی و نظامی آمریکا در غرب آسیا تمرکز کرده‌اند و فضای «جنگ قریب‌الوقوع» را برجسته می‌کنند، بررسی دقیق آرایش نیروها و حجم تجهیزات منتقل‌شده نشان می‌دهد آمریکا بیشتر در مرحله مدیریت پیامدها و بازدارندگی پدافندی قرار دارد و آغازگر هرگونه تنش گسترده، ممکن است رژیم صهیونیستی باشد، نه واشنگتن.
آرایش نیروهای آمریکا در منطقه؛ بازدارندگی پدافندی یا عملیات محدود؟

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو_سید مصطفی میرزاباقری برزی: در روز‌های اخیر موجی از اخبار و تحلیل‌ها پیرامون افزایش تحرکات لجستیکی و ترابری نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا منتشر شده است.

بخش قابل توجهی از این روایت‌ها، آگاهانه یا ناآگاهانه در راستای القای فضای «جنگ قریب‌الوقوع» و ایجاد اضطراب در افکار عمومی شکل گرفته‌اند و این در حالی است که بررسی دقیق داده‌های میدانی و نوع آرایش نیروها، تصویری متفاوت و واقع‌بینانه‌تر ارائه می‌دهد.

هرچند نمی‌توان احتمال اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران را به طور مطلق نفی کرد، اما شواهد موجود نشان می‌دهد تحرکات فعلی آمریکا بیش از آنکه معطوف به طراحی یک عملیات تهاجمی گسترده باشد، ماهیتی پدافندی و بازدارنده دارد.

ترکیب تجهیزات منتقل‌شده، الگوی استقرار نیرو‌ها و محدود بودن حجم لجستیک، همگی حاکی از آن است که واشنگتن در مرحله مدیریت پیامد‌ها قرار دارد، نه آغاز جنگ. در این چارچوب، باید میان «آماده‌سازی برای اقدام» و «تصمیم به اقدام مستقیم» تمایز قائل شد.

آنچه در حال حاضر مشاهده می‌شود، بیشتر ناظر بر ایجاد آمادگی برای مقابله با واکنش‌های احتمالی ایران در صورت بروز یک اقدام خصمانه از سوی بازیگران دیگر است و از همین‌رو برخلاف برداشت رایج، احتمال دارد آغازگر هرگونه تنش نظامی، نه آمریکا، بلکه رژیم صهیونیستی باشد.

رژیم صهیونیستی، به عنوان بازیگری که در سال‌های اخیر بیشترین انگیزه را برای گسترش دامنه درگیری‌ها داشته، ممکن است به دنبال اجرای یک اقدام محدود، اما تحریک‌آمیز علیه ایران یا منافع محور مقاومت باشد. در چنین سناریویی، نقش آمریکا نه به‌عنوان مهاجم، بلکه به‌عنوان تأمین‌کننده چتر دفاعی و پشتیبان لجستیکی برای حفاظت از اسرائیل در برابر پاسخ احتمالی و فراگیر ایران تعریف می‌شود و بخش عمده استقرار‌های اخیر آمریکا را می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد.

سناریوی دیگر، اجرای یک عملیات محدود، کوتاه‌مدت و نمادین از سوی خود آمریکا است؛ اقدامی که بیش از آنکه اهداف نظامی راهبردی را دنبال کند، کارکرد سیاسی و روانی دارد و چنین عملیاتی می‌تواند با هدف حفظ پرستیژ نظامی، ارسال پیام بازدارنده و اثرگذاری بر معادلات داخلی ایران طراحی شود. محدود بودن دامنه و ظرفیت تحرکات اخیر آمریکا با این سناریو همخوانی بیشتری دارد و نشان می‌دهد واشنگتن تمایلی به ورود به یک درگیری پرهزینه، غیرقابل کنترل و چندلایه ندارد.

در مجموع، آنچه امروز در غرب آسیا جریان دارد، نه نشانه‌ای قطعی از جنگ تمام‌عیار، بلکه ترکیبی از ارعاب روانی، بازدارندگی نظامی و آماده‌سازی برای مدیریت سناریو‌های مختلف است. بزرگنمایی تهدید و القای حتمیت جنگ بیش از آنکه ریشه در واقعیت میدانی داشته باشد، بخشی از جنگ شناختی دشمن برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و محاسبات داخلی ایران به شمار می‌رود.

تحلیل دقیق شرایط نشان می‌دهد هرگونه سناریوی گسترده‌تر علیه ایران یا محور مقاومت، نیازمند پیش‌شرط‌هایی استراتژیک و نظامی است که در وضعیت فعلی هنوز به‌طور کامل فراهم نشده‌اند و از این رو، مواجهه هوشمندانه با تحولات اخیر مستلزم پرهیز از هیجان‌زدگی، تمرکز بر واقعیت‌های میدانی و تفکیک دقیق میان عملیات روانی و تهدید واقعی نظامی است.

پربازدیدترین آخرین اخبار