«غبار میمون»: تریلر سیاسی‌ای با ظرفیت‌های نافرجام
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۶۳۸۵۹

«غبار میمون»: تریلر سیاسی‌ای با ظرفیت‌های نافرجام

آرش معیریان، کارگردان نام‌آشنا در عرصه کمدی‌های گیشه‌ای، با «غبار میمون» گامی جسورانه، اما ناهموار به وادی درام سیاسی و امنیتی برداشته است. فیلمی با ایده‌هایی به‌روز و جذاب، اما با روایتی شتاب‌زده و اجرایی ناهمگون که در نهایت، رویای ساخت یک تریلر تعلیق‌محور تاثیرگذار را ناتمام می‌گذارد.
«غبار میمون»: تریلر سیاسی‌ای با ظرفیت‌های نافرجام

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، آرش معیریان، این‌بار در «غبار میمون» مسیری کاملاً متفاوت را در پیش گرفته است. دور شدن از فضای طنز محض و ورود به ژانر پیچیده «درام سیاسی-امنیتی با پس‌زمینه بین‌المللی»، خود به تنهایی اقدامی قابل تحسین و نشان‌دهنده میل به توسعه و خلق تجربه‌های تازه در سینمای ایران است. «غبار میمون» از این منظر، نقطه عطفی در کارنامه معیریان محسوب می‌شود؛ تلاشی بلندپروازانه برای همراهی با ذائقه پیچیده‌تر مخاطب و پرداختن به سوژه‌ای که در بستر امروز جهان و ایران، هم جذاب و هم خطرناک است.

ایده‌های به‌روز، پرداختی سطحی

فیلم سریعاً مخاطب را درگیر مفاهیمی مدرن و دغدغه‌برانگیز می‌کند: دستکاری ذهن، جنگ شناختی، پیوند علوم اعصاب و امنیت ملی، و پروژه‌های سری اطلاعاتی. این مفاهیم، ماده اولیه غنی برای ساخت یک تریلر سیاسی هوشمندانه و تعلیق‌برانگیز فراهم می‌کنند. با این حال، به نظر می‌رسد فیلمنامه در مرحله ایده متوقف شده و نتوانسته این محور‌های جذاب را در بافت یک روایت منسجم، عمیق و علت‌ومعلولی بگنجاند.

پرداخت به این موضوعات اغلب شعاری و سطحی است و به جای کاوش در پیچیدگی‌های اخلاقی و عملیاتی آنها، صرفاً به عنوان عنصری برای پیشبرد سریع و گاه نامفهوم داستان استفاده می‌شوند.

ضعف روایی: از سریال فشرده تا تدوین ناپیوسته

مشکل اصلی «غبار میمون» در ساختار روایی آن نهفته است. فیلم بیش از آنکه یک اثر سینمایی با ریتم و بافت منسجم باشد، به یک «سریال چندقسمتی فشرده‌شده» شباهت دارد. شخصیت‌های فرعی متعددی معرفی می‌شوند که فرصت پرداخت و باورپذیری نمی‌یابند و به سرعت از داستان حذف می‌شوند. خطوط داستانی موازی، به جای ایجاد بافت غنی، اغلب باعث سردرگمی و عدم تمرکز می‌شوند. این ضعف در مرحله تدوین تشدید می‌شود. کات‌های ناگهانی، تغییر صحنه‌های بی‌مقدمه و فقدان ریتم تدریجی برای ساخت تعلیق، باعث می‌شود مخاطب هرگز به طور کامل در فضای بحرانی فیلم غرق نشود. تعلیق، که باید موتور محرک چنین فیلمی باشد، بیشتر تصنعی و تحمیلی به نظر می‌رسد تا حاصل طبیعی روابط علّی و شخصیت‌پردازی قوی.

مشکلات اجرایی و منطق عملیاتی

در ژانر سیاسی-امنیتی، جزئیات و باورپذیری نقش کلیدی دارند. متأسفانه «غبار میمون» در بخش‌های اکشن و عملیات‌های جاسوسی با مشکلات اجرایی روبروست. طراحی برخی صحنه‌ها، منطق عملیاتی شخصیت‌ها (اعم از عوامل امنیتی یا جاسوسان) و حتی جغرافیای حرکت آنها چندان قانع‌کننده نیست. این کم‌دقتی‌ها باعث می‌شود حتی سکانس‌های به ظاهر پرتنش نیز تاثیر عمیقی بر مخاطب نگذارند و او را درگیر خود نکنند. فیلم به جای ایجاد حس خطر واقعی و هوشمندانه، گاه به سمت کلیشه‌های آشنای ژانر می‌لغزد.

جمع‌بندی: رویای ناتمام یک تریلر

«غبار میمون» را باید به عنوان یک «تجربه ناتمام»، اما مهم ارزیابی کرد. این فیلم نشان می‌دهد آرش معیریان و همکارانش جسارت رو‌به‌رو شدن با سوژه‌های پیچیده را دارند و به تغییر فضا و توسعه قابلیت‌های خود می‌اندیشند. فیلم از نظر تولید و طراحی صحنه، تلاش برای رسیدن به استاندارد‌های بین‌المللی را نشان می‌دهد و بازی برخی از بازیگران نیز قابل قبول است. با این حال، ضعف در فیلمنامه‌نویسی منسجم، تدوین روان و کارگردانی مسلط بر ریتم یک تریلر سیاسی، مانع از تحقق ظرفیت‌های نهفته در ایده اولیه می‌شود. «غبار میمون» بیشتر به یک فیلمنامه‌ی بالقوه می‌ماند که روی کاغذ جذاب است، اما در مرحله اجرا و تبدیل به اثر سینمایی، نتوانسته آن ایده‌ها را به درستی پرورش دهد. این اثر اگرچه به عنوان یک نقطه آغاز برای کارگردانش قابل احترام است، اما در نهایت در «جست‌وجوی تعلیق» خود، راه را گم می‌کند و رویای ساخت یک تریلر سیاسی تاثیرگذار و فکرشده را ناتمام باقی می‌گذارد.

پربازدیدترین آخرین اخبار