کوچ، سیاحتی در زندگی سردار دلها از کودکی تا نوجوانی
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، فیلم سینمایی «کوچ» تازهترین اثری است که به زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی میپردازد، اما نه از آن زاویهای که ما انتظار داریم. اینجا خبری از صحنههای نبرد و عملیاتهای نظامی نیست. فیلمساز بهجای تمرکز بر سالهای فرماندهی و قهرمانی، دوربینش را در دل روزهای کودکی و نوجوانی او کاشته است؛ در روزهایی که هنوز «حاج قاسم» نشده و فقط یک پسر بچه عشایری است.
داستان در دل زندگی عشایر شکل میگیرد؛ جایی که خانواده، کار، ایمان و حلالخوری ستونهای اصلی زندگیاند. نماهای باز و چشمنواز، حس اصالت و پاکی را به مخاطب منتقل میکنند.
خط روایی فیلم با یک انتخاب جالب جلو میرود: روایت اولشخص. انگار خودِ کودک نشسته رو به رویت و در حین بازی خاطراتش را تعریف میکند. این شیوه روایت، حس صمیمیت ایجاد میکند و بیننده را بیشتر به شخصیت نزدیک میکند. تماشاگر فقط شاهد زندگی او نیست، بلکه با ذهن و احساساتش همراه میشود.
از لحظههای تأثیرگذار فیلم، سکانسهایی است که حاج قاسم در کودکی تعزیه بازی میکند و نقش حضرت عباس (ع) را بر عهده دارد. این صحنهها فقط یک فعالیت کودکانه نیستند؛ بلکه نشانهای از ریشههای اعتقادی و روحیه فداکاری او هستند. حتی حساسیت پدر و مادرش روی حلال و حرام، تا حد خوردن یک گردو، بهخوبی نشان میدهد که تربیت خانوادگی چه نقش مهمی در ساختن آینده او داشته است. فیلم بهنوعی میگوید قهرمانها یکشبه ساخته نمیشوند؛ از دل همین جزئیات کوچک و تربیتهای دقیق شکل میگیرند.
فیلم اما در کودکی متوقف نمیماند و با عبوری آرام از سالهای ابتدایی زندگی، به نوجوانی حاج قاسم میرسد؛ دورهای که شخصیت او شکل جدیتری به خود میگیرد. در این مقطع، تصویری از پسری رفیقباز، اجتماعی و در عین حال حرفگوشکن میبینیم؛ نوجوانی که زود یاد میگیرد، مسئولیتپذیر است و هر کاری را با دقت و جدیت دنبال میکند. او نه سرکش است و نه جدا از جمع؛ برعکس، در دل خانواده و جمع دوستان رشد میکند و همین پیوندها، از او شخصیتی مردمی میسازد.
او حتی به دنبال شر نیز میرود. اما برای کمک به مردم ...
رابطهاش با خانواده، بهویژه پدر، یکی از محورهای احساسی فیلم است. نوجوانی که بیش از سنوسالش دغدغه دارد و خودش را موظف میداند بار بخشی از زندگی را به دوش بکشد. حس ادای دین به پدر و فداکاری برای خانواده، او را زودتر از همسالانش بالغ میکند. انگار از همان سالها یاد گرفته که «مرد بودن» فقط در حرف نیست، در عمل و مسئولیتپذیری است. همین روحیه خدمت و ازخودگذشتگی، بذر همان فرماندهای را در وجودش میکارد که سالها بعد همه میشناسند.
با این حال، «کوچ» بینقص نیست. ضعف آن به موسیقی برمیگردد. در حالی که فضای عشایری ظرفیت بالایی برای استفاده از نغمهها و موسیقی بومی دارد، موسیقی فیلم آنطور که باید با فضا هماهنگ نشده و میتوانست تأثیرگذارتر باشد.
محمد اسفندیاری ، کارگردان این فیلم در نشست خبری گفت: فیلم «کوچ» نتیجه فاصله گیری از کلیشههای رایج در ژانر بیوگرافی و یک شخصیت قهرمان است.
سعی کردیم یک مقدار ساختار شکنانه تر به ژانر بیوگرافی نگاه کنیم و همیشه لحظه قهرمانی را نشان میدهیم و تلاش کردیم تصویر متفاوتی از یک قهرمان و زندگی او بدهیم.
شخصیت اصلی این فیلم بر اساس یک زندگی عادی است و توانستیم به یک مدلی ایرانی و اسلامی برسیم.
در مجموع، «کوچ» یک بیوگرافی کامل و پرجزئیات از یک قهرمان ملی نیست و شاید برای کسانی که انتظار یک روایت حماسی دارند، چندان راضیکننده نباشد. اما نقطه قوتش در سادگی و صداقتش است. فیلم تلاش نمیکند اغراق کند یا اسطوره بسازد؛ فقط حقیقت یک زندگی ساده را نشان میدهد.
و شاید همین سادگی است که بیش از هر چیز، در ذهن میماند: اینکه یک کودک از دل همین کوی و برزنها، با ایمان، تلاش و لقمههای حلال، میتواند به قهرمانی بزرگ تبدیل شود.