دختر پری خانم، فیلم فانتری با چاشنی شوخیهای اروتیک که به سختی هم نمیتوان دید!
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، علیرضا معتمدی که پیشتر با فیلمهایی چون رضا و چرا گریه نمیکنی؟ شناخته میشد، در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با دختر پریخانم بازگشته است؛ فیلمی که بار دیگر «سوگ» را در مرکز روایت قرار میدهد، اما اینبار سوگِ مادر، نه به عمق میرسد و نه موفق به ایجاد صحنهای تاثیر برانگیز میشود.
فیلمی در تلاش برای جستو جوی معنا
به نظر میرسد معتمدی در آستانه چهلسالگی، درگیر جستوجویی پستمدرن برای معنا و بازتاب شکستهای عاطفی خود است؛ جستوجویی که قرار بوده به خلق اثری متفاوت و شخصی منجر شود، اما در نهایت به تجربهای سردرگم و ناموفق انجامیده است.
فیلم با صحنههای اغراقآمیز دوران کرونا آغاز میشود؛ شستن پفکها، ضدعفونی افراطی مواد خوراکی و الکلیکردن همهچیز، نوید ورود به جهانی سوررئال و کرونازده را میدهد. با این حال، این ایده در همان آغاز رها میشود و در ادامه چیزی جز ماسک و اشارههایی پراکنده و بیربط از آن باقی نمیماند.
مونولوگهای درونی که قرار است به عمق روانی شخصیتها بیفزاید، نهتنها کمکی به روایت نمیکند، بلکه ریتم فیلم را بهشدت کند و فضا را ملالآور میسازد. بازی سها نیاستی نیز در قالب شخصیتی لوس و تکبعدی باقی میماند و فاقد ظرافتهای بازیگری است که بتواند بار احساسی فیلم را به دوش بکشد.
فضای فانتزی اثر، همراه با شوخیهای ناموفق و ریتم کند، در نهایت به دستپختی بیمزه میانجامد. شوخیهای اروتیک شخصیت خدمتکار (با بازی صحرا اسداللهی) و اصرار بر محرمشدن، بیش از آنکه طنز ایجاد کند، به ورطهی طنز سخیف جنسی میافتد و حتی لبخندی گذرا هم به تماشاگر هدیه نمیدهد.
فیلمنامهای آشفته و روایتی بیخط
تماشای فیلم هرچه پیشتر میرود دشوارتر میشود؛ نمادپردازیها، مونولوگها و شعرخوانیها هیچکدام در خدمت خط روایت مشخصی نیستند و فیلمنامه اساساً دچار آشفتگی ساختاری است. معتمدی در تلاش برای دستیابی به امضای شخصی و متفاوت دیدهشدن، انسجام روایی را قربانی کرده است.
در نهایت، دختر پریخانم بیش از آنکه تجربهای جسورانه باشد، نمونهای از فیلمی دوستنداشتنی است؛ معتمدی به دنبال امضای شخصی و متفاوت دیده شدن است اما به نظر میرسد تنها لقبی که میتوان به اثر او داد دوست نداشتنیترین فیلم جشنواره چهل و چهارم فجر تا روز پنجم است که ۹۰ دقیقه وقت بیننده را هدر میدهد!