تلخی «زنده شور» کام جشنواره فجر را شیرین کرد/ آیا فیلم کاظم دانشی ضد قصاص است؟
به گزارش گروه فرهنگ وهنر خبرگزاری دانشجو، «زندهشور» تازهترین فیلم کاظم دانشی، در واپسین ساعتهای حیات پنج محکوم به اعدام میگذرد؛ روایتی فشرده، تلخ و ملتهب که مخاطب را از همان دقایق نخست درگیر اضطراب و تعلیقی نفسگیر میکند. دانشی که پیشتر با علفزار نشان داده بود به ملودرام اجتماعی–جنایی مسلط است، اینبار نیز در همان مسیر حرکت میکند و نمرهای قابل قبول از جشنواره فجر میگیرد.
شروع قوی و نفسگیر با درخشش ستارهها
فیلم با اتکا به گروهی پرستاره شامل بهرام افشاری، حامد بهداد، امیر جعفری، سارا بهرامی و شبنم مقدمی، از حیث جذب مخاطب دست بالا را دارد؛ بازیگرانی که هرکدام بهتنهایی ظرفیت گیشه را بالا میبرند. شروع فیلم یکی از نقاط قوت اصلی آن است؛ آغاز پرتنش و حسابشدهای که التهاب فضای زندان و اضطراب لحظات پایانی محکومان را بهخوبی منتقل میکند.
میزانسنها و دکوپاژ دقیق، فضای بسته و خفقانآور زندان را باورپذیر میسازد و موسیقی متن نیز بدون اغراق، همگام با ریتم روایت حرکت میکند و به تعلیق اثر دامن میزند. در میان بازیها، امیر جعفری در نقشی کوتاه اما تأثیرگذار، تصویری ماندگار از دقایق پایانی یک محکوم به اعدام خلق میکند. بهرام افشاری نیز با فاصله گرفتن از ذهنیت طنزی که پیشتر در مخاطب شکل داده بود، در نقش نماینده دادستان ظاهر میشود؛ کاراکتری جدی و کنترلشده که تا حد زیادی موفق از آب درآمده است. بازی حامد بهداد هم ترس و ضعف کارکترش را هنرمندانه به تصویر میکشد.بهطور کلی، انتخاب نقشها و «دوختن پیراهن» هر کاراکتر متناسب با بازیگر، از دقت کارگردان حکایت دارد.
افت فیلم و جاده خاکی زدن روایت
فیلمنامه «زندهشور» در کلیت خود جذاب، پرکشش و بهشدت تلخ است؛ تلخیای که آزاردهنده نیست و به جان مینشیند. با این حال، فیلم از اواسط دچار افت ریتم میشود و ضرباهنگ اولیهاش را از دست میدهد. افزون بر این، برخی جزئیات داستانی و دیالوگها—بهویژه جملاتی که از زبان نماینده دادستان شنیده میشود—با قواعد حقوقی و منطق قضایی همخوانی ندارد و باورپذیری اثر را خدشهدار میکند.
یکی دیگر از نکات قابل توجه فجر امسال، تکرار چهرههایی است که به بازیگران ثابت این روزهای سینما بدل شدهاند؛ از حامد بهداد و رویا جاویدنیا گرفته تا علیرضا آرا و عرفان ناصری؛ حضوری پرتعداد که خود محل تأمل است.
آیا زنده به شور ضد قصاص است؟
اما بحثبرانگیزترین بخش «زندهشور» به لایه معنایی آن بازمیگردد. فیلم در پس روایت تلخ خود، رگههایی از رویکردی ضد قصاص را نمایان میکند؛ نگاهی که هرچند بر فضیلت بخشش و گذشت—که در دین اسلام نیز به آن توصیه شده—تأکید دارد، اما سوی دیگر این مفهوم، یعنی فلسفه و کارکرد بازدارنده قصاص، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. گویی فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه، یکسویه به مسئله مینگرد؛ در حالی که آیه «وَلَکُم فِی القِصاصِ حَیاةٌ» یادآور تعادل میان عدالت و حیات اجتماعی است.
از سوی دیگر، قاضی چادری فیلم هم کارکتر دوست نداشتنی قصه است که به دنبال رضایت گرفتن نیست. ترکیبی که به نظر نمیرسد اتفاقی باشد.
«زندهشور» فیلمی تلخ، پرتنش و قابل بحث است؛ اثری که اگرچه در نیمه دوم از نفس میافتد، اما همچنان یکی از آثار قابل تأمل جشنواره فجر امسال به شمار میآید و از مدعیان اصلی جایزه است.