سوریه‌سازی ایران؛ هدف پنهان متجاوزان در سومین جنگ تحمیلی
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۷۸۰۶۵
یادداشت|

سوریه‌سازی ایران؛ هدف پنهان متجاوزان در سومین جنگ تحمیلی

در میانه سومین جنگ تحمیلی بر ایران که با حملات هماهنگ و گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده، شاهد الگویی تکراری، اما خطرناک از راهبرد تخریب سیستماتیک هستیم.
سوریه‌سازی ایران؛ هدف پنهان متجاوزان در سومین جنگ تحمیلی

گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، محمد مهدی ملکی، در میانه سومین جنگ تحمیلی بر ایران که با حملات هماهنگ و گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده، شاهد الگویی تکراری، اما خطرناک از راهبرد تخریب سیستماتیک هستیم.

این جنگ که به درستی از سوی تحلیلگران و رسانه‌های داخلی به عنوان ادامه سیاست‌های تجاوزکارانه دشمنان نام‌گذاری شده، فراتر از درگیری نظامی صرف است. هدف اصلی، اجرای سناریوی «سوریه‌سازی» ایران است؛ همان الگویی که پس از سقوط بشار اسد در دمشق در دسامبر ۲۰۲۴، سوریه را به عرصه‌ای از هرج‌ومرج، تضعیف نهاد‌های مرکزی و تهدید تجزیه تبدیل کرد.

دشمنان ایران به خوبی می‌دانند که قدرت واقعی جمهوری اسلامی ایران نه در تسلیحات صرف، بلکه در انسجام ملی، زیرساخت‌های حیاتی و دولت مرکزی قوی نهفته است. از این‌رو، همزمان با حملات به مراکز نظامی و فرماندهی، تمرکز ویژه‌ای بر تخریب زیرساخت‌های خدماتی و اقتصادی کشور شده است.

نیروگاه‌ها، شبکه‌های انرژی، سیستم‌های ارتباطی، بنادر و مسیر‌های حمل‌ونقل که طی دهه‌ها با سرمایه‌گذاری کلان ملی ساخته شدند، هدف قرار گرفته‌اند.

این زیرساخت‌ها متعلق به هیچ جناح، سلیقه یا گروه خاصی نیستند؛ آب آشامیدنی شهروندان، برق بیمارستان‌ها، جاده‌های ارتباطی میان استان‌ها و شبکه اینترنت که زندگی روزمره میلیون‌ها ایرانی را تأمین می‌کند، سرمایه‌ای مشترک برای همه اقشار جامعه است؛ از کارگر و کشاورز تا استاد دانشگاه و تاجر، از جوانان با پوشش‌های متنوع تا نخبگان فکری با دیدگاه‌های گوناگون.

این تخریب عمدی، دقیقاً الگوی سوریه پس از اسد را تکرار می‌کند. در آن کشور، پس از سقوط رژیم سابق، هرج‌ومرج امنیتی، فروپاشی خدمات عمومی، قطع برق و آب مداوم و ظهور گروه‌های مسلح پراکنده، دولت مرکزی را به چالش کشید و زمینه را برای دخالت‌های خارجی و تهدید تجزیه فراهم آورد.

اکنون همان بازیگران، با تجربه‌ای که از سوریه اندوخته‌اند، می‌خواهند ایران را به همان سرنوشت دچار کنند. تضعیف همزمان دولت مرکزی از طریق ترور فرماندهان و مقامات کلیدی، تخریب زیرساخت‌هایی که بازسازی‌شان سال‌ها زمان و میلیارد‌ها دلار هزینه می‌برد و ایجاد خلأ قدرت که بتواند به فروپاشی داخلی منجر شود.

اما بعد از تضعیف دولت مرکزی، گام بعدی دشمنان چیست؟ تجزیه ایران. آنها به دنبال تعمیق شکاف‌های قومی، مذهبی و اجتماعی هستند. با انتشار شایعات، عملیات روانی سایبری و حمایت پنهان از گروه‌های حاشیه‌ای، تلاش می‌کنند تا میان اقوام ایرانی کُرد، بلوچ، عرب، ترک، لُر و فارس و نیز میان اقشار مختلف جامعه شهری و روستایی، مذهبی، سنتی و مدرن شکاف ایجاد کنند.

هدف آنها، تبدیل ایران به مجموعه‌ای از مناطق پراکنده و درگیر جنگ داخلی است؛ جایی که «چند دستگی» داخلی، دشمن خارجی را به پیروزی آسان برساند. این همان تاکتیکی است که در سوریه پس از ۲۰۲۴، با تحریک تنش‌های فرقه‌ای و قومی، کشور را برای سال‌ها در باتلاق ناامنی نگه داشت.

با این حال، دشمنان ایران بار دیگر در محاسبه خود دچار اشتباه محاسباتی شده‌اند. تاریخ معاصر ایران بار‌ها نشان داده که در برابر تهدید خارجی، همه تفاوت‌های داخلی رنگ می‌بازد.

مردم ایران، با هر تفکر سیاسی، سلیقه فرهنگی، نوع پوشش و ظاهر، عمیقاً خواهان «ایرانی قوی» هستند. از کوچه‌های تهران تا روستا‌های سیستان و بلوچستان، از کردستان تا خوزستان، ایرانیان همواره در لحظات حساس ملی، متحد شده‌اند.

از جنگ تحمیلی اول (هشت سال دفاع مقدس)، تحریم‌های طولانی و اکنون این سومین جنگ، همگی گواه این اتحادند. مردم اجازه نمی‌دهند زیرساخت‌های مشترک‌شان که نماد پیشرفت و استقلال ملی است به دست بیگانگان ویران شود.

آنها نمی‌پذیرند که کشور به سمت تجزیه و فروپاشی برود. این اتحاد فراتر از شعار است م مصادیق عینی آن را در حضور‌های گسترده مردمی در مراسم تشییع شهدا، حمایت از نیرو‌های مسلح و مقاومت روزمره در برابر فشار‌های اقتصادی و روانی دیده‌ایم.

در این میان، جامعه جهانی و سازمان‌های بین‌المللی نمی‌توانند بی‌طرف بمانند. آمریکا و رژیم اسرائیل، با کشتار شهروندان غیرنظامی، بمباران مناطق مسکونی و اختلال عمدی در خدمات حیاتی، جنایات آشکاری مرتکب شده‌اند که مستندات متعدد آن در گزارش‌های اولیه میدانی موجود است.

سازمان ملل متحد، شورای امنیت، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و نهاد‌های حقوق بشری، بهتر است تا دیر نشده، نسبت به این اقدام نامشروع و غیرقانونی واکنش جدی نشان دهند و جلوی این تجاوزات را بگیرند. چرا که شعار‌های همیشگی‌شان در دفاع از حقوق بشر، حفاظت از غیرنظامیان و جلوگیری از جنایات جنگی، حتی به ظاهر هم باشد، باید به واقعیت نزدیک شود. سکوت یا دوگانگی استاندارد، تنها مشروعیت این نهاد‌ها را بیش از پیش زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که «حقوق بشر» برای آنها ابزاری انتخابی است، نه ارزشی جهانی.

ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، به انسجام داخلی و هوشیاری ملی نیاز دارد. زیرساخت‌های تخریب‌شده قابل بازسازی است، اما اعتماد ملی و وحدت، سرمایه‌ای است که هیچ بمبی نمی‌تواند آن را نابود کند.

دشمنان با سوریه‌سازی ایران، رویای تجزیه را در سر می‌پرورانند، اما ملت ایران، با درس‌گیری از تاریخ و تجربه سوریه، بار دیگر نشان خواهد داد که ایران واحد و قدرتمند، تنها گزینه ممکن است. این جنگ تحمیلی نیز، مانند دو جنگ پیشین، با پیروزی ملت ایران و حفظ تمامیت ارضی به پایان خواهد رسید.

پربازدیدترین آخرین اخبار