مرتضی سرهنگی: روایتِ توانستن یک «ملت»/ قیمتِ تمام شده یک جنگ
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۷۸۵۴۸

مرتضی سرهنگی: روایتِ توانستن یک «ملت»/ قیمتِ تمام شده یک جنگ

تاریخ جهان مملو از نمونه‌هایی است که اشغال‌گران سال‌ها و حتی دهه‌ها در یک کشور باقی مانده‌اند. اما ما توانستیم این سربازان را از کشور بیرون کنیم. همین «توانستن» است که امید می‌سازد؛ امیدی که ریشه در واقعیت دارد، نه در اغراق یا خیال‌پردازی.
مرتضی سرهنگی: روایتِ توانستن یک «ملت»/ قیمتِ تمام شده یک جنگ

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در تاریخ مکتوب ملت‌ها، برخی فصول «حساب کتابِ» یک دوره را نیز می‌گشایند. ادبیات مقاومت به ویژه در تجربه هشت سال دفاع مقدس، برای جامعه ایرانی چنین کارکردی داشته است: محاسبه هزینه‌ها و ثبت سرمایه‌های امید. مرتضی سرهنگی از پیشگامان تاریخ شفاهی جنگ، سه دهه را صرف شنیدن، ثبت و فهم این «حساب‌کتاب» کرده است. برای او ادبیات پایداری بیش از هر چیز روایت «توانستن» یک ملت است؛ توانستنی که اگر بدون اغراق و با صداقت روایت شود، خود به سلاحی در «جنگ روایت‌ها» و سرمایه‌ای برای آینده بدل می‌شود.

درک «قیمت تمام‌شده جنگ» دفاع را از شعار به یک مفهوم عینی و تاریخی پیوند می‌زند. گفت‌وگو با سرهنگی را در ادامه بخوانید:

 

به نظر شما ادبیات مقاومت در نقشه بزرگ‌ «ایران مکتوب» چه جایگاهی دارد؟ ادامه یک سنت کهن است یا فصل تازه‌ای از روایت‌گری؟

 

ادبیات مقاومت که ادبیات جنگ بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد در همه دنیا و میان همه ملت‌هایی که تجربه جنگ داشته‌اند، جایگاه ویژه‌ای دارد. علت این اهمیت روشن است. ادبیات جنگ قیمت تمام‌شده جنگ را برای نسل‌های بعدی نشان می‌دهد. وقتی این قیمت دیده و درک می‌شود تازه می‌توان فهمید دفاع از کشور، مرزهای جغرافیایی و هویت ملی چه هزینه‌ای داشته است. بدون این آگاهی، دفاع به مفهومی انتزاعی و شعاری تبدیل می‌شود که پیوندی با تجربه تاریخی یک ملت ندارد.

 

ادبیات مقاومت، ادبیات امید است. ملت ما در برابر هجوم ارتش بیگانه مقاومت کرد و این کار اصلاً آسان نبود. سربازی که وارد یک وطن می‌شود و خاک پوتینش را روی آسفالت خیابان‌ها می‌گذارد، معمولاً به‌راحتی آن سرزمین را ترک نمی‌کند. تاریخ جهان مملو از نمونه‌هایی است که اشغال‌گران سال‌ها و حتی دهه‌ها در یک کشور باقی مانده‌اند. اما ما توانستیم این سربازان را از کشور بیرون کنیم. همین «توانستن» است که امید می‌سازد؛ امیدی که ریشه در واقعیت دارد، نه در اغراق یا خیال‌پردازی.

 

جغرافیای ایران حدود چهار برابر جغرافیای عراق است. صدام با کشوری وارد جنگ شد که هفت برابر بزرگ‌تر از کشور خودش بود. این نسبت‌ها صرفاً عدد نیستند؛ پشت آن‌ها پیچیدگی‌های گسترده نظامی، اجتماعی و انسانی قرار دارد. ما در این جنگ از ۱۵ کشور مختلف، از جمله تونس، مصر، کویت و کشورهای دیگر اسیر گرفتیم. من شخصاً با برخی از این اسرا گفت‌وگو کرده‌ام. این گفت‌وگوها نشان می‌دهد که جنگ در درگیری دو کشور یا دو ارتش خلاصه نمی‌شود و تقابل روایت‌ها، منافع و نگاه‌ها را نیز باید بخش مهمی از آن به شمار آورد. ادبیات این امکان را فراهم می‌کند که این پیچیدگی‌ها به زبان انسانی و قابل‌فهم منتقل شود.

 

نوع نگاه ملت‌ها به جنگ چه تاثیری روی ادبیات مقاومت دارد؟ فی‌المثل نگاه خاص ما ایرانیان در حفاظت از مرزهای میهن چه نسبتی با ادبیات مقاومت پیدا کرده است؟

 

بعد از جنگ جهانی دوم کسی منتظر مورخان رسمی نماند. نویسندگان خودشان دست به قلم شدند و نوشتند. کشور آلمان صاحب ادبیات ضدجنگ شد. این کشور اساسا ادبیات مقاومت ندارد، چرا که کسی از جنگ هیتلر دفاع نمی‌کند؛ اما در روسیه وضعیت متفاوت است. آن‌ها با ادبیات جنگ زندگی کرده‌اند و همچنان زندگی می‌کنند و حتی اتحادیه نویسندگان جنگ دارند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که نوع نگاه به جنگ، نوع ادبیاتی را که شکل می‌گیرد تعیین می‌کند. برای من این تجربه‌ها یک درس است. اینکه دفاع از کشور فقط در میدان نبرد اتفاق نمی‌افتد و در حافظه فرهنگی و مکتوب نیز ادامه دارد. ملتی که از سرزمین خود دفاع نکند، ملت زنده‌ای نیست.

پربازدیدترین آخرین اخبار